پایگاه حجت الاسلام سیدمحمدجواد حسینی تبار

۲ مطلب در دی ۱۴۰۳ ثبت شده است

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین 

امروز 26 دی ماه سالروز یک واقعه که بدست شما انقلابیان عزیز اعم از برادر و خواهر با همراهی با امام اتفاق افتاد و آن فرار محمدرضا شاه بود.

خاندان پهلوی برای پاک کردن صورت مساله برای اینکه بدست مردم نیوفتند تا محاکمه شوند مجبور می شوند فرار کنند و فرار کردن شده عادت این خاندان.

اول از رضاخان در کتاب تاریخ 20ساله ایران جلد8 آمده است که بعضی ها گفتند رضاخان تبعید شده نه همین را هم در کتابها القا کردند ولی

در واقع رضاخان فرار می کند 

سال 1320 وقتی متفقین به ایران می آیند و نیروهای شوروی به تهران نزدیک می شوند تصمیم به فرار گرفت که 25 شهریور 1320 آمد به سمت اصفهان و بعد از بندرعباس ایران را ترک کند که القا کردند مورد نفرین قرار می گیرد و در فلان جزیره می آید فلان اتفاق می افتد.

دوم محمدرضا شاه هم دو فرار را در دوره ی قدرت خودش ثبت می کند.

فرار اولش 28 مرداد 1332 بخاطر کودتا 

فرار دوم 26 مرداد 1357 که بخاطر مسائلی 

مطلبی را مطالعه کردم که حس من اینست امام دلش نمی خواست شاه از ایران برود. چرا؟ کتابی است بنام خدمتگذار تخت طاووس از آقای پرویز راجی مطلبی دارد که این برداشت می شود حرف امام. آقای راجی در کتاب می گوید که شاه با هر اقدامی وقار و شخصیت خودرا زیر پا گذاشته که یک مساله فرارش از ایران بود. 

امام صحبتی داشت که شاه باید برود و بخاطر این مطلب مردم دنبال این بودند که شاید باید از ایران برود ولی در 17 دی 57 صحبتی دارد با این مضمون که مردم فکر کردند شاه باید از ایران برود مطلب این نیست که شاه از مملکت برود یعنی شاه در مملکت بماند ولی سلطنت نداشته باشد.

البته یک چیز هم به امام گفتند که ما چند سالی است که آن را مشاهده می کنیم و این بود فرمودند سیاسیون بمن گفتند که شاه را اگر از ایران بیرون کنیم بدون استثنا کسانی هستند که نمی توانند دست از مخالفت با رژیم شاهنشاهی  بردارند الان هم همین است. البته شما مشکلات فعلی مملکت و انقلاب را ببینید قرار نبود وقتی امام آمدند 22 بهمن سخنرانی کردند مملکت گل و بلبل بشود نه چون اگر جوانهای الان ما و جوان های گذشته ی ما که ریش سفیدان ما باشند تمام سخنرانی های امام را گوش کنند و بخوانند متوجه چند کد در سخنرانی ها می شوند.

کد اول امام در 26 دی ماه وقتی ازشون مصاحبه می گیرند فرمودند خروج شاه اولین مرحله پیروزی است اما ملت بداند با رفتن شاه پیروزی نیست. چرا؟ چون فرمودند ما مشکلات زیادی درپیش داریم یعنی باید ناآبادی ها آباد بشود که تا الان هنوز اتفاق نیوفتاده که دلیل هم دارد.

کد دوم وقتی به امام گفتند قرار نیست همه دست از رژیم شاهنشاهی بردارند یعنی به امام می خواهند گویند هستند کسانی که تفکراتشان مانند تفکرات شاه است یعنی مملکت باید زیر چتر کدخدا باشد وقتی وصیت امام را می خوانیم فرمودند نگذارید مملکت به دست نااهلان بیوفتد یعنی مراقب باشید کسانی را سر کار بیاورید که گوشش به صدا و چشمش به دهان کدخدا نباشد که چه می گوید و او هم عمل کند.

اما بخش بعدی صحبت پیرامون حضرت زینب است

حضرت زینب خصوصیاتی دارد که هرچقدر صحبت بشود کتاب نوشته بشود نمی توان برای این خصوصیات توضیحات و تفصیلات قائل شد.

چرا که یکی از علما وقتی به نام نامی حضرت زینب می رسد می گوید زینب و ماالزینب و ما ادراک مالزینب.

یکی از خصوصیات حضرت جبل الصبر بودن است یعنی کوه صبر است.

آنجایی می شود کوه صبر که در مدینه مادرش را از دست می دهد می شود دختر شهیده بعد از کوفه پدرش را از دست می دهد می شود دختر شهید و بعد در مدینه برادرش را از دست می دهد می شود خواهر شهید در کربلا 2 فرزندش به شهادت می رسد می شود مادر شهید برادر زاده هایش به شهادت می رسند می شود عمه شهید برادران دیگرش را از دست می دهد باز می شود خواهر شهید اینها کم نیست اینها را با چشم می بیند که بخاطر این داغ سنگین کربلا 1سال و نیم بیشتر زنده نمی ماند.

صبوریت حضرت زینب یک جا خیلی پررنگ می شود آنجایی که در مجلس ابن زیاد می فرماید ما رایت الاجمیلا.

مگر می شود با آن اتفاقاتی که در کربلا افتاده است کربلا زیبا باشد؟ بله هم زیباست و هم درس است در این عبارت می خواهد بگوید نباید زیاد به خیمه های سوخته و اسارت و .. مسائل نگاه کنیم در نگاه ظاهری نگاه کنیم به سیدالشهدا که فرزند 6ماهه خودش را بر روی دست گرفته می فرماید خدایا این مصیبت برای حسین آسان است چون تو داری می بینی یا وقتی حبیب می آید بالای سر مسلم بن عوسجه می گوید مسلم حرفی توصیه ای؟ عرض می کند حبیب جان تو و جان حسین یا وقتی آن غلام سیاه امام حسین که دارد نفس های آخر را می کشد حضرت می آید بالای سر او اصلا فکرش را هم نمی کرد کسی بیاید بالای پیکرش چشمانش را باز می کند می گوید من افتخار می کنم که شخصیتی مانند حسین صورتش را روی صورت من گذاشت.

حضرت زینب این ها را دارد توصیف می کند.

جای دیگر هم خیلی زیباست آنجایی که فاطمه می آید محضر رسول الله این فرزند در رحم من با من صحبت می کند روضه می خواند پیامبر می فرماید این فرزند با لب تشنه به شهادت می رسد که نه تو هستی نه علی هست نه حسن خداوند خواهری می دهد که او عزاداری می کند و بعد از خواهر او کسانی هستند که برای او عزاداری می کند که شب عاشورا به برادر می گوید به اینها اطمینان داری؟ فرمود بله به اینها خیلی اطمینان دارم.


فاطمیه روستای اسماعیل آقامحله
1403/10/26

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین 

میلاد امیر المومنین تنها یک روز تاریخی نیست بلکه سرآغاز یک تحول بزرگ در تاریخ بشریت است. 

امیرالمومنین با ولادتش چند مساله معنا می بخشد که باید به آنها توجه و پرداخته بشود امیر المومنین نه فقط یک رهبر بلکه یک الگوست بی بدیل که بشریت باید در تمام دوران و عصر و زمان از این شخصیت الگوبرداری کند. الگوبرداری هم بدون بیان نکات از زبان دشمن هم نمی شود. این را یادمان باشد کسی می تواند قدرتمند باشد که دشمن از نفوذ کلام او به ستوه آمده باشد. 

اگر کسی بخواهد از خودش تعریف کند می گویند خودش است اگر خودی تعریف کند می گویند از خودش است وقتی دشمن تعریف کند می شود قدرت شخص

شما ببینید سالهای قبل به خیابان ریختند دنبال سرنگونی انقلاب بودند الانی که دنبال این هستند فرصت پیش بیاید به خیابان ها بریزند برای سرنگونی نظام مقدس جمهوری اسلامی به دنبال این هم باشیم که دشمن نسبت به نظام چه می گوید اقلیت دشمن هستند که به دنبال سرنگونی نظام هستند اما اکثریت قریب به اتفاق نظراتی دارند نسبت به نظام که اگر جا داشت می گفتم این است قدرت نظام جمهوری اسلامی ایران را رهبری کسی که دشمن میگوید او تمام برنامه های ما را خراب می کند.

شما رهبر ایران را ببینید اگر ما تعریف کنیم می گویند خب انقلابی است باید تعریف کند اگر دشمن تعریف کند می شود قدرت او

اولین مساله که باید مورد توجه قرار بگیرد شجاعت و دلاوری امیرالمومنین است. در جنگ احد وقتی سپاه اسلام با بی توجهی سربازان سپاه از دستورات پیامبر و دنیا پرستی دنبال غنیمت بودند و پاتک سنگینی از دشمن می خورند و با زخمی شدن پیامبر و امیرالمومنین شکست می خورد اصحاب دو گروه شدند یا بخاطر بدست آوردن غنیمت کشته شدند یا پا به فرار گذاشتند تنها کسی که ماند تا جان رسول الله حفظ بشود امیر المومنین بود که دشمن وقتی می خواهد از امیر المومنین تعریف کند او را به شیر تشبیه می کند که وقتی خبر شهادتش به معاویه می رسد در آن ساعت خواب بود متوجه می شود روضه خوان علی می شود.

همسرش از او سوال می کند معاویه تا دیروز لعن علی میگفتی الان عزادار علی شدی ؟ گفت تو نمی شناسی او را ولی من میشناسمش

 پس اولین خصوصیت امیرالمومنین شجاعت است. 

دومین خصوصیت عدالت محوریست 

 امیر المومنین مثل سیاستمندان عصرهای ما در کشورهای مختلف اهل زد و بند و پارتی بازی و باند بازی نبود دنبال گرفتن حق و تقسیم حق بود حتى بطوری که اگر بنا بود خانواده او هم حق کشی می کردند رحم نمی کرد. 

 وقتی بعد از خلیفه سوم به خلافت می رسد از بیت المال تقسیم میکند برادرش عقیب اعتراض می کند یا علی من برادرت هستم برادریم یک نگاه دیگر نسبت به من داشته باش امیرالمومنین او را با سیخ داغ مجازات می کند.

زندگی امیرالمومنین پر است از عدالت محوری شما کتاب قضاوتهای امیرالمومنین را بخوانید می بینید که یک جا به او می گوید اگر تو نبودی قطعا من کشته میشدم یا وقتی به شهادت می رسد دشمن میگوید او بخاطر عدالتش به شهادت رسید یک های دیگر میگویند عدالت او از زبان ما که بر تختهای قدرت نشسته بودیم عجیب بود! 

عجیب تر اینجاست که میگویند به اندازه ای قاطع بود حتی بر ما که ما فامیل پیامبر بودیم حامیان دین بودیم حکم می کرد. 

اما شما می بینید با وجود تمام کینه ها و دشمنی ها وقتی به امیرالمومنین می رسند اقرار به شکست می کنند آن هم در برابر عدالتش در برابر شجاعتش در برابر تقوایش


حسینیه روستای اسماعیل آقا محله