اعلام برنامه شب قدر1399

بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین
اگر از ما بپرسند که معنویترین قشر در بین سنین مختلف، کدام سن هستند باید گفت جوانها.
دلایل زیادی را میتوان ذکر کرد که چرا جوانها معنویترین قشر جامعه هستند؛
1.عاشقپیشگی
یکی از دلائل عاشق پیشه بودن جوانهاست. بقول معروف از یک طرف جوانی هست و عشقبازیهایش و از طرفی جوانی هست و عبادت و این عبادت اگر همراه با عشق بازی با خدا باشد از نوع بهترین عبادتها محسوب می شود.
خدا رابطه خوبی با جوانها دارد کافیست جوانها را باخدا آشنا کنیم.
امام صادق ع فرمود: إنَّ أحَبَّ الخَلائِقِ إلَى اللّهِ تَعالى شابٌّ دوستداشتنىترینِ آفریدگان نزد خداوند بخاطر چند تا دلیل 1.حَدَثُ السِّنِّ کم سال بودن 2.فی صورَةٍ حَسَنَةٍ خوشسیمایى است 3.جَعَلَ شَبابَهُ و جَمالَهُ فی طاعَةِ اللّهِ تَعالى جوانى و زیبایىاش را برای اطاعت از خداوند بزرگ، قرار داده است ، ذاکَ الَّذی یُباهِی اللّهُ تَعالى بِهِ مَلائِکَتَهُ حَقّاخداوند بزرگ پیش فرشتگان افتخار مىکند ، فَیَقولُ: هذا عَبدی و مىفرماید: این، بنده حقیقى من است.
با توجه به این روایت این بدست می آید که عبد بودن در جوانی شکل می گیرد چون ظرفیت عبد بودن را دارد و عبد بودن در زمانی شیرین می شود که عشق به خداوند هم در آن باشد. أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ برترینِ مردم، کسى است که عاشق عبادت گردد
2. سرعت بر خیرات و خوبیها
دلیل دوم بر اینکه جوانها آمادگی بیشتری برای پذیرش معنویت و دین را دارند. این صفتی است که امام صادق ع برای جوان برمیشمارند. امام صادق ع به یکی از کسانی که برای تبلیغ به شهری سفر کرده بود فرمود در میان مخاطبانی که دعوت به دین میکنی سراغ جوانان برو بعد دلیل این مطلب را هم ذکر کردند فرمودند چون جوانان به هر خیرى پُرشتابترند.
عَلَیکَ بِالأَحداثِ؛ فَإِنَّهُم أسرَعُ إلى کُلِّ خَیر
3- لطافت روح و دل نازکی
دلیل سوم دل نازکی است اوصیکُم بِالشُّبّانِ خَیرا پیامبر فرمود: شما را به نیکى با جوانان سفارش مىکنمفَإِنَّهُم أرَقُّ أفئِدَةً زیرا نرمترینْ دلها را دارند
کسانی به دین پیوند بیشتری میخورند که روح لطیف و دلنازکتری داشته باشند.
اگر سختی دل مانع اصلی مقاومت در برابر دین و معنویت است، نرمی دل عامل اصلی پذیرش معنویت است.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و السلام علی اشرف الانبیاء و سید الاوصیاء محمد و آله الطاهرین
و اما بعد قال الله تعالی لیلة القدر خیر من الف شهر
ان شاء الله طاعات عبادات و عزاداری مورد توجه و تائید ولی الله الاعظم قرار بگیرد سفره برکت و فیض کرامت امیرالمومنین پهن است وقت اندک نکاتی را پیرامون این آیه شریفه عرض کنم ان شاء الله مورد توجه و عنایت قرار بگیرد.
یکی از نکاتی که در این آیه ی شریفه وجود دارد این است که شب قدر شب خیرات و مبرات است که در آیات و روایات فراوان در مورد شب قدر و فضیلت شب قدر بیاناتی از خداوند و معصومین بیان شده یکی لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ و یکی که شب قدر لیله مبارکه است.
سوال خیرات شب قدر چیست و لیله مبارکه است معنا چیست؟
یک معنا و خیرات شب قدر نزول قرآن است انا انزلناه فی لیلة القدر اما دلیل های دیگر در سوره قدر آمده است
در سوره قدر ذیل این سوال جوابهایی بیان شده است
1.مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ
هر عمل خیر انسان در این ماه عبادت است اما وقتی می رسد به لیالی قدر می گوید این شب فضیلتش اندازه هزار ماه عبادت است.
یک حساب و کتاب ساده اگر هزار ماه را بر12(تعداد ماه سال)تقسیم کنید می شود 83سال و سه ماه و خورده ای یعنی یک شب برابر است با 83سال عبادت
اگر سه هزار ماه را تقسیم بر 12 کنید می شود 250سال یعنی سه شب برابر است با 250سال عبادت
ما خودمان را خسته کنیم به خودمان برسیم 250سال نمی توانیم عمر کنیم اما شما سه شب عبادت می کنید خالصانه ارزشش اندازه250سال عبادت است.
2.تَنَزَّلُ الْمَلَائِکَةُ وَالرُّوحُ
ملائک در این شب بر انسان روزه دار هر جا که باشد فرود می آیند طلب استغفار می کنند و هر دعایی که داشته باشند ملائک آمین گو دعا هستند.
3.نکته ی آخر که اهمیت می دهد به شب زنده داری لیالی قدر جمله ی سَلَامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ است ملائک به اذن خداوند در هر مجلسی که روزه داران باشند ابلاغ سلامی به روزه داران دارند.
اما نکته ی مهمتر شب آخری را از دست ندهیم چون قدر به یقین شب23شب قدر است.
خدایا فرج امام زمان نزدیک بفرما
رهبرمان تائید بفرما
انچه شر است بدست ما بحق این شب عزیز از ما دور بفرما
آنچه خیر است بدست تو بحق این شب عزیز برای ما مقدر بفرما
بسم لله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین
خلاصه جلسه گذشته این شد که انسان در برابر ظلم دو رفتار دارد
یا عکس العمل نشان می دهد و خودش ظلم می کند
یا سکوت می کند حالا این سکوت یا از جانب خودش است که به او ظلم شده یا از جانب دیگران که به دیگری ظلم می شود و تماشا می کنند. من حیث المجموع هر سه دسته جزء ظالمین هستند
دعواهای خیابان تصادفات آتش سوزی های خانه و مغازه و ماشین و ... را شما نگاه کنید این اتفاقتی است که در هر جا مشاهده می شود اکثر مردم تماشاگرند متاسفانه فضای مجازی هم به ظلم این افرادتماشاگر دامن زده که سریعا تلفن همراه با روشن می کنند و شروع می کنند به فیلمبرداری که مبادا نزدیک بشوند.
مرگ و میرهایی که نسبت به این موضوعات وجود دارد همه ظلم به بشر است حق الناس است که متاسفانه کمتر کسی جرات گفتن دارد
شما حکومت موقت داعش و نسل کشی که داعش عربستان اسرائیل آمریکا انجام دادند رسانه ای هم می شود همه ی ما تماشاگریم که چه؟ او اوست و ما مائیم اما
بنیآدم اعضای یکدیگرند*که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بهدرد آورَد روزگار *دگر عضوها را نمانَد قرار
تو کز محنت دیگران بیغمی *نشاید که نامت نهند آدمی
سعدی خیلی جالب گفت اگر در جایی کسی مشکلاتی ایجاد می کند ظلمی می کند اگر سکوت کنی از انسانیت خارجی.
امیرالمومینن در وصیت نامه فرمودند کُونَا لِلظَّالِمِ خَصْماً وَ لِلْمَظْلُومِ عَوْناً دشمن ظالم و کمککار مظلوم باش
چقدر این قاعده در حاکمیت روی زمین انجام می شود؟ ما هم همکاری می کنیم به ظلم. این کلام مبنای انقلاب های روی زمین بود هر جای سیاستش عوض شد انقلاب بهم ریخت اما شما نگاه کنید انقلاب اسلامی ما با این مبنا بالای 40سال است هنوز پابرجاست.
اما یک واقعیت را بیان کنم ما برای اینکه کمک به مظلومان داشته باشیم دست به خیر ما خیلی زیاد است.
موسسات خیریه قرض الحسنه ها اما برای از بین بردن ظلم ما هیچ موسسه ای نداریم. حقوق بشر داریم که برای مظلومان است اما سازمانی نیست که نابودگر ظلم باشد
همین موسسات برای کمک به کشورهای فقیر خیلی فعالیت دارند اما وقتی پای منافع آنها در برابر آمریکا و اجانب که کشور ظلم هستند می رسد سکوت می کنند.
توجه کنید اینکه
1.در مسیر مظلومیت ظلم نکنی
2.ظلم ظالم را هم تحمل نکنی
3.یک جاهایی هم به تو ظلم بشود سکوت کنی
جمعش واقعا سخت است اما هنر امیرالمومنین این بود که همه ی اینها را داشت. هم عادل بود هم مظلوم نه به کسی ظلم میکرد. نه ظلم را میپذیرفت و نه تماشاگر ظلم بود.
روایت است کسی ظلمی مرتکب شد حضرت به قنبر دستور داد حد جاری کند قنبر بیشتر از حد به او میزند و تمام می کند امیرالمومنین که شاهد بود به قنبر فرمود بیشتر از حد زدی(حالا ما باشیم می گوئیم بزنیم دلمان خنک بشود)امیرالمومنین تازیانه های مازاد را بر پیکره قنبر می زند تا شاهد ظلم نباشد.
این را خیلی شنیدیم که امیرالمومنین می خواستند با عدالت رفتار کند
امام کدام عدالت؟اینکه جرج جرداغ مسیحی می گوید علی در محراب شهادت با عدالت کشته شد و این عدالت باعث مظلومیت او شد کدام عدالت است؟
ان شاء الله در جلسه بعد به آن پرداخته خواهد شد
بسم لله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین
امیرالمومنین در زمان حیات خودش دو چهره داشت
یک چهره عدالت است یک چهره دیگر مظلومیت علی بود که این مظلومیت بطور دقیق تحلیل و درک نشد.
امشب چه کسی بیشتر برای مظلومیت امیرالمؤمنین میسوزد؟
خود حضرت هم زیاد از مظلومیت خودشان سخن میگفتند. برخی تحمل نمیکردند اعتراض میکردند. چرا یا علی اینقدر از مظلومیت خود سخن میگویی؟ یکی مثل اشعث
اشعثی که ابن ابی الحدید می گویدهر فتنهای در لشکر امیرالمؤمنین رخ داد زیر سر اشعث بود. اشعثی که معاویه به اعتبار او قرآنها را بر سرنیزه کرد.
اشعث به امیرالمؤمنین اعتراض کرد گفت یا علی از زمانی که ما به عراق آمدهایم تو بر منبر نرفتی و خطبه نخواندی مگر اینکه گفتی من پیوسته مظلوم بودم از زمانی که رسولالله (ص) از دنیا رفت. چرا حقت را نگرفتی؟
عمق مظلومیت حضرت را ببینید حضرت فرمود: وَ لَقَدْ أَصْبَحَتِ الْأُمَمُ تَخَافُ ظُلْمَ رُعَاتِهَا وَ أَصْبَحْتُ أَخَافُ ظُلْمَ رَعِیَّتِی مردم از این میترسند که حاکمان به آنها ظلم کنند، و من از این میترسم که مردم به من ظلم کنند.
اینست مظلومیت علی مظلومیتی که جرج جرداق مسیحی در کتاب خودش می نویسد قُتِلَ عَلِیٌّ فِی مِحْرَابِ عِبَادَتِهِ لِشِدَّةَ عَدْلِهِ علی علیه السلام در محراب عبادت خویش قربانی عدالتش گردید عدالتی که همراه با مظلومیت است
ما چقدر می توانیم مانند علی مظلوم باشیم؟
حاضریم مظلومیت را تمرین کنیم؟
حاضریم به کسی که به ما ظلم کرد ظلم نکنیم؟
در تاریخ تحقیق کنید اولیاء خدا مظلومیت را تحمل می کردند
قابیل برادرش را تهدید به مرگ می کند اما برادر چه می کند سکوت
لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنی اگر تو براى کشتن من، دست دراز کنى ما أَنَا بِباسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ من هرگز به قتل تو دست نمىگشایم.
یعنی من حاضر نیستم برای رفع مظلومیت از خودم، به تو ظلم کنم.
اما سوال مهمتر اینجاست چقدر ما کار کردیم برای عدالت؟ کمی هم شده عدالت را انجام بدهیم جز علی نمی توانیم پیدا کنیم.
اگر مسخره کردن، مظلوم شدی ضایع کردند مظلوم شدی، بی خیال بشوی و نگویی بعدا جوابت را می دهم؟ یا جوابِ های هوی هست هنرمند جاده های سخت عدالت و مظلومیت هستی
علی را نمی شناخت روی علی سبزی گندیده ریخت امیرالمومنین آمد مسجد برای او دعا کرد و طلب مغفرت. این هنر است.
در زندگی هم باید پیاده بشود گاهی خانمها و اقایان برای رفع مظلومیت تا آنجا پیش میروند که ظالم میشوند.
قال رَسُولُ اللَّهِ ص ثَلَاثَةٌ إِنْ لَمْ تَظْلِمْهُمْ ظَلَمُوکَ السَّفِلَةُ وَ زَوْجَتُکَ وَ خَادِمُک حضرت فرمود: سه نفر هستند که اگر شما به آنها ظلم نکنی آنها به شما ظلم میکنند یکی از این سه نفر همسر شماست.
جالب اینجاست که اصلاً تو به آنها ظلم نکردی ولی آنها به تو ظلم میکنند و تو باید تحمل مظلومیت کنی.
اما خلاصه بحثم نه ظلم کردن خوب است و نه ظلم دیدن هر دو قبیح است از اکثر روایات این استنباط می شود که عده ای از اهل جهنم آنهایی هستند که در ظلم ساکت شدند یا به آنها ظلم شده ساکت شدند یا به دیگران ظلم شده و دیدند و ساکت ماندند.
روایت است ظلم سه تاست
1حق الله 2حق النفس 3حق الناس حق النفس ظلم به خود انسان است یا به بدن آسیب می رساند یا می گذارد کسی به او آسیب برساند
إنَّ اللّهَ عز وجل یَستَجیبُ لِلمَظلومینَ خداوند عز وجل دعاى ستمدیدگان را مىپذیرد ، ما لَم یَکونوا أکثَرَ مِنَ الظّالِمینَ مادام که از ستمکاران بیشتر نباشند ، فَإِذا کانوا أکثَرَ مِنَ الظّالِمینَ فَلا یَستَجیبُ لَهُم
ما نسبت به ظلم سه دسته هستیم که هر سه دسته جزء ظالمان هستند دو دسته بیان شد یا ظلم می کنیم یا می گذاریم ظلم کنند یک دسته دیگر تماشاگران ظلم هستند که ان شاء الله جلسه بعد
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمدو اله الطاهرین
بحث پیرامون توکل بود مقدمه ای از شب قبل و ان شاء الله ادامه بحث گفتیم توکل یعنی انسان امورات را به خدا بسپارد نتیجه ی آن دست خدا باشد انسان فقط مامور به انجام تکلیف باشد و ماموریت نتیجه به دست خدا باشد این معنای توکل.
بعد گفتیم توکل سه اثر دارد دو اثر در شب قبل بیان شد که یکی قدرت بود و دیگری بی نیازی
اما اثر سوم:
3.هموار شدن مشکلات
توکل سومین اثرش غلبه بر مشکلات است.
در کتاب غرر الحکم است از امیرالمومنین مَن تَوَکَّلَ علَی اللّه ِ ذَلَّت لَهُ الصِّعابُ، وتَسهَّلَت علَیهِ الأسبابُ هر که به خدا توکّل کند، دشوارىها براى او آسان شود و اسباب برایش فراهم گردد.
بعضی وقتها دعا می کنیم خدایا ما را انی به خودمان وامگذار می دانید منشا آن کجاست؟
منشائش آنجایی است که انسان به غیر خدا توکل کند. اگر انسان بغیر از خدا توکل کند خداوند عالم هم او را با همان واگذار می کند
ما سلّطَ اللّهُ على ابنِ آدَمَ خداوند بر آدمى مسلّط نکرد إلاّ مَن خافَهُ ابنُ آدَمَ مگر کسى را که آدمى از او مىترسد.و لَو أنّ ابنَ آدَمَ لَم یَخَفْ إلاّ اللّهَ اگر آدمى از کسى جز خدا نمىترسید ما سَلّطَ اللّهُ علَیهِ غَیرَهُ خداوند جز خود کسى را بر او مسلط نمىکرد و لا وُکِلَ ابنُ آدَمَ إلاّ إلى مَن رَجاهُ و آدمى واگذار نشد مگر به کسى که به او امید بست و لَو أنّ ابنَ آدَمَ لَم یَرْجُ إلاّ اللّهَ ما وُکِلَ إلى غَیرِهِ؛اگر آدمى جز به خدا امید نمىبست، به غیر خدا واگذار نمىشد.
4.شکست ناپذیری
توکل چهارمین اثرش شکست ناپذیری است.مَن تَوَکَّلَ علَی اللّه ِ لا یُغلَبْ
سوال41سال انقلاب سر پاست. دشمن شبانه روز هم دارد برای نابودی این انقلاب کار می کند چهار دهه ما را هم تحریم کرده چرا شکست نمی خورد؟چرا نابود نمی شود؟
ماندگاری انقلاب بخاطر چند چیز است دستمان به دست ولی جامعه است یدالله فوق ایدیهم یعنی دستمان در دست خداست هر وقت دستمان را از دست خدا کشیدیم بیرون شکست خوردیم.
هر جا انسان به خودش تکیه کند نه به خداوند عالم بداند شکستش صد در صد است
نمونه جنگ حنین که سپاه اسلام بیشتر از سپاه کفر بود ولی شکست خود.
تعداد لشکر اسلام از 8000تا12000نوشتند که در جنگی سابقه نداشت سپاه اسلام اینطور نیرو داشته باشد آنچنان سپاه اسلام مغرور شده بودند که با غرور تمام می گفتند ما شکست نمی خوریم اما ورق برگشت.
قرآن میفرماید: لَقَدْ نَصَرَکُمُ اللَّهُ فی مَواطِنَ کَثیرَةٍ خداوند شما را در جاهاى زیادى یارى کرد وَ یَوْمَ حُنَیْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْکُمْ کَثْرَتُکُمْ و در روز حنین در آن هنگام که فزونى جمعیّتتان شما را مغرور ساخت فَلَمْ تُغْنِ عَنْکُمْ شَیْئاً فزونى جمعیّت هیچ به دردتان نخورد وَ ضاقَتْ عَلَیْکُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّیْتُمْ مُدْبِرینَ؛ ، ولى زمین با همه وسعتش بر شما تنگ شده سپس پشت (به دشمن) کرده، فرار نمودید)(توبه/25)
نتیجه ی بحثم باشد ما هر جا توکل کردیم، کلید طلایی حل مشکلات بود. اگر توکل نکردیم و به این و آن تکیه کردیم به بن بست و در بسته برخوردیم.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
سوال می شود توکل را تعریف کردید یعنی امورات را به خدا سپردن. اگر امورات را به خدا بسپاریم فایده ای هم برای ما دارد یا نه؟
همانطورکه اگرکسی امورات کاری خودش را به غیر خدا می سپارد و بقول معروف پارتی او می شود برای انجام کارهایی خدا هم می تواند پارتی خوبی بشود. توکل مثل هر چیزی برای خودش آثاری دارد
1.قدرت
توکل اولین اثرش در انسان این است که انسان را قدرتمند میکند. فرمود: مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَکُونَ أَقْوَى النَّاسِ فَلْیَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّه؛ کسى که دوست دارد قوىترین مردم باشد، پس باید به خداوند توکّل کند(تحف العقول؛ جامع الأخبار 117)؛ هر چه منبع قدرت، قوىتر باشد، فرد نیز قدرتمندتر می شود.
خداوند، قدرت مطلق است و لذا توکّل بر او نیز شمارا قوىترین خواهد ساخت.
نمرود، حضرت ابراهیم را در منجنیق گذاشت و بهسوی آتش پرتاب کرد. میان زمین و آسمان، جبرئیل آمد و گفت: آیا خواستهاى دارى؟ حضرت گفت: از تو نه! خدا مرا بس است و او بهترین وکیل است میکائیل آمد و گفت: خزانههاى آب و باران، به دست من است؛ اگر مىخواهى، آتش را خاموش کنم فرمود: نه جبرئیل گفت: پس از خدا بخواه حضرت ابراهیم فرمود: همین که او مىداند من در چه حالى هستم، کافى است!
اگر انسان، از خدا چنین تصوّرى داشته باشد و بر خدا توکّل کند، آرام دارد.
2.بی نیازی
توکل دومین اثرش بی نیازی است. لَوْ أَنَّ رَجُلًا تَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ بِصِدْقِ النِّیَّةِ لَاحْتَاجَتْ إِلَیْهِ الْأُمَرَاءُ فَمَنْ دُونَهُمْ فَکَیْفَ یَحْتَاجُ هُوَ وَ مَوْلَاهُ الْغِنِیُّ الْحَمِیدُ(مشکاه الانوار) این روایت را کارمندان ادارات خیلی باهاش دست و پنجه نرم کردند. اداره ای رئیس دارد مدرسه ای مدیر دارد رئیس و مدیر بالتبع قوی تر از کارمند خودش است همه کاره است.
پیامبر فرمودند اگر مردى با نیّت درست به خدا توکّل کند، امیری که ب او و دیگران دستور می دهد، محتاج او خواهند شد.
وقتی انسان بی نیاز است حاضر نیست خودش را خرج خدا کند می دانید چرا؟ چون خود را مالک داشته ها می بیند الحق و الانصاف هم همین است او تلاش کرده خدا که نداده.
اینکه خیلی از افراد حتی سرمایه داران ما به چه کنم چه کنم افتادند بخاطر اینست که خودشان ر از خدا جدا کردند.
وقتی انسان حاضر نیست خودش را خرج خدا کند آن وقت خداست که خودش را خرج ما نمی کند میگویم: خدایا شما آن گوشه بایست زحمت شما میشود من خودم درستش میکنم بعد که خرابش کردم دوباره میگویم خدایا نمیخواهد شما زحمت بکشی، درستش میکنیم خرابترش میکنیم.
یوسف و برادرش بنیامین از زمان جدایی با یعقوب یوسف بعد از چهل سال برگشت و بنیامین بعد از چند ماه.دلیلش را می دانید چرا؟
دلیل اینجاست یعقوب یوسف را به برادرها سپرد گفت هوای یوسفم را داشته باشید اما وقتی بنیامین را خواست بفرستد گفت فَاللَّهُ خَیْرٌ حافِظاً وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِین(یوسف،64) به خدا سپردم خدا هم یوسف را به او برگرداند و هم بنیامین را!
این دعای قشنگیست خدایا ما را حفظ بفرما
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
یکی از ارزشهای معنوی که مقام معظم رهبری که در فراز معنویت و اخلاق بدان اشاره کردند، توکل است.
در قرآن کریم 61 بار خداوند متعال به موضوع توکل پرداخته است 9مرتبه به پیامبرش فرمود توکل کن 8 مرتبه به مؤمنین خطاب میکند که مؤمنین توکل کنید جالب اینجاست از این 8 مرتبه 5آیه توکل در میدان نبرد و مبارزه هست.
با این توضیح وآشنایی، توکل جنبه سیاسی اجتماعی پیدا میکند فقط جنبه فردی ندارد.
یکی از آیاتی که توکل را وسط درگیری و نزاع حق و باطل بیان میکند این آیه شریفه در سوره آل عمران آیه160 است إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَکُمْ وَ إِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛ اگر خداوند شما را یارى کند، هیچکس بر شما پیروز نخواهد شد! و اگر دست از یارى شما بردارد، کیست که بعد از او، شمارا یارى کند؟! و مؤمنان، تنها بر خداوند باید توکل کنند!.
علامه طباطبایی در توضیح این آیه می فرماید: مؤمنین به سبب اینکه ایمان به خدا دارند و ایمان دارند به اینکه ناصر و معینى جز او نیست باید فقط بر او توکل کنند.
سوال: توکل چیست؟
راوی میگوید از امام کاظم درباره آیه3سوره طلاق وَ مَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ پرسیدم که فرمودند: التَّوَکُّلُ عَلَى اللَّهِ دَرَجَاتٌ توکّل کردن به خداوند، درجاتى دارد
مِنْهَا أَنْ تَتَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ فِی أُمُورِکَ کُلِّهَا فَمَا فَعَلَ بِکَ کُنْتَ عَنْهُ رَاضِیاً یکى از آنها این است که در تمامکارهایت به خدا توکّل کنى و هر چه با تو کرد، از او خشنود باشى
تَعْلَمُ أَنَّهُ لَا یَأْلُوکَ خَیْراً وَ فَضْلًا بدانى که او نسبت به تو از هیچ خیر و تفضّلى کوتاهى نمىکند
وَ تَعْلَمُ أَنَّ الْحُکْمَ فِی ذَلِکَ لَهُ بدانى که دراینباره، حکم، حکم اوست
فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ بِتَفْوِیضِ ذَلِکَ إِلَیْهِ وَ ثِقْ بِهِ فِیهَا وَ فِی غَیْرِهَا؛ با واگذارى کارهایت به خدا بر او توکّل کن و در آن کارها و دیگر کارها به او اعتماد داشته باش.
کسی میتواند به خدا توکل کند که مهربانی خدا به خودش را باور داشته باشد به خدا اعتماد کند.
با شک و تردید به قدرت خدا نمیشود اهل توکل شد.
کسی پیش خودش بگوید یعنی خدا میتواند؟ آیا خدا خیر مرا میخواهد؟ این آدم نمیتواند توکل کند. چون به مهربانی خدا نسبت به خودش شک دارد
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و اله الطاهرین
نقلشده امام سجاد بعضی شبها کیسه دینار و درهم به دوش می کشیدند شبی هم خوراکی یا هیزم و درب خانه ها را میزد آنچه داشت به اشخاص می داد وقتی همم خواست به فقیر چیزی بدهد صورت خودش را می پوشاند تا شناخته نشود این روال ادامه داشت تا به شهادت رسیدند و متوجه شدند که این شخصی که شبها کمکمکرد امام سجاد است. بدن مطهر را برای غسل اماده کردند پشت حضرت را مشاهده کردند از بس کیسه ها را بهدوش می کشیده پشتش مانند زانوی شتر پینه بسته.
محرومیت زدایی و کمک به نیازمندان در سیره اهلبیت موج میزند. چقدر خوب انسان برنامه ثابت داشته باشد.
حاکم دینی هم مامور به محرومیت زدیی هستند. بحمد الله در انقلاب اسلامی اتفاقات خوبی در زمینه محرومیت زدایی افتاده است و باید خدا را شاکر بود اما هنوز جای کار دارد هنوز کاملا راه طی نشده بسیاری در پیش رو داریم.
فدای حاکم جامعهای بشوم که هوای بچه یتیمها را دارد. در تاریخ نقلشده است که مقدارى عسل و انجیر از دو منطقه هَمَذان و حُلوان براى امیرالمؤمنین علیهالسلام رسید به سرکردگان قبایل و گروهها فرمان داد که یتیمان را بیاورند.
هم یتیمان از سر مشک عسل برمی داشتند هم مردم کاسه به کاسه می گرفتند.
سوال کردند یا امیرالمومنین یتیم ها چرا با زبان عسل می گیرند؟ فرمود امام پدر یتمان است علت کارم این بود که خواستم مثل پدر رعایت حال آنها را کنم.
این صحنه اینقدر قشنگ بوده، که نقلشده برخی از اصحاب آرزو میکردند که ای کاش من هم یتیمی بودم به دست آقا عسل مینوشیدم.
یا جایی امیرالمومنین صحنه ای را مشاهده می کند شب تا صبح هراسان می شود زنى را دید که مَشکِ آبى بر شانه مشک را می گیرد و آن را تا خانه ی زن حمل و از حال آن زن پرسید. زن گفت: علىّ بن ابى طالب همسر مرا به یکى از نقاط مرزى فرستاد و وى کشته شد و کودکانم یتیم من بىچیز ناچار شدهام براى مردم خدمتکارى کنم.
صبح می شود کیسه ای از غذا بر می دارد می رودبه منزل زن در می زند. چه کسی هستی؟ همان کسی که برایت مشک آب آورد به منزل در را باز کن برای کودکانت چیزی آوردم.
زن علی را نمی شناسد می گوید خدا بین من و علی قضاوت کند به درون منزل می رود دوست دارم پاداشی بگیرم. زن می گوید یا گندم آرد کن و نان بپز یا از کودکانم نگهداری کن
علی هم کمک می کند غذا میپزد به دهان کودکان می دهد با هر لقمه می گوید على را حلال کنید تمام شد؟ نه تنور نان را شعله ور می کند صورتش را به نزدک آتش می برد صورت می سوزد می گوید علی بچش این جزای کسی که زنان بی سرپرست و کودکان یتیم را رها کرد. علی اینست...
یک امتحان دیگر هم هست که امتحان جمعی است یعنی از ما میخواهند به نیازمندان و محرمان رسیدگی کنیم. روایت داریم که مضمونش اینست خداوند در قیامت فقراء را راضی میکند اما روسیاه کسانی هستند که از این امتحان سربلند بیرون نیامدند.
روایت بلندی است از امام صادق علیه السلام در اصول کافی جلد2:
إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَلْتَفِتُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَى فُقَرَاءِ الْمُؤْمِنِینَ شَبِیهاً بِالْمُعْتَذِرِ إِلَیْهِمْ خدا در قیامت مانند کسی که میخواهد عذرخواهی کند به فقراء مؤمنین توجه کند فَیَقُولُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی مَا أَفْقَرْتُکُمْ فِی الدُّنْیَا مِنْ هَوَانٍ بِکُمْ عَلَیَّ می فرماید: به عزت و جلالم قسم شما را در دنیا به بخاطر خوار کردن فقر نکردم وَ لَتَرَوُنَّ مَا أَصْنَعُ بِکُمُ الْیَوْمَ فَمَنْ زَوَّدَ أَحَداً مِنْکُمْ فِی دَارِ الدُّنْیَا مَعْرُوفاً فَخُذُوا بِیَدِهِ فَأَدْخِلُوهُ الْجَنَّةَ امروز رفتار مرا مىبینید، هر کس در دنیا به شما خوبی کرد دستش را بگیرید و به بهشت ببرید فَیَقُولُ رَجُلٌ مِنْهُمْ مردى از فقرا گوید یَا رَبِّ إِنَّ أَهْلَ الدُّنْیَا تَنَافَسُوا فِی دُنْیَاهُمْ پروردگارا؛ اهل دنیا با یکدیگر در دنیا مسابقه گذاشتندفَنَکَحُوا النِّسَاءَ از همسران خود لذت می بردند وَ لَبِسُوا الثِّیَابَ اللَّیِّنَةَ جامههاى نازک پوشیدند وَ أَکَلُوا الطَّعَامَ خوراک خوردند وَ سَکَنُوا الدُّورَ در کاخها نشستند وَ رَکِبُوا الْمَشْهُورَ مِنَ الدَّوَابِّ مرکوبهاى معروف و مشهور را سوار شدند فَأَعْطِنِی مِثْلَ مَا أَعْطَیْتَهُمْ بمن هم مثل آنچه بآنها دادى عطا فرما فَیَقُولُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَکَ وَ لِکُلِّ عَبْدٍ مِنْکُمْ مِثْلُ مَا أَعْطَیْتُ أَهْلَ الدُّنْیَا مُنْذُ کَانَتِ الدُّنْیَا إِلَى أَنِ انْقَضَتِ الدُّنْیَا سَبْعُونَ ضِعْفاً خداوند فرماید: براى تو و هر یک از شماست هفتاد برابر آنچه باهل دنیا دادم از آغاز تا انجام دنیا. این یعنی عنایت و چشم داشت خداوند.
روزه امتحان جمعی است فلسفه اینست مؤمنین فقراء را فراموش نکنند و آنها را درک کنند.
امام صادق فرمود إنَّما فَرَضَ اللَّهُ عز و جل الصِّیامَ لِیَستَوِیَ بِهِ الغَنِیُّ وَالفَقیرُ خداوند متعال، روزه را واجب ساخته است تا ثروتمند و تهىدست، برابر شوند وذلِکَ أنَّ الغَنِیَّ لَم یَکُن لِیَجِدَ مَسَّ الجوعِ فَیَرحَمَ الفَقیرَ چون بدون روزه ثروتمند، رنج گرسنگى را نمىچشید تا به فقیر ترحّم کند لِأَنَّ الغَنِیَّ کُلَّما أرادَ شَیئاً قَدَرَ عَلَیهِ ثروتمند هرگاه چیزى را بخواهد، بر آن تواناست فَأَرادَ اللَّهُ عز و جل أن یُسَوِّیَ بَینَ خَلقِهِ، وأن یُذیقَ الغَنِیَّ مَسَّ الجوعِ وَالأَلَمِ خداى متعال خواست تا میان بندگانش برابرى پدید آورد و ثروتمند هم طعم گرسنگى و رنج را بچشد لِیَرِقَّ عَلَى الضَّعیفِ فَیَرحَمَ الجائِع تا بر ناتوان، رقّت قلب یابد و بر گرسنه ترحّم نماید.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
انسان دو مدل امتحان می شود:
یک مدل امتحان فردی است یعنی فقط هر شخصی به تنهای امتحان می شود؛
یک مدل هم جمعی است یعنی قومی منطقه ای شهری استانی کشوری با هم امتحان می شود.
در نظام معیشتی خدا، پدیدهای داریم به نام فقر و ثروت و فقیر و غنی خداوند عدهای را با ثروتمند می کند و عدهای را فقیر، این یکی از بسترهای امتحانات الهی است.
رَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیَبْلُوَکُمْ فی ما آتاکُمْ؛ خداوند بعضی از شما را نسبت به بعضی برتری می دهد تا شما را نسبت به داشته هاتان امتحانتان کند.
یک عده فقیر در مدینه زندگ می کردندکه به آنها اصحاب صفه می گفتند یعنی سکو نشین بودند. پیامبر به آنها دستور داد دور هم جمع بشوند از آنها سرپرستی می کند غذا برایشان می آورد با آنها گفتگو می کند از یک طرف هم بعضی اصحاب بودند ثروتمند ولی حسود میدیدند که پیامبر با آنها گرم می گیرد ناراحت می شوند اعتراض مى کنند که چرا آنها را از خود دور نمىکند.
یک روز یکی از انصار می آید محضر پیامبر می بند یکی از اصحاب صفه کنار رسول الله نشسته و مشغول صحبت انصارى فاصله می گیرد پیامبر می فرماید نزدیک بیائید اما توجه نمی کند
فرمودند:شاید مىترسى پهلویت به این فقیر بچسبد؟ به پامبر می گوید این شخص را از خودت دور کن یعنی تا این شخص هست من نمی آیم.
آیه نازل شد وَ کَذلِکَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِیَقُولُوا أَ هؤُلاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنْ بَیْنِنا بعضی افراد را با بعضی دیگر امتحان می کنیم بگوئیند خداوند ما را انتخاب کرد تا بر سر دیگران منت بگذاریم.
یعنی یارسولالله حق این را نداری که محرومان را از خودت دور کنی.
در مورد این آیه از امام باقر سوال کردند یعنی چه که اینطوری بعضی ها را امتحان میکنیم؟
فرمودند امتحان اینطورست که ثروتمند را با ثروت تا ببینیم وضع حالشان نسبت به فقرا چطوریست؟ فقرا را با فقر امتحان می کنیم ببینم چطوری در فقرخودشان صبور هستند و نسبت به داشته های ثروتمندان چشم داشت دارند یا نه؟
این امتحان فردی.
ثروتمندان هست دارند؛ فی تَفسیرِ قَولِهِ تَعالى: «وَ کَذلِکَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ»: أیِ اختَبَرنَا الأَغنِیاءَ بِالغَناءِ لِنَنظُرَ کَیفَ مُواساتُهُم لِلفُقَراءِ، وکَیفَ یُخرِجونَ ما فَرَضَ اللّهُ عَلَیهِم فی أموالِهِم، فَاختَبَرنَا الفُقَراءَ لِنَنظُرَ کَیفَ صَبرُهُم عَلَى الفَقرِ وعَمّا فی أیدِی الأَغنِیاءِ.»(تفسیر قمی، ج1، ص202)
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین
یکی دیگر از ارزشهای معنوی که مقام معظم رهبری اشاره کردند، کمک به نیازمندان است.
با این مقدمه آغاز بحث داشته باشم که یکی از برجسته ترین مفاهیم و شاخص ترین مفاهیم در دین ما مفهوم امتحان است که خیلی از ما پیر و جوان زن و مرد بزرگ و کوچک در بستر زندگی خودمان با آن مواجه هستیم ولی آن را جدی نمی گیریم یا اصلاً حواسمان نیست که ما در حال امتحان هستیم.
بعضی وقت ها آدم انقدر به فکر جزئیات در زندگی هست که کلا فراموش می کند که یک کلیاتی هم در زندگی وجود دارد که ممکن است او را دچار مشکل کند یا نه اصلا چرا این مشکلات وارد زندگی او شده است؟
در بین این همه مشکلات ما یک کار را خیلی پشت گوش می اندازیم اینکه یک لحظه سرمان را بالا بگیریم به خدا بگوئیم خدایا برای چه این مشکل در زندگی من آمده است؟خودش که نیامده، تو فرستادی؟
جالبتر اینست که ما اصلا زبان مشکلات را هم بلد نیستیم ایکاش یک مدرسه ای آموزشگاهی تاسیس می شد زبان مشکلات را هم به ما آموزش می داد مشکلات با آدم حرف میزنند و تا حرفش را نفهمی این مشکل هست و اعصاب من و شما هم خورد هست.
پس اولین راه حل اینست که از بالا به زندگی نگاه کنیم. یک لحظه مشکلات را رها کنیم یک نگاه کلی به زندگی داشته باشیم بگوئیم زندگی یعنی امتحان و اصلاً ما برای امتحان دادن آفریده شدهایم. الَّذی خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزیزُ الْغَفُورُ؛
آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل مىکنید و او شکستناپذیر و بخشنده است.
این آگاهی یعنی زندگی یعنی امتحان که کل زندگی ما را تحتالشعاع خودش قرار می دهد.
ما هرلحظه در حال امتحان پس دادن هستیم. نمیشود بی امتحان زندگی کرد.
خیلی از ماها جزء مردودی های این امتحان هستیم دلیلش هم اینست که ما چشممان را به این امتحان بسته ایم و حواسمان هم نیست که در بستر امتحان زندگی هستیهم زندگی امتحان است و هم ما داریم امتحان می شویم.
با خدا باش را همه شنیدیم میدانید یعنی چه؟ یعنی با خدایی که لحظهبهلحظه بواسطۀ مقدرات مختلف زندگی دارد از تو امتحان میگیرد، زندگی کن.
بعضیها میگویند میشود خدا را دید؟
بله وسط امتحانات خدا را می بینی که خدا با مقدراتش دارد با تو حرف میزند. خدا دو زبان دارد یک زبان قرآن که ایات وحی است دو زبان امتحان که با مشکلات می خواهد بگوید چه هستی چه خواهی شد.
بنابراین زندگی یعنی امتحان و خدا با زبان امتحان با تو سخن میگوید.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
یکی از آثار اخلاص رقت قلب است.
در کتاب کافی است که امام صادق(ع) میفرماید: إِذَا رَقَ أَحَدُکُمْ فَلْیَدْعُ؛ فَإِنَّ الْقَلْبَ لَایَرِقُّ حَتّى یَخْلُص وقتی رقت قلب پیدا کردی، دعا کن، و قلب هم رقیق نمیشود مگر زمانی که خالص شوی؛ اگر خالص شوی، مثل ابر بهاری میشوی با چشمان گریان شما ببینید در روضه ها اگر کسی نمی تواند گریه کند بخاطر اینست که رقت قلب پیدا نکرد و الا روضه ها سنگ را هم خورد می کند چه برسد به قلب انسان. درست است که مؤمنِ مخلص، سعۀ صدر دارد و محکم است، اما در عین حال، دلش رقیق است.
البته هر گریهای ناشی از رقت قلب نیست، در رقت قلب یک رحمی نسبت به دیگران دیده میشود. یک وقت انسان نسبت به خودش رحم و دلسوزی دارد و گریه میکند یک وقت انسان برای دیگران دلسوزی میکند. کسی که رقت قلب دارد برای دیگران گریه میکند، چون طاقت ندارد رنج دیگران را ببیند. چنین کسی مینشیند و برای دیگران دعا میکند.
اگر چنین کسی را پیدا کردید، سعی کنید با او مراوده داشته باشید، از برکات وجودش بهرمند شوید، لااقل از کنار این آدمها رد شوید تا شما را نگاه کند، چون او رقت قلب دارد، وقتی شما را ببیند، برای شما دعا میکند.
آقای بهجت(ره) میفرمود: اینها که مدام به من میگویند التماس دعا، لزومی ندارد بگویند چون من خودم آنها را دعا میکنم ایشان چون رقیقالقلب و دلرحم بودند، دیگران را دعا میکنند.
بعد از رسول خدا(ص) رقیقالقلبترین انسان عالم خلقت، امیرالمؤمنین(ع) است. یک روز امیرالمؤمنین(ع) از بازار خرمافروشان عبور میکرد، کنیزی را دید که گریه میکند. حضرت جلو رفت و پرسید: «چرا گریه میکنی؟» او عرض کرد: اربابم برای خرید خرما مبلغی پول به من داد و من به اینجا آمدم و خرما خریدم و برایش بردم، خوشش نیامد گفت نامرغوب است، فروشنده هم حاضر نیست پست بگیرد.
علی(ع) نزد فروشنده آمد این بانو، کنیز و خدمتکار است و از خودش اختیاری ندارد، پولش را بده و خرمای خودت را پس بگیر.
این بنده خدا چون حضرت را نمی شناحت از دخالتش ناراحت می شود دستی هم به سینه ی امیرالمومنین می زند که مثلا به تو چه؟!
یکی که حضرت را شناخت آمد به این شخص گفت این آقا که بهش توهین کردی امیرالمومنین است. این بنده خدا تا متوجه شد رنگ از صوتش پرید و پشیمان شد. این پشیمانی شخص و ناراحتی امیرالمومنین یعنی رقت قلب.
ان شاء الله اخلاق در عمل شامل حال همه ی ما بشود والسلام علیکم و رحمه الله
با توجه به بیانات مقام معظم رهبری درباره معنویت فرمودند معنویت بمعنی برجسته کردن ارزشهای معنوی است.
یکی از ارزشهای معنوی که مقام معظم رهبری بدان اشاره کردند، اخلاص است.
هر خوراکی، هر میوهای طعم و خاصیت و ویتامینی دارد. روزه که مهمترین عملیات عبادی در ماه مبارک بهحساب میآید دارای خواص و آثاری هست. مهمترین اثر روزه، تقوا بود که در چند جلسه صحبت کردیم. اثر دیگری که این هم از آثار عجیب و غریب روزه به شمار میآید اخلاص است.
امام علی در نهج البلاغه حکمت252فرمود: فَرَضَ اللّهُ الصِّیامَ ابتِلاءً لإخلاصِ الخَلقِ؛ خداوند، روزه را واجب فرمود، تا آزمونى براى اخلاص بندگان باشد.
یا در کتاب علل الشرایع است از حضرت زهرا که فَفَرَضَ ... الصِّیَامَ تَثْبِیتاً لِلْإِخْلَاصِ
اخلاص در منظومه معارف دینی ما آخرین مقصد دین معرفی شده فرمود: ؛ الإخْلاصُ غایَةُ الدِّینِ اخلاص نهایت دین است برای همین از ما در تمام اعمال عبادی اخلاص رو خواستند.
اخلاص چیست؟در روایتی از امام صادق(ع) یکی از عالیترین توضیحات برای اخلاص بیان شده. امام صادق(ع) اخلاص را اینطور توضیح میدهند: وَ أَدْنَى حَدِّ الْإِخْلَاصِ بَذْلُ الْعَبْدِ طَاقَتَهُ کمترین حدّ اخلاص این است که بندۀ خدا تمام طاقت خودش را در طاعت و عبادت خدا بذل کند.
امام صادق(ع) دربارۀ آیه 89 شعرا که می فرماید إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلیم میفرماید: الْقَلْبُ السَّلِیمُ الَّذِی یَلْقَى رَبَّهُ وَ لَیْسَ فِیهِ أَحَدٌ سِوَاهُ قلب سلیم یعنی اینکه خدا را ملاقات کنی در حالی که احدی غیر از خدا در قلبت نیست؛ یعنی روز قیامت این را از تو میخواهند که جز خدا کس دیگری اصلاً در قلب تو نباشد و این یعنی اخلاص و خدا از ما اخلاص خواسته است و بس.
یادتان باشد اخلاص یکی از ویتامین هایش ایمان است با اخلاص آدم طعم ایمان را می چشد.
امام کاظم(ع) است در کتاب تحف العقول:یَا عَبِیدَ السَّوْءِ نَقُّوا الْقَمْحَ وَ طَیِّبُوهُ وَ أَدِقُّوا طَحْنَهُ تَجِدُوا طَعْمَهُ وَ یَهْنِئْکُمْ أَکْلُهُ ای بندگان بد! گندم را تمیز و پاک کنید و آنرا آسیاب کرده و خوب نرم کنید، تا طعم خوب گندم را درک کنید و خوردنش برای شما شیرین شود، کَذَلِکَ َأَخْلِصُوا الْإِیمَانَ وَ أَکْمِلُوهُ تَجِدُوا حَلَاوَتَهُ وَ یَنْفَعْکُمْ غِبُّه همچنین ایمان را خالص و کامل کنید تا طعم ایمان را بچشید و سود ایمان به شما برسد؛ یعنی همانطور که اگر میخواهید مزۀ شیرین گندم را بچشید، باید آرد را از سبوس خالص کنید، اگر میخواهید مزۀ ایمان را بچشید، باید ایمان خود را خالص و کامل کنید.
ما اگر بخواهیم انگیزهای برای خودمان ایجاد کنیم که با آن انگیزه، به سراغ اخلاص برویم و آن را طلب کنیم، باید بگوییم: «مزۀ دینداری و بندگی و زندگی به اخلاص است؛ اگر کسی به اخلاص برسد و یا اینکه اخلاص را دوست داشته باشد و به سمت اخلاص قدم بردارد واقعاً زندگیاش متفاوت خواهد شد.
در کتاب مصباح الشریعه است از رسول خدا(ص) فرمود: مَا أَطَّلِعُ عَلَى قَلْبِ عَبْدٍ فَأَعْلَمُ فِیهِ حُبَ الْإِخْلَاصِ لِطَاعَتِی لِوَجْهِی وَ ابْتِغَاءِ مَرْضَاتِی إِلَّا تَوَلَّیْتُ تَقْوِیمَهُ وَ سِیَاسَتَهُ وَ تَقَرَّبْتُ مِنْه اگر خداوند مطلع بشود دلی اخلاص را دوست دارد، خودش ادارۀ زندگی او را به عهده میگیرد؛ تازه آن موقع است که آدم شیرینی ارتباط با خدا را واقعاً میچشد و اصلاً خدا را در زندگی خودش حسّ میکند.
مهمترین اثر روزه تقواست. تقوا هم سه اثر مهم دارد
اولین اثر تقوا، قدرتمند شدن انسان است.
رسول خدا فرمود: مَنِ اتَّقَى اللّهَ عاشَ قَوِیّا، وسارَ فی بِلادِ عَدُوِّهِ آمِنا؛ هرکسی تقوای الهی را رعایت کند، قوی زندگی میکند و در سرزمین دشمنش با امنیت بگردد.
دومین اثر تقوا، تدبیر و توان برونرفت از مشکلات است.
امام باقر فرمود: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقِی بِالتَّقْوَى عَنِ الْعَبْدِ مَا عَزَبَ عَنْهُ عَقْلُهُ وَ یُجْلِی بِالتَّقْوَى عَنْهُ عَمَاهُ وَ جَهْلَهُ؛ خداوند عزّ و جلّ در پرتو تقوا بنده ازآنچه عقلش بدان نمىرسد حفظ مىکند و با تقوا کورى و جهلش را از میان مىبرد.
یکی از کارکردهای تقوا اینست که به انسان تدبیر، خواهد داد. ما از آدم باتقوا چه چیزی را توقع داریم؟ نماز بخواند، روزه بگیرد. ولی هیچوقت از آدم باتقوا هوشمندی و قدرت حل مشکلات با عقلانیت را نداریم.
به امیرالمومنین میگفتند: مدیریت بلد نیستید و در اثر بیبصیرتی و تبلیغات مسموم، معاویه را باهوشتر از امام علی (ع) میدانستند، چون قدرت تشخیص مدیریت امام را نداشتند. ولی وقتی نگاه به دوره ی خلفای ثلاث می کنیم همه اش مدیریت سیاسی علی است برای دادن برنامه به خلفا مدیریت فقاهتی علی است برای نجات خلفا علی الخصوص آنجا که خیفه ی ثانی می گوید لولا علی لهلک عمر
در انتخابات خیلی دقت کنید افرادی را انتخاب کنید که تقوا داشته باشند اما متاسفانه انور نمی شودچون معتقدیم دین ربطی به فهم و مدیریت ندارد و مدیریت، مقولهای جدای از دین است.
ولی قرآن جواب می دهد: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَلْ لَکُمْ فُرْقاناً» اگر تقوا داشته باشی فهمت خوب میشود!
فرقان یعنی فرق دادن تشخیص دادن خوب از بد
یعنی همهچیز را تشخیص میدهی نه اینکه فقط دین را خوب تشخیص میدهی، بلکه دنیا را هم خوب تشخیص میدهی! نیازی هم نداریم که چند ترم علوم سیاسی هم بخوانیم.
خمینی کبیر و خامنه ای عزیز یا میرزای شیرازی و امثالهم مگر عوم ساسی خواندن؟نگاه می کنید قدرت سیاسی خیلی بالایی دارند بخاطر تقواست.
سومین اثر تقوا، شجاعت و هیبت است. امام هادی (ع) فرمود: مَنِ اتَّقَى اللَّهَ یُتَّقَى؛ هرکسی تقوای الهی را رعایت کند همگان از او حساب میبرد. هیبت او به دلها مینشیند. از او حساب می برند.
شما با این سه اثر بسنجید نسبت سیاست و تقوا را؟مگر ما از یک سیاستمدار چه میخواهیم؟ قدرتمند باشد، تدبیر داشته باشد و شجاع باشد. اگر سیاستمداری تقوا نداشته باشد نمیتواند تدبیر کند نمیتواند شجاع باشد نمیتواند قدرتمند عمل کند.
تقوا از انسان مالک اشتر میسازد وقتی حضرت خواست مالک اشتر را برای اهل مصر معرفی کند فرمود:بَعَثتُ إلَیکُم عَبدا مِن عِبادِ اللّهِ من بندهاى از بندگان خدا را بهسوی شما روانه کردم لا یَنامُ أیّامَ الخَوفِ در روزهاى هراس نمىخوابد و لا یَنکُلُ عَنِ الأَعداءِ ساعاتِ الرَّوعِ در ساعتهاى ترس، روى از دشمن برنمیتابد أشَدَّ عَلَى الفُجّارِ مِن حَریقِ النّارِ براى بدکاران، از آتش سوزان، سختتر است.
سیاستمداری که دشمن از دستش عصبانی و از مرگش خوشحال شد.
یکی از طولانی ترین عبادتها که بصورت مداوم یعنی یک ماه، انسان انجام می دهد روزه است که مهمترین اثر را در روح انسان می گذارد.
از حالا برنامهریزی کنیم به این نقطه ای برسیم که از روزه بهره های معنوی ببریم نه اینکه مثل خیلی ها از روزه فقط گرسنگی و تشنگی نصیب ما بشود.
روایت از معصوم است در کتاب امالی شیخ طوسی که فرمودند رُبَّ صائِمٍ حَظُّهُ مِن صِیامِهِ الجوعُ وَ العَطَشُفرمود از روزگی بهرهای نمیبرند مگر تشنگی و گرسنگی که جای تاسف است. واقعاً خیلی جای تأسف دارد! همین!
وارد کتاب خداوند بشویم در سوره بقره آیه183خداوند عالم می فرماید یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَى الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ بعضی ها که اعتراض می کنند چرا ما باید روزه بگیریم آیا ادیان دیگر هم روزه داشتند؟ خداوند فرمود یا رسول الله به مومنان بگو ای مومنان شما هممانند ادیان گذشته عبادتی مانند روزه دارید که ثمره ی آن لعلکم تتقون است یعنی با تقوا بشوید.
تقوا خیلی به گوش ما رسیده است خیلی هم مشهورست خیلی هم غریب حدود 250مرتبه هم در آیات قرآن استفاده شده است که72مرتبه خداوند فرمود اتَّقُوا اللَّهَ ولی خیلی غریب است.
تقوا برای انسان به دوست تشبیه کردند سالها با او هستیم اما ارتباط با او برقرار نکردیم.
نمونه ی ساده در افعال روزانه حرکات گفتار خیلی حرف میزنیم خیلی عمل انجام می دهیم اما تشخیص نداریم که کدام عمل و حرف خوب است کدام بد کجا باید بکار استفاده بشود کجا نه؟ تقوا اینست که ما تنبلی می کنیم و نرفتیم او را بشناسیم.
یکی از مسائلی که موجب میشود تقوا اهمیت پیدا کند نسبتش با عمل است. عمل انسان زمانی ارزشمند می شود که همراه با تقوا باشد و آنچه به عمل قیمت و ارزش و بهاء میدهد تقواست. این جایگاه تقواست.
پیامبر به ابوذر فرمود: یا أباذرٍّ، کُن بِالعَمَلِ بِالتَّقوى أشَدَّ اهتِماما مِنکَ بالعَمَلِ؛ اى ابوذر! در به کار بستن تقوا اهتمام بیشترى به خرج ده تا در خود عمل؛فَإنَّهُ لا یَقِلُّ عَمَلٌ بِالتَّقوى، وکَیفَ یَقِلُّ عَمَلٌ یُتَقَبَّلُ؟!هیچ عملى باوجود تقوا کم نیست. چگونه کم باشد عملى که پذیرفته مىشود؟یَقولُ اللّهُ عز و جل: إِنَّما یَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَزیرا خداوند مىفرماید: جز این نیست که خداوند از پرواپیشگان مىپذیرد.
شما اسکناس را در نظر بگیرید زمانی ارزش دارد که نواری وسطش باشد. عمل همزمانی ارزش دارد و قابلپذیرش هست که تقوا در آن باشد. وگرنه عمل بیتقوای هرچند خوب ارزشی ندارد. مگر قابیل عمل خوب نیاورده بود. قربانی برای خدا آورده بود. ولی چون بیتقوایی کرده بود این عمل خوبش پذیرفته نشد.
تقوا را اگر دسته بندی کنیم به دو دسته تقسیم می شود: تقوای قبل از ایمان و بعد از ایمان
خداونددر سوره بقره وقتی که می فرماید ذلِکَ الْکِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ اصلا این آیه برای مومنین و مسلمانان نازل نشده.این کتاب زمینه سازی بود برای عرب جاهلیت که وارد نشده بودند. اینجا سوال مطرح می شود چرا تقوا را مطرح کرد؟
مقصود از این تقوا در این آیه، تقوای قبل از دینداری است؛ یعنی اهل مراقبت هستی؟ یا نه اهل حساب وکتاب و دقت هستی؟ یا نه.بعضیها مسلمان نیستند ولی اهل تقوا هستند، یعنی در زندگی خودشان اهل مراعات هستند وجدانش بیدار است، اخلاقیات را که میفهمد.
حضرت آقا می فرماید قرآن کریم میگوید: هدی للمتقین؛ اگر یک نفر که دین هم نداشته باشد، اما تقوا داشته باشد از قرآن هدایت خواهد گرفت و مؤمن خواهد شد
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
محضر شمابزرگواران هستیم در بحث تفسیر و شرح دعای روز ششم اللَّهُمَّ لا تَخْذُلْنِی فِیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ وَ لا تَضْرِبْنِی بِسِیَاطِ نَقِمَتِکَ وَ زَحْزِحْنِی فِیهِ مِنْ مُوجِبَاتِ سَخَطِکَ بِمَنِّکَ وَ أَیَادِیکَ یَا مُنْتَهَی رَغْبَةِ الرَّاغِبِینَ
یکی از مواردی که باعث می شود انسان از محضر خداوند دور بشود معصیت است چه معصیت کبیره باشد چه صغیره فرقی بحال انسان نمی کند. ولی در مقابل آن بندگی خدا نخیر باعث تقرب به درگاه خداوند می شود که در جلساتی پیرامون آن اشاراتی داشتیم.
یکی از خصلتهای این ماه اینست که ماه دوری از گناه ومعصیت است و انسان با توجه به حرمت وخصوصیت این ماه می تواند بهتر خود را از گناه دور کند چون می تواند اعضا بدن خود را با توجه به عبارات روز دعای روز اول ماه رمضان اعضا و جوارح خود را روزه دار کند.
به همین خاطر در عبارت این دعا می خوانیم اَللّهُمَّ لا تَخْذُلْنی فیهِ لِتَعَرُّضِ مَعْصِیَتِکَ
روایت از معصوم است که گناه حیا را از انسان میبرد خداوند چهل پرده حیا بن خودش و انسان قرار داده با هر گناه یک پرده حیا پاره می شود تا چهل مرتبه اگر چهلمین پرده ی حیا پاره شد خداوند به ملائک امر می کند، انسان که چهل پرده ی حیا را از بین برده شما با بالها خودتان پرده حیا بشوید بین او من.
بگوئیم خدایا ما در طول سال که معصیت تو را می کردیم واقعا هم از ته قلب خسته شدیم و هم گناه باعث ذلیل شدن ما شده و هم باعث پرده دری و بی حیایی ما، اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم خدایا توفیق دور شدن از معصیت را به ما بده و با رحمانیت ورحیمیت خودت هر گناهی که از ما سر زده باعث خواری و خفت ما شده باعث عقب افتادگی ما شده همه را ببخش و بیامرز
وَلاتَضْرِبْنی بِسِیاطِ نَقِمَتِکَ
خداوند یک صفت دارد بنام منتقم یعنی اینکه خدا انتقام می گیرد
ممکن است سوال خداوند با انتقام به چه چیز میخواهد برسد؟ و آیا این صفت برآزنده خداست؟
انتقام چند مدل است
یک مدل اینکه کسی به کسی ضرر رسانده مال باشد یا جانی که باعث تضییع حق شده شخص متضرر تصمیم میگیرد در فرصت مناسب مقابله به مثل کند تا ارامش به او دست یابد.
یک مدل اینکه شخصی در اجتماع کاری برخلاف قانون انجام می دهد یا حقوق اجتماعی را زیرپا می گذارد و محاکم اجتماعی از او انتقام می گیرد
خداوند عالم که قانونگذار مسائل فردی و اجتماعی است به خودش اجازه نمی دهد انتقام شخصی بگیرد چون انتقام شخصی جزء حق الناس است و حق الناس را به انسان سپرده است.
اما اینکه خداوند از انتقام دنبال چه چیزی است باید گفت خداوند دنبال عدالت اجتماعی است بخاطر اینکه خداوند محافظت از قوانین آسمان و زمین را برعهده دارد إنّا نحن نزّلنا الذّکر و إنّا له لحافظون
و اینکه آیا انتقام در شان خداوند است یا خیر؟ باید در جواب این سوال این را عرض کرد صفت انتقام در قرآن آمده است صفتی که متناسب با شان ومنزلت خداوند است إنّ الله عزیزٌ ذوانتقامٍ
خداوند قدرتمند انتقام گیرنده است آن هم به معنای اجتماعی انتقام.
ما در این بخش از دعا از خداوند م خواهم که خدایا بجا انتقام حالتی به ما عطا کن بتوانم جبران گذشته را داشته باشیم و جبران گذشته بشود یعنی من از خودم انتقام بگیرم من از اعمال بد گذشته خودم انتقام بگیرم.
وَزَحْزِحْنی فیهِ مِنْ مُوجِباتِ سَخَطِکَ
در عبارت قبل بحث از انتقام بود در این قسمت شرایط اننتقام را بیان می کند که در چه صورتی می شود انتقام گرفت.
انتقام عموما زمانی است که قبلش خشمی باشد و خداوند زمانی انتقام می گیرد که عمل انسان باعث خشم خداوند بشود
وما با تمام این تفاصیل از خداوند درخواست داریم
1.آنچه که موجبات خشم تورا فراهم میکند را از ما دورکن
2.به ما توفیق ترک معصیت عطا بفرما
3.به ماتوفیق انتقام شخصی و نفسی یعنی انتقام فرد از خودش را عطا بفرما
و السلام علیکم ورحمه الله
مقام معظم رهبری در بیانیه گام دوم انقلاب یک نکته ای در مورد که ما برنامه ی معنویت برای خودمان داشته باشیم و ترویج هم بدهیم. فرمودند:معنویّت بمعنی برجسته کردن ارزشهای معنوی در خود و در جامعه است، و اخلاق به معنی رعایت فضیلتها و دیگر خلقیّات نیکوست معنویّت و اخلاق، جهتدهندهی همهی حرکتها و فعّالیّتهای فردی و اجتماعی و نیاز اصلی جامعه است؛ با دستور و فرمان به دست نمیآید، ولی اوّلاً خود باید منش و رفتار اخلاقی و معنوی داشته باشند، و ثانیاً زمینه را برای رواج آن در جامعه فراهم کنند.
مشهور هست ماه رمضان، ماه خلوت باخداست اما قبل از این ماه رمضان، فرصت مناسبی هست برای اینکه آدم با خودش خلوت کند. برای خودش وقت بگذارد. به تعبیری خودسازی کند. بعضیها اینقدر سرشان شلوغ شده است که دیگر حتی وقت ندارند که برای خودشان وقت بگذارند. ولی در ماه رمضان این فرصت نباید از دست برود آدم باید به خودش بپردازد به مطالعه حال و احوالات خودش بپردازد. بامطالعه کتاب فرق میکند.
بعضیها با خودشان قهر کردند حالی از خودشان نمیپرسند خبر از حالوروز خودشان ندارند.
باید در ماه رمضان، توقع از خودمان بالا ببریم خوب شدن حال، کمترین توقعیست که میشود آدم از خودش در ماه رمضان داشته باشد! مهمتر از حال اینست که من در باند پرواز ماه رمضان اوج بگیرم به حیات برسم.
راه رسیدن به حیات چیست؟ اجابت دعوت خدا و رسولش؛ فرمود: یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُم؛ اى کسانى که ایمان آوردهاید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامیکه شما را به سوى چیزى مىخواند که شما را حیات مىبخشد.
یکی از وجوه اجابت دعوت خدا و پیامبر، عبادت هست.
اما یک نکته باید بیان بشود که هر عبادتی اگر موانعی بر سر راهش نباشد انسان دچر قساوت قلب نشود اثری در جانش می گذارد.
نمونه:
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ مؤمنان، کسانى هستند که هرگاه نام خدا برده شود، دلهایشان ترسان میگردد وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ زادَتْهُمْ إیماناً و هنگامیکه آیات او بر آنها خوانده مىشود،ایمانشان بیشتر مىگردد وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ؛ و تنها بر پروردگارشان توکل دارند.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین
در محضر بزرگواران هستیم با تفسیر دیگری از آیات کتاب وحی آیه مورد بحث از سوره مبارکه آل عمران است آیه31
در شان نزول این آیه آمده است عده ای از مسیحیان و یهودیان محضر پیامبر آمدند مسیحان گفتند اگر ما مسیح را دوست داریم بخاطر محبتی است که به خداوند داریم؛
یهودی ها هم گفتند ما و فرزندانمان دوست داران خدا هستیم.
بعد از بیان این دو پیروان این دو دین آیه نازل می شود قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ بگو اگر خدا را دوست دارید فَاتَّبِعُونِی از پیامبرش تبعیت کنید یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ وَیَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ تا بواسطه ی محبت شما خداوند هم شما را دوست داشته باشد و هم گناهان شما را ببخشد
وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ
این آیه جواب کسانی است که مدعی دوستی خداوند و پیامبرانش هستند مانند همین آیه در سوره جمعه است که می فرماید قُلْ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ هَادُوا إِنْ زَعَمْتُمْ أَنَّکُمْ أَوْلِیَاءُ لِلَّهِ مِنْ دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ
شما که فکر می کنید هدایت شدید از اولیاء الله هستید بسم الله فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ از خداوند درخواست مرگ کنید.
در این آیه هم خداوند فرمود قُلْ إِن کُنتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ اگر فکر می کنید از دوستداران خدا هستید بسم الله فَاتَّبِعُونِی.
اگر انسان بخواهد مومن بشود و بشود بنده خالص خداوند عالم شرطش اینست که قلب انسان تنها برای خدا باشد و از غیر خدا، یا مقاصد دنیوی یا حتی مقاصد اخروی مانند اینکه بخواهد ایمان بیاورد به بهشت برود ایمان بیاورد از جهنم خلاصی یابد خودش را خلاص کند و به اینها فکر نکند.
سوال:فرض بر اینکه ما بواسطه ی محبت از پیامبر پیروی کردیم، ثمره ی این پیروی چه خواهد بود؟
ثمره ی این محبت یَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ است.
خداوند می خواهد پیامبرش را با محبت اطاعت کنند مزد این اطاعت محبت و مغفرت ای است که خداوند برای محبین در نظر گرفته است.
پس به این نتیجه می رسیم که
1.صرف عمل و گفتار باعث ایجاد ایمان در انسان نمی شود.
2.هرکس از پیامبر تبعیت کند از خداوند عالم تبعیت کرده مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ
3.هر عملی عکس العمل دارد و عکس العمل خداوند از تبعیت او و رسولش محبت و مغفرتی است که نسبت به بندگان خودش دارد.
ان شاء الله محبت قلبی ما نسبت به خداوند عالم باعث اطاعت از دستورات اولیاء الله باشد و عواقب همه ی ما ختم به سعادت بشود
والسلام علیکم و رحمة الله
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین
محضر شمابزرگواران هستیم در بحث تفسیر و شرح دعای روز پنجم ماه مبارک رمضان:اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ الْقَانِتِینَ وَ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ أَوْلِیَائِکَ الْمُقَرَّبِینَ بِرَأْفَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
انسان وقتی در محضر خداوند معصیتی انجام بدهد جایگاه خودش را از دست می دهد و چند پله سقوط می کند و در بعضی مواقع امکان دارد جایگاه خودش را بطور کلی از دست بدهد و از درگاه خداوند رانده بشود مانند شیطان که با تخلف از درگاه خداوند اول جایگاه خودش را از دست داد و وقتی در مقابل خداوند قد علم کرد از درگاه خداوند رانده شد.
یا مانند آدم ابوالبشر که با تخلف از درگاه خداوند از بهشت رانده شد وبه زمین آمد. و بخاطر این خطا و و تبعید به زمین دست به کاری زد بنام استغفار که مدتی در سجده گریان تا خداوند توبه ی او را بخاطر تخلف بپذیرد و به جایگاه خودش برگردد.
البته نکته اینجاست آدم ابوالبشر پیامبر خداست پیغمبر خدا هم تخلف نمی کند این اتفاق بخاطر آنست که به بنی آدم بفهماند اولا در زمین چه خبر است و و ثانیا با چه دشمنی باید دست و پنجه نرم کند.
انسان ممکن الخطاست بخاطر معصوم نبودن پس لازم است برای اعمال خطای دانسته یا نادانسته استغفار کنیم.
با این مقدمه یکی از خصلت های ماه مبارک رمضان اینست که می تواند واسطه فیض برای قبول شدن توبه باشد و اگر انسان بخواهد توبه اش قبول گردد و معصیتش از پرونده پاک بشود بهترین فرصت ماه رمضان است چون هم ماه نگاه خداوند است به انسان و هم ماهی است که اگر انسان استغفار کند بشرط پشیمانی از گذشته توبه اش قبول می گردد.
بنابر این ما در قسمت اول دعا می خوانیم اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی فِیهِ مِنَ الْمُسْتَغْفِرِینَ خدایا اول اینکه توفیق استغفار به ما بده و بعد از اینکه توفیق عنایت شد ما جزء توبه کننده گان باشیم.
چرا اینطور معنا کردیم؟ بخاطر اینکه استغفار شرط دارد شرطش اینجاست که اول باید بفهمیم استغفار برای چست؟
عموما استغفار وطلب بخشش برای انجام ظلم است و طبق روایت ظلم به سه دسته تقسیم می شود:
1.ظلمی که انسان به خدا وارد می کند
2.ظلمی که انسان به خودش وارد می کند
3.ظلم که انسان به دیگری وارد می کند
در دو قسم اول شرط پذیرفته شدنش اینست که اول استغفار کند و دوم دیگر سمت گناه نرود
در قسم آخر باید ببیند گناه چگونه است اگر می شود حلالیت گرفت حلالیت بگیرد حالا چه برگرداندن حق مردم یا طلب بخشش از او. اگر نتوانست، چون می داند اگر برود حلالیت بگیرد پا از دست رفتن جان یا ابرو در میان است اینجا باید مانند قسم اول و دوم عمل کند.
خدا رحمت کند مرحوم آیت الله مجتهدی را در تفسیر این دعا می فرمود مثلا اگر کسی حق مردم را خورده و شده گوشت و پوستش باید کم غذا بشود تا مال حرام از تنش آب بشود، اگر شب تا صبح پای حرام بوده باید احیا کند تا مقدراتش عوض بشود.
به هر حال باید بدانیم اکثر گرفتاری ها بخاطر معصیت انسان است مراجعه کنیم به دعای کمیل می فهمیم که معصیت چه می کند با انسان اللهم اغفرلی الذنوب ها را در قنوت نماز زیاد بخوانیم در سجده زیاد بخوانیم.
استغفار کنیم اقاجان بی نتیجه هم نیست نتیجه دارد
یا غم و غصه از بین می رود جعل الله له من کل همٍ و غمٍ فرجا
یا خبر ناخوشایند بدست نمی آوری من کل خوفٍ امنا
یا از جایی که فکرش را نمی کنی به تو نظری می شود و رزقه من حیث لایحتسب
و از همه مهمتر استغفار از درجات اعلی علیین است به این درجه می رسی.
پس با این توضیحات به این نتیجه میرسیم که:
1.استغفار از توبه جدا نیست
2.توبه مرحله قلب است و استغفار مرحله عملی
3.استغفار عمل گذشته را بازسازی می کند وتوبه عمل آینده را
4.استغفار، باید به دنبالش اصلاح و عمل صالح باشد وگرنه به لفظ گفتن و بر زبان آوردن، استغفار واقعى نیست.
در عبارت دوم ان عبارت را می خوانیم که وَاجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ الْقَانِتِینَ
یعنی خدایا مقام عبادالله الصالحین به ما عطا کن بتوانیم جزء عبادالله الصالحین باشیم.
اگر انسان میخواهد به درگاه خداوند مقامی داشته باشد با اطاعت از فرمان خداست فرمان خدا دو چیز بیشتر نیست یا انجام واجبات است یا ترک محرمات.
چون وقتی از بنده صالح حرفی بیان م شود بنده صالح کسی است دو خصلت دارد
1.اعمال شایسته و خداپسند انجام می دهد
2.ایمان به خداوند و روز قیامت دارد
در عبارت سوم ما می گوئیم وَاجْعَلْنِی فِیهِ مِنْ أَوْلِیائِکَ الْمُقَرَّبِینَ
اگر خاطر مبارک باشد در تفسیر قرآن عرض کردیم انسان در روی زمین دو ولی دارد و می تواند به راحتی مقرب به این دو ولی بشود یا می تواند ولی انسان خدا باشد یا می تواند طاغوت و یک ولی دیگر هم هست که شیطان است.
پس ولایت برای انسان از سه ناحیه می تواند باشد خداوند، طاغوت، شیطان.
در این فقره از دعا ما می خواهیم جزء اولیاء مقرب باشیم.
انشاء الله بتوانیم در جرگه عبادالله الصالحین قرار بگیریم
والسلام علیکم ورحمه الله
یکی از موقعیتهایی که آدم باید امیدوار باشد، زمانیست که مشکلات چند برابر میشود. هر چقدر مشکلات بیشتر هست بدانید مشکلات در حال تمام شدن است.
امام على علیهالسلام در حکمت 351 مىفرماید: عِندَ تَناهِی الشِّدَّةِ تَکونُ الفُرجَةُ وعِندَ تَضایُقِ حَلَقِ البَلاءِ یَکونُ الرَّخاءُ؛ هنگام اوج گرفتن سختىها، گشایش فرامیرسد و هنگام تنگ شدن حلقههاى بلا، دوران آسایش فرامیرسد.
یا شبیه همین روایت در غرر الحکم، ح 1767 است که می فرماید أقرَبُ ما یَکونُ الفَرَجُ عِندَ تَضایُقِ الامورِ؛ نزدیکترین زمان به گشایش، هنگامى است که کارها، تنگ آید.
روزى زنى خدمت امام صادق علیه السلام رسید و گفت: «یابن رسول الله پسرم به مسافرت رفته و نبودش هم طولانی شده دل من هم برای دیدنش تنگ شده دعا کن». حضرت فرمود:بردبار باش.
بعد از چند روز بردباری دوباره محضر امام صادق شکایتش را تکرار کرد امام مجدد همان جواب را دادند تا سه مرتبه این برنامه تکرار شد.
حضرت به این زن فرمودند مگر به تو نگفتم که برباری کن؟
عرضه داشت یابن رسول الله صبر تا چقدر؟ بخداوند عالم صبرم تمام شد.
امام صادق فرمودند به منزل برو پسرت را می بینی.
زن به منزل رفت با تعجب پسرش را مشاهده کرد مجدد به محضر امام صادق رسید گفت یابن رسول الله، بعد از پیامبر مجدد وحی نازل شد؟
فرمود نه. ولکِنَّهُ قَد قالَ رسول الله: عِندَ فَناءِ الصَّبرِ یَأتِی الفَرَجُ. پیامبر خدا صلى الله علیه و آله گفته است: هنگام تمام شدن صبر، فرج مىآید.
فَلَمّا قُلتِ: قَد فَنِیَ الصَّبرُ عَرَفتُ أنَّ اللَّهَ قَد فَرَّجَ عَنکِ بِقُدومِ وَلَدِکِ وقتى گفتى: صبرم تمام شده، دانستم که خداوند با آمدن فرزندت، فرج تو را رسانده است.
یادمان باشد اهلبیت (ع) ما را در سختترین شرایط امیدوار میکنند؛ و هرچه شرایط سختتر گردید باید امید انسان زیادتر شود که ما نزدیک به فرج میشویم.
نمونه ی آن جنگ خندق شما ببینید یک شخصی مانند عمرو بن عبدود که داستانش را همه می دانند. با آن همه هیبت و عظمت و قدرت و زور و بازو مقابل سپاه اسلام قرار می گیرد که بقول معروف یک تنه می تواند20نفر را حریف باشد در مقابلش کسی در سپاه اسلام پیدا نمی شود حریفش نمی شود سپاه هم مانند بید از باد این شخصیت می لرزند وقتی طلب حریف می کند کسی جلو نمی رود جز یک جوان عَمر می خندد که همه ی پهلوانان مسلمانان عرب ترسیدند پیامبر یک جوان را فرستاد. آخر داستان می شود لافتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
اهلبیت، پیامبر حتی قران هم می گویند ناامید نشوید هر کسی ناامید بشود نابود می شود.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
محضر شما بزرگواران هستیم از شرح و تفسیر عای روز ماه مبارک رمضان. در دعای روز چهارم عباراتی است بااین مضامین:
أَللّـهُمَّ قَوِّنى فیهِ عَلى اِقامَةِ أَمْرِکَ وَ أَذِقْـنى فـیهِ حَــلاوَةَ ذِکْـرِکَ وَ أَوْزِعْنى فیهِ لاِدآءِ شُکْرِکَ بِکَرَمِکَ وَاحْفَـظْنى فیهِ بِحِفْـظِکَ وَ سِتْرِکَ یـا أَبْصَـرَ النّـاظِـرینَ
یکی از نعماتی که خداوند به انسان عطا کرده است زور و قدرت و توان است وقتی که خداوند به انسان امر می کند که او را اطاعت کند باید یک قدرتی در بدن انسان باشد تا بتواند. خوب است در این مورد مساله شرعی هم گفته بشود اگر در احکام نماز را مشاهده کنید اولویت اول ایستاده نماز خواندن است کسی که می تواند بایستد نباید نماز نشسته بخواند اگر نمی تواند باید بنشیند و اگر نمی تواند بنشیند باید خوابیده نماز بخواند بخاطر اینکه قدرت و توان انسان برای نماز در مواضع مختلف فرق می کند یا شما توجه کنید در بحث روزه استطاعت بدنی لازم است کسی که روزه بگیرد و بواسطه ی روزه بیماری بر او عارض بشود یا بیماری دارد و بواسطه روزه بیماری عود کند حق روزه گرفتن ندارد.
پس چه شد؟ خداوند امر به انجام تکلیف می کند و تکلیف هم نیازمند به زور و قدرت است و روایت از امام صادق است که می فرماید لایَضْعُفُ بَدَنٌ عَمّا قَوِیَتْ عَلَیهِ النِّیَّةُ اگر انسان نسبت به عملی نیت استوار داشته باشد بدنش ضعیف نخواهد شد و ما در قسمت اول برای انجام تکالیف دینی از خداوند میخواهیم أَللّـهُمَّ قَوِّنى فیهِ عَلى اِقامَةِ أَمْرِکَ یعنی خدایا قدرتی بما عطا کن تا بتوانیم به خوبی و آنچه که تو می خواهی دستورات تو را اطاعت کنیم.
شما ببینید در ظاهر روزه گرفتن در ماه رمضان آسان است اما وقتی تشنگی و گرسنگی می آید وسط طاقت انسان طاق می شود ولی تحمل می کند و تحملش هم بخاطر اراده ی قوی انسان است که از خداوند طلب کرده أَللّـهُمَّ قَوِّنى
در عبارت بعدی است وَ أَذِقْنِی فِیهِ حَلاَوَةَ ذِکْرِکَ
شیرین ترین ذکر، ذکر خداست چون هم نور است هم تطمئن القلوب. ألا بِذِکرِاللّه ِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ
روایت از امیرالمومنین است وقتی انسان بیکار است ذکر بگوید ثواب دارد نکته مهم اینجاست ذکری خوب است همراه با معرفت باشد اگر ذکر با معرفت نباشد ذکر تاثیری ندارد و اطمینان قلبی و آرامش حاصل نمی شود.
اینجاست که از خداوند می خواهیم وَ أَذِقْنِی فِیهِ حَلاَوَةَ ذِکْرِکَ یعنی خدایا شیرینی یاد خودت را به ما بچشان. اگر اینطور شد قرآن بخوانید لذت می برید دعا بخوانید لذت می برید زیارت بروید لذت می برید.
وَ أَوْزِعْنِی فِیهِ لِأَدَاءِ شُکْرِکَ بِکَرَمِکَ یعنی خدایا به من توفیق شکر کرامت کن.
چند نکته در رابطه با شکر بیان کنم
1.معنای شکر اینست که نعماتی که خداوند داده را 1.درست استفاده کنیم 2.در راه اطاعت و بندگی باشد
2.شکر گذاری قدم دوم بنده است بعد از شناخت نعمت چون تا نعمت شناخته نشود شکر جاری نخواهد شد
اینجاست که ما از خداوند باید بخواهیم اول شناخت نعمت را بما عطا کند بعد شکر نعمت را
ان شاء الله توفیق شکرنعمت به همه ی ما عطا بشود
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
در محضر شما خوبان هستیم با تفسیر آیات کلام وحی از سوره آل عمران آیه مبارکه 73
وَ لا تُؤْمِنُوا إِلاَّ لِمَنْ تَبِعَ دینَکُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدی هُدَی اللَّهِ أَنْ یُؤْتی أَحَدٌ مِثْلَ ما أُوتیتُمْ أَوْ یُحاجُّوکُمْ عِنْدَ رَبِّکُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ
در تفسیر این آیه دو برداشت بیان شد:
برداشت اول بعضی مفسرین می فرماید این آیه شریفه پیرامون تغییرقبله مسلمین است یعنی اهل کتاب قرار گذاشتند که موضوع تغییر قبله را با مسلمانان در میان نگذارند چون اگر مسلمانان بدانند تغییر قبله از علائم پیامبر حضرت رسول است او را حجت میدانند و مشکلاتی ایجاد می شود و از جمله مهمترن مشکل اینست که مسلمین دارای قبله می شوند و از ما یهودیان برتری خواهند داشت.
برداشت دوم بعضی دیگر از مفسرین می فرمایند که موضوع در مورد نبوت است چون در کتاب یهود آمده بود پیامبری می آید از غیر بنی اسرائیل و مراقب این قضیه باشید اگر مردم(چه یهود چه غیر یهود)بفهمند این قضیه را، چون این قضیه از نشانه نبوت پیامبر خاتم است به او ایمان می آورند.
با توجه به دو برداشت علمای یهود قراری با هم می گذارند:
برای اینکه ترس از دست دادن افراد خودتان را نداشته باشید می توانید ایمان صوری بیاورید و در جمعیت خودتان وآنها تبلیغ دین خودتان و انکار دین اسلام را داشته باشید بگوئید ما اسلام آوردیمقالوا اسلمناولی بعدا آن را انکارکنید و به دینتان برگردیدوَ لا تُؤْمِنُوا إِلاَّ لِمَنْ تَبِعَ دینَکُمْ
با توجه به این دو برداشت، خداوند به تفکر یهود سه پاسخ داد:
1.إِنَّ الْهُدی هُدَی اللَّهِ مومنین نه به حرف شما نیاز دارند نه به هدایت شما(چه با ایمان حقیقی باشد چه صوری) بلکه هدایت فقط از طرف خداست.
2.یُحاجُّوکُمْ عِنْدَ رَبِّکُمْ هر چقدر محاجه و مبارزه کنند در برابر خداوند باز باید در قیامت پاسخگو باشند چون در کتاب آنها آمده بود پیامبری بعد از عیسی خواهد آمد دو نشانه دارد
1.پیامبری از جنس غیر بنی اسرائیل
2.قبله ی او با قبله انبیاء گذشته فرق می کند.
3. إِنَّ الْفَضْلَ بِیَدِ اللَّهِ یُؤْتیهِ مَنْ یَشاءُ همه ی اینها(تغیر قبله،پیامبر غیر بنی اسرائیل، برتر اسلام و ...) عنایاتی است از طرف پروردگار عالم که به هر کس بخواهد می دهد و هیچ امری مزاحم مشیت الهی نمی شود.
ان شاء الله نور ایمان در قلوب همه ی ما منور بشود والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین
یکی از مواقعی که بهشدت به انسان آسیب وارد می کند زمانیست که در معرض یاس واقع می شود و یاس هم زمانی می آید که انسان در متن مشکلات و گرفتارهای قرار میگیرند.
تعبیر قرآنست درباره انسان در سوره هود آیه9 وَ لَئِنْ أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْناها مِنْهُ إِنَّهُ لَیَؤُسٌ کَفُورٌ وقتی انسان در شرایط بحرانی قرار می گیرد خیلی ناامید و ناسپاس می شود.
مشکلات همیشه هست کسی در مقابل مشکلات مأیوس میشود که احساس ضعف و عجز کند؛ کسانی احساس قدرت میکنند که به قوی و قدرتمندی تکیه کردهاند. اگر دست در دست پروردگار عالم باشد هیچ مشکلی نمیتواند قَد عَلَم کند.
بدلیل اینکه1.چون قدرت حل مشکلات در دست ماست
2.قدرت توکل ما بالاست. امیدواری و قدرت یعنی توکل. اگر توانستیم فبها اگر نتوانستیم یکی بنام خدا هست. این نکته ی اول
نکته ی بعدی اینست که مشکلات و گرفتاری محل امتحان یاس و امید است تا خداوند ببیند چقدر ما می توانیم به او تکیه کنیم و روی قدرت او حساب باز کردیم.
در صدر اسلام مشکلات فراوان بود که یکی از بدترین مشکلات برای مسلمانان صدر اسلام که تایی در آن نیست جنگ احزاب است دشمن تمام زورش را به میدان آورد تا اسلام و مسلمانان را نابود کند در شراط فعلی و دفاع مقدس هم همینطور بوده و هست استکبار تمام زورش را به میدان آورد تا ایران و انقلاب را نابود کند همه جبهههای مخالف دستبهدست همه داده بودند رسیدند به یک قدمی مدینه سپاه اسلام3000نفر سپاه دشمن10.000نفر قرآن بخوانیم شرایط همین بوده و هست. برای استحاله مسلمانان و انقلابیون دست به هر کاری زدند و می زنند ما باید چشم باز کنیم و از جنگ احزاب درس بگیریم.
إِذْ جاؤُکُمْ مِنْ فَوْقِکُمْ وَ مِنْ أَسْفَلَ مِنْکُمْ وَ إِذْ زاغَتِ الْأَبْصارُ وَ بَلَغَتِ الْقُلُوبُ الْحَناجِرَ وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا زمانی که دشمن از شمال و جنوب مدینه را محاصره کرد مردم وحشت کردند و به خداوند مشکوک می شوند هُنالِکَ ابْتُلِیَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَدیداًاینجا مومنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند.
طبیعی است در چنین مواردی انسان ناامید می شود اما وقتی به قرآن مراجعه کنیم به ما می گوید این ناامیدی یک مرض است و کسی که دچار این مرض و بیماری بشود نزدیک به گروهک نفاق می شود. وَ إِذْ یَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ما وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ إِلاَّ غُرُوراً مردم را مایوس کردند به اینکه پیامبر امید کاذب بما میداد و کار ما تمامشده است.
اما هَذَا مَا وَعَدَنَا اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ صَدَقَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ما زادَهُمْ إِلاَّ إیماناً وَ تَسْلیماً؛ کسی که ایمان به خداوند و رسول داشته باشد با آن شاه کلید توکل، مانند اصحاب پیامبر در جنگ احزاب که دیدند نتیجه بنفع آنها خواهد شد.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
ان شاء الله طاعات و عبادات مورد توجه قرار بگیرد در خدمت شما هستیم با آیه شریه 14سوره آل عمران
زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ مِنَ النِّساءِ وَ الْبَنینَ وَ الْقَناطیرِ الْمُقَنْطَرَةِ مِنَ الذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ وَ الْخَیْلِ الْمُسَوَّمَةِ وَ الْأَنْعامِ وَ الْحَرْثِ ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ
یکی از چیزهایی که به عنوان سرمایه بطور حقیقی برای انسان معرفی شده است ایمان است یعنی اگر کسی ایمانش کامل باشد سرمایه اش فراوان خواهد بود.
مثلا یکی از عرفا در مورد مرحوم شیخ العارفین حضرت آیت الله العظمی بهجت فرموده بودند ایشان سرمایه دار ترین فرد روی زمین است. سرمایه اش بخاطر ایمان است نه مال و اموال.
بطور کلی سرمایه برای انسان دو چیز است یکی ایمان است یکی مال و خانواده.
در این آیه ی شریف در مورد سرمایه انسانی از فرزند و همسر و ... نام برده است ولی در ادامه آیه می فرماید اینها نمی تواند سرمایه باشند چون در دنیا می توان استفاده کرد جنبه دنیای و مادی دارد و انسان باید دنبال یک سرمایه ای برود که جنبه ی معنوی داشته باشد و هم بدرد آخرت بخورد.
بله نکته ی مهم که باید توجه داشت اینست انسان امورات مادی را هم می توان در جنبه معنوی و برای آخرت استفاده کرد.
علامه طباطبایی در مورد این آیه می فرماید این آیه و آیات بعد از آن، شرح مطلبی می تواند باشد از آیه 10سوره آل عمران که می فرماید إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئاً
1.این آیه جواب است بر کفار که معتقد بودند که می توانند با اموال و اولاد، از خدا بی نیازشوند
2.زینت دادن دنیا برای انسان از طرف خداوند نیست یا از طرف شیطان استزُیِّنَ لِلَّذینَ کَفَرُوا الْحَیاةُ الدُّنْیا وَ یَسْخَرُونَ مِنَ الَّذینَ آمَنُوایا از طرف نفس است بوسیله شهوتزُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَواتِ
3.اگر ما بخواهیم جملهزُیِّنَ لِلنَّاسِبه خداوند نسبت بدهیم کم لطفی شدیدی نسبت به خدا داریم بخاطر اینکهزُیِّنَ لِلنَّاسِ یا ذلِکَ مَتاعُ الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِتناقض دارد از یک طرف بخواهد دنیا را با این موارد زینت کند و از طرفی
بخواهد منصرف کند انسان را و به سمت ثواب سوق بدهد.
4.مراد ازحُبُّ الشَّهَواتِعلاقه معمولى نیست، دلدادگى و مرحله شدید حب است که خود نوعى جنون است و به همین جهت به شیطان نسبت داده شده است.
پس با این توضیحات مختصر به این نتیجه می توان رسید که مردم نسبت به حب الشهوات یکجور نیستند.
1.بعضی ها هدفی جز لذت از زنان و دلبستن به آنها ندارند دلشان می خواهد که همیشه همنشین با جنس مخالف باشند و از طرف زن این وضع اتفاق نیم افتد اگر هم اتفاق بیوفتد خیلی کم است.
2.بعضی ها فرزند دوست دارند که بخاطر تکاثر نسل است
3.بعضی ها هم حب مال دارند مثل بساز بفروش ها رفتار می کنند اینها هم حب مال است.
4.بعضی ها هم به حیوان علاقه دارند یا برای سواری است یا برای کشاورزی
ان شاء الله با کرامت کتاب وحی عاقبت همه ی ما ختم بخیر بشود والسلام علیکم و رحمة الله
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین
اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ الذِّهْنَ وَ التَّنْبِیهَ وَ بَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَةِ وَ التَّمْوِیهِ وَ اجْعَلْ لِی نَصِیباً مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنْزِلُ فِیهِ بِجُودِکَ یَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِین
در این دعا چند نعمت برای انسان معرفی شده است دو نعمت برای رستگاری انسان است که از طرف خداوند است مانندحافظه و تنبیه و دو نعمت برای ضلالت انسان است و از طرف شیطان مانند سفاهت و تمویه.
در فرار اول این دعا اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی فِیهِ الذِّهْنَ وَ التَّنْبِیهَ
در این فراز از دو نعمت نام برده شده یکی ذهن است و دیگری تنبیه.
دو نکته بیان کنم:
1.نعمت حافظه و تنبیه بواسطه علم بدست می آید.یعنی بصیرت حافظه بصیرت افزایی می کند و تنبیه دوربرگردان است برای راهی که رفتیم.
2.کار این دو نعمت مانند تابلوهای خطر در کنار جاده هاست تا انسان را نسبت به خطرات آینده هوشیار می کند و او را خواب غفلت بیدار کند.
بعضی وقتها اتفاق می افتد که انسان ذهنش درگیر مسائلی می شود که باعث کند ذهنی انسان می شود و از دو حال خارج نیست یکی امکان گناهی باشد که انسان مرتکب آن می شود یا امکان دارد بخاطر تنبیه از طرف پروردگار عالم باشد.
شخصی محضر عالمی شرفیاب می شود عرض می کند اقاجان حافظه ام کم شده؟! آن عالم می فرماید گناه نکنید چون گناه باعث کم شدن حافظه می شود. در دعای کمیل است اللهم اغفرلی النوب التی تغیر النعم حافظه یک نعمت است که بخاطر معصیت تغییر می کند.
از رسول اکرم روایت است اِتَّقُوا فِراسَةَ المُؤمِنِ فَإنِّهُ یَنظُرُ بِنُورِاللّه از تیزهوشی و تیزبینی مومن فرار کنید چون این نوریست از انوار الهی که در وجود مومن تابیده شده.
پس
1.ذهن و تنبیه دو نعمت از نعمات پروردگار عالم است
2.اگر نباشد روشن بینی و بصیرت و خودآگاهی برای انسان بوجود نخواهد آمد
در فراز دوم می خوانیم وَ بَاعِدْنِی فِیهِ مِنَ السَّفَاهَةِ وَ التَّمْوِیهِ از خداوند طلب دور شدن از سفاهت و تمویه را داریم.
سفیه به کسی گفته می شود که کاری انجام می دهد یا حرفی می زند که از عقل به دور است.
نکته ای که باید توجه کرد سفاهت در چند مورد اتفاق می افتد: یا در گفتار یا در اعمال.
تمویه هم یعنی دروغ بافی صفتی در کسی یا چیزی نیست اما به او نسبت می دهیم، رنگ و لعاب می دهیم زینتش می دهیم.
در این فراز از دعا ما از خداوند می خواهیم این دو نعمت شیطانی که از ناحیه شیطان است برای گمراهی انسان را از ما بگیرد.
و اما فراز آخر این دعا وَ اجْعَلْ لِی نَصِیباً مِنْ کُلِّ خَیْرٍ مِنْ کُلِّ خَیْرٍ تُنْزِلُ فِیهِ
خدایا کار خیری که در این ماه نازل شده ما را هم بی نصیب نکن
در طول روز در طول سال یک سری کارهای خیری که از نعمات الهی است شامل حال انسان مومن می شود و نصیبش می شود یکی خود ماه رمضان یکی شبهای قدر یکی عبادات و کثرت ثواب یک عمل در این ماه است برای چه؟ برای اینکه ما بتوانیم در این ماه پوزه ی شیطان را به خاک بمالیم توفیق پیدا کنیم جزء عباد الله قرار بگیریم.
البته یک نگاه دیگری هم میشود داشت وَ اجْعَلْ لِی نَصِیباً می تواند برای بعد از ماه رمضان هم باشد که از خداوند بخواهیم آثار و برکات، بعد از ماه مبارک هم در وجود ما ادامه دار باشد فقط برای ماه رمضان نباشد.
انشاء الله خیر وبرکات این ماه عزیز شامل همه ی ما قرار بگیرد و اولین خیر این ماه فرج نازنین امام زمان و سلامتی سکان دار نظام جمهوری اسلامی مقام معظم رهبری باشد
والسلام علیکم و رحمة الله
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین
اگر کسی بخواهد از برکات ماه مبارک استفاده کند اول باید اکبر الکبائر بعد از شرک به خدا را از خودش دور کند یعنی یاس از رحمت الهی؛ ماه رمضان، هم ماه امید و تقویت امیدواری هست دلایل فراوانی هست به قول امام سجاد در صحیفه سجادیه در دعای وداع با ماه رمضان می فرمایدالسَّلَامُ عَلَیْکَ مِنْ شَهْرٍ قَرُبَتْ فِیهِ الْآمَال ونُشِرَت فیه الاعمال این ماه،ماهیست که هم در این ماه امکان رسیدن به خیلی چیزهاست و هم می توان اعمال را گسترش داد و این حس به انسان دست می دهد که می تواند به راحتی جبران مافات کند.
نقل از پیامبر اکرم در کتاب خصال شیخ صدوق ج1 فرمود: أُعْطِیَتْ أُمَّتِی فِی شَهْرِ رَمَضَانَ خَمْساً لَمْ یُعْطَهُنَّ أُمَّةُ نَبِیٍّ قَبْلِی به امّت من در ماه رمضان، پنج چیز دادهشده که به امّت هیچ پیامبرى پیش از من داده نشده است
أَمَّا وَاحِدَةٌ فَإِذَا کَانَ أَوَّل لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ نَظَرَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَیْهِمْ وَ مَنْ نَظَرَ اللَّهُ إِلَیْهِ لَمْ یُعَذِّبْهُ أَبَداً شب اول ماه رمضان می شود خداوند به بندگان نگاه می کند از نوع نگاه رحمت بطوری که اگر هر کسی را اینطور نگاه کند عذابی برای او نخواهد بود.
وَ أَمَّا الثَّانِیَةُ فَإِنَّ خَلُوفَ أَفْوَاهِهِمْ حِینَ یُمْسُونَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَطْیَبُ مِنْ رِیحِ الْمِسْکِ وقتی انسان هر صبح از خواب بیدار می شود و با بوی نامطبوع دهان مواجه می شود این بو بواسطه باکتری هایی در دهان بوجود می آیند که ریشه اش خشکی دهان است بخاطر نخوردن و نیاشامیدن.
یکی از چیزهایی که خداوند در این ماه از شخص روزه دار خریدارست همین بوست.
وقتی بوی دهان در طول روز بد است و وقتی به شب می رسد و نزدیک افطار برای خداوند عالم این بوی نامطبوع تبدیل به بوی مشک می شود و می خرد.
وَ أَمَّا الثَّالِثَةُ فَإِنَّ الْمَلَائِکَةَ یَسْتَغْفِرُونَ لَهُمْ فِی لَیْلِهِمْ وَ نَهَارِهِمْ فرشتگان در هر شب و روزشان، براى آنان آمرزش مىطلبند.
وَ أَمَّا الرَّابِعَةُ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَأْمُرُ جَنَّتَهُ أَنِ اسْتَغْفِرِی وَ تَزَیَّنِی لِعِبَادِی فَیُوشِکُ أَنْ یَذْهَبَ عَنْهُمْ نَصَبُ الدُّنْیَا وَ أَذَاهَا وَ یَصِیرُوا إِلَى جَنَّتِی وَ کَرَامَتِی خداوند عالم به بهشت خودش دستور می دهد برای امت من استغفار و خودت را برای آنان آرایش کن تا رنجی که بخاطر دنیا به آنان می رسد به سمت بهشت بیایند.
وَ أَمَّا الْخَامِسَةُ فَإِذَا کَانَ آخِرُ لَیْلَةٍ غَفَرَ لَهُمْ جَمِیعاً وقتی آخرین شب ماه رمضان فرا رسد، همه آنان آمرزیده مىشوند.
یعنی خدا تمام امکانات خداییاش را بسیج کرده تا من و شما بیشترین بهره را ببریم با کمترین لیاقت.خدا در این ماه رمضان بریز وبپاشی به راه انداخته است. خان رحمتش را تا بیکران گسترانده است. حالا جا ندارد من و شما امیدوار به رحمت الهی بشویم؟ دیگر اینجا من نیستم که به سمت خدا رفتهام این خداست که در ماه رمضان به سمت من آمده است. بهقولمعروف تنبل نرو به سایه، سایه خودش می میایه؛ سایه رحمت الهی در ماه رمضان بر سر بندگان پهن شده است؛ چرا امیدوار نشوم.
شما مهربانی خدا را در میان اینهمه لطفش در ماه رمضان احساس نمیکنی؟
فینال ماه رمضان را شبهای قدر قرارداد. شب قدری که از هزار ماه بالاتر هست. هزار ماه یعنی هشتاد سال تقریباً عمر یک انسان، در شب قدر شما میتوانی بهاندازه تمام راههای نرفته عمرت رشد کنی. در ماه مبارک رمضانی من و شما جهشی رشد معنوی میکنیم به شرطی که از یاس بیرون بیایم از یاس توبه کنیم.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
ان شاء الله طاعات عبادات مورد قبول اله متعال قرار بگیرد.
آیه ای که امروز در محضرشان هستیم از سوره آل عمران آیه 8 است که خداوند می فرماید رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
این آیه ی مبارکه یکی از آیات دعا در قرآن کریم است که از زبان انبیا یا علمای زمان انبیاء است که از خداوند درخواست شده و با کلمه ربنا شروع می شود.
این ادعیه های قرآنی مانند هر ادعیه دیگر می خواهد جایگاه دعا را در زندگی به ما بفهماند.
دعا در زندگی از اهمیت زیادی برخوردار است که می تواند هم جایگاه انسان و هم می تواند سرنوشت انسان را عوض کند.
امام صادق در روایتی می فرمایند: عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّکُمْ لَا تَقَرَّبُونَ بِمِثْلِهِ شما را به دعا کردن سفارش مى کنم ، چون با دعا می توانید به خداوند عالم نزدیک بشوید.
طبق یک روایتی اگر کسی درخواست دعا نداشته باشد روایت از او تعبیر عاجز کرده اَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.
در مورد دعا چند سوال مطرح می شود که ان شاء الله جواب مختصر بدهیم و بپردازیم به آیه شریفه:
1.چه زمانی دعا کنیم؟
در هر زمان انسان می تواند دعا کند ولی یادش باشد اگر می خواهد دعایش مستجاب بشود یک زمان های خاصی است برای استجابت دعا مثلا زمان نزول باران، سر سفره طعام، هنگام نماز و ... اگر در این زمان ها ما دعا کنیم بدانیم به هدف اجابت می رسد
2.از خداوند چه بخواهیم؟
انسان می تواند هم حوائج مشروع بخواهد و هم حوائج نامشروع هم می تواند حاجب کوچک بخواهد و هم می تواند حاجت بزرگ
اما نکته اینجاست که اگر حاجتش مشروعه باشد مورد توجه خدا قرار می گیرد اما در خواسته های بزرگ و یا کوچک فرقی نمی کند.
از امام صادق است در ادامه حدیث می فرماید: لَا تَتْرُکُوا صَغِیرَةً لِصِغَرِهَا اگر خواسته تان کوچک هم هست دعا را ترک نکنید بخواهید
أَنْ تَدْعُوا بِهَا إِنَّ صَاحِبَ الصِّغَارِ هُوَ صَاحِبُ الْکِبَارِ حاجت کوچکان بواسطه حاجت بزرگ برآورده خواهد شد. چونحاجت کوچیک و بزرگ دست یک نفر بیشتر نیست و آن خداست.
3.آیا دعایمان مستجاب می شود یا خیر؟
استجابت دعا یک سری شرائط دارد شرایط ظاهری بیان شد که وقت آن است شرایط باطنی هم هست که نیاز اه آماده سازی و خودسازی دارد.
1.امام حسن علیه السلام:اگر کسی در دلش خشنوید خداوند باشد من تضمین کننده ی اجابت دعایش هستم
2.امام صادق علیه السلام:اجابت دعا در کسب روزی حلال است.
4.تکلیف ما در زمانی که دعا مستجاب شد یا مستجاب نشد چیست؟
روایتی از امیرالمومنین است که می فرماید بعضی مواقع خواسته و دعایی که از خداوند داریم از سه حالت دور نیست:
1.یا خداوند خواسته را نمی دهد؛
2.یا خداوند خواسته را زود می دهد؛
3.یا خداوند خواسته را دیر می دهد.
اگر در حالت اول باشد باید بدانیم مصلحت است خداوند ندهد چون امکان دارد اجابت دعا همراهش نابودی دین و دنیا باشد.
اگر در حالت دوم باشد باید بدانیم خدا را شاکر باشیم و باز دعا کردن را ادامه بدهیم
اگر در حالت سوم باشد باید بدانیم بعضی ها نامید می شوند از دعا کردن که مثلا خداوند صدای من را نشنید روایست از امام صادق است خداوند دعا را مستجاب کرده اما می فرماید حاجت را ندهید. چرا؟ چون خواند عاشق دعا کننده استفَإِنِّی أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَهُدوست دارم بیشتر صدای بنده ام را بشنوم چون امکان دارد اگر حاجتش را بدهم دیگر سمت دعا نرود.
اما تفسیر آیه شریفه: مفسرین در مورد این آیه فرمودند این آیه درخواست علم از خداوند است کدام علم؟ علمی که باعث انحراف عالم نشود. چون بعد از درخواست علم رحمت هم درخواست کردند که که باعث هدایت و عدم انحراف آنها بشود
در این آیه شریفه چند نکته وجود دارد:
1.علوم امکان دارد باعث فساد عالم بشود
بخاطر اینکه یا عالم ظرفیت علم را ندارد و مغرور می شود یا علم بدرد عالم نمی خورد.
پس اینجا از خداوند می خواهد بعد از بدست آوردن علم منحرف نشود.
2.کسی که علم دارد عالم است اگر می خواهد رحمت خداوند عالم شامل حالش بشود قدم برداشتنش برای نشر علم باید برای رضای خدا باشد.
3.علم اندوزی مهم نیست آنچه مهم است استفاده از علم است علم را در چه راهی استفاده می کنم و نشر علم چه علمی را منتشر می کنم؟ آیا بدرد مردم می خورد یا خیر؟
اگر این ها مراعات بشود هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً اتفاق می افتد هم مورد رحمت خداوند واقع می شوم و هم علم که هدیه ی الهی ا
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
ان شاء الله طاعات عبادات مورد قبول اله متعال قرار بگیرد.
آیه ای که امروز در محضرشان هستیم از سوره آل عمران آیه 8 است که خداوند می فرماید رَبَّنَا لا تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
این آیه ی مبارکه یکی از آیات دعا در قرآن کریم است که از زبان انبیا یا علمای زمان انبیاء است که از خداوند درخواست شده و با کلمه ربنا شروع می شود.
این ادعیه های قرآنی مانند هر ادعیه دیگر می خواهد جایگاه دعا را در زندگی به ما بفهماند.
دعا در زندگی از اهمیت زیادی برخوردار است که می تواند هم جایگاه انسان و هم می تواند سرنوشت انسان را عوض کند.
امام صادق در روایتی می فرمایند: عَلَیْکُمْ بِالدُّعَاءِ فَإِنَّکُمْ لَا تَقَرَّبُونَ بِمِثْلِهِ شما را به دعا کردن سفارش مى کنم ، چون با دعا می توانید به خداوند عالم نزدیک بشوید.
طبق یک روایتی اگر کسی درخواست دعا نداشته باشد روایت از او تعبیر عاجز کرده اَعجَزالنّاسٍ مَن عَجَزَ عَنِ الدُّعاء عاجزترین مردم کسی است که نتواند دعا کند.
در مورد دعا چند سوال مطرح می شود که ان شاء الله جواب مختصر بدهیم و بپردازیم به آیه شریفه:
1.چه زمانی دعا کنیم؟
در هر زمان انسان می تواند دعا کند ولی یادش باشد اگر می خواهد دعایش مستجاب بشود یک زمان های خاصی است برای استجابت دعا مثلا زمان نزول باران، سر سفره طعام، هنگام نماز و ... اگر در این زمان ها ما دعا کنیم بدانیم به هدف اجابت می رسد
2.از خداوند چه بخواهیم؟
انسان می تواند هم حوائج مشروع بخواهد و هم حوائج نامشروع هم می تواند حاجب کوچک بخواهد و هم می تواند حاجت بزرگ
اما نکته اینجاست که اگر حاجتش مشروعه باشد مورد توجه خدا قرار می گیرد اما در خواسته های بزرگ و یا کوچک فرقی نمی کند.
از امام صادق است در ادامه حدیث می فرماید: لَا تَتْرُکُوا صَغِیرَةً لِصِغَرِهَا اگر خواسته تان کوچک هم هست دعا را ترک نکنید بخواهید
أَنْ تَدْعُوا بِهَا إِنَّ صَاحِبَ الصِّغَارِ هُوَ صَاحِبُ الْکِبَارِ حاجت کوچکان بواسطه حاجت بزرگ برآورده خواهد شد. چونحاجت کوچیک و بزرگ دست یک نفر بیشتر نیست و آن خداست.
3.آیا دعایمان مستجاب می شود یا خیر؟
استجابت دعا یک سری شرائط دارد شرایط ظاهری بیان شد که وقت آن است شرایط باطنی هم هست که نیاز اه آماده سازی و خودسازی دارد.
1.امام حسن علیه السلام:اگر کسی در دلش خشنوید خداوند باشد من تضمین کننده ی اجابت دعایش هستم
2.امام صادق علیه السلام:اجابت دعا در کسب روزی حلال است.
4.تکلیف ما در زمانی که دعا مستجاب شد یا مستجاب نشد چیست؟
روایتی از امیرالمومنین است که می فرماید بعضی مواقع خواسته و دعایی که از خداوند داریم از سه حالت دور نیست:
1.یا خداوند خواسته را نمی دهد؛
2.یا خداوند خواسته را زود می دهد؛
3.یا خداوند خواسته را دیر می دهد.
اگر در حالت اول باشد باید بدانیم مصلحت است خداوند ندهد چون امکان دارد اجابت دعا همراهش نابودی دین و دنیا باشد.
اگر در حالت دوم باشد باید بدانیم خدا را شاکر باشیم و باز دعا کردن را ادامه بدهیم
اگر در حالت سوم باشد باید بدانیم بعضی ها نامید می شوند از دعا کردن که مثلا خداوند صدای من را نشنید روایست از امام صادق است خداوند دعا را مستجاب کرده اما می فرماید حاجت را ندهید. چرا؟ چون خواند عاشق دعا کننده استفَإِنِّی أُحِبُّ أَنْ أَسْمَعَ صَوْتَهُدوست دارم بیشتر صدای بنده ام را بشنوم چون امکان دارد اگر حاجتش را بدهم دیگر سمت دعا نرود.
اما تفسیر آیه شریفه: مفسرین در مورد این آیه فرمودند این آیه درخواست علم از خداوند است کدام علم؟ علمی که باعث انحراف عالم نشود. چون بعد از درخواست علم رحمت هم درخواست کردند که که باعث هدایت و عدم انحراف آنها بشود
در این آیه شریفه چند نکته وجود دارد:
1.علوم امکان دارد باعث فساد عالم بشود
بخاطر اینکه یا عالم ظرفیت علم را ندارد و مغرور می شود یا علم بدرد عالم نمی خورد.
پس اینجا از خداوند می خواهد بعد از بدست آوردن علم منحرف نشود.
2.کسی که علم دارد عالم است اگر می خواهد رحمت خداوند عالم شامل حالش بشود قدم برداشتنش برای نشر علم باید برای رضای خدا باشد.
3.علم اندوزی مهم نیست آنچه مهم است استفاده از علم است علم را در چه راهی استفاده می کنم و نشر علم چه علمی را منتشر می کنم؟ آیا بدرد مردم می خورد یا خیر؟
اگر این ها مراعات بشود هَبْ لَنَا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً اتفاق می افتد هم مورد رحمت خداوند واقع می شوم و هم علم که هدیه ی الهی است را خوب نگهدار می کنم.
ان شاء الله همه ی ما در نشر علم الهی کوشا باشیم و در راه نشر علم صفت غرور در وجود ما قرار نگیرد.ست را خوب نگهدار می کنم.
ان شاء الله همه ی ما در نشر علم الهی کوشا باشیم و در راه نشر علم صفت غرور در وجود ما قرار نگیرد.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
اللَّهُمَّ قَرِّبْنِی فِیهِ إِلَی مَرْضَاتِکَ وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَ نَقِمَاتِکَ وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِقِرَاءَةِ آیَاتِکَ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
بزرگترین سعادت برای انسان این می تواند باشد از طرف یک امیر و بزرگی پذیرفته بشود و مقرب درگاهش بشود
1.اللَّهُمَّ قَرِّبْنِی فِیهِ إِلَی مَرْضَاتِکَ
خدایا ما را طوری که خشنود می شوی نزدیک به درگاهت کن که مقرب به درگاهت بشویم.
اگر بخواهیم مقرب به درگاه خداوند عالم بشویم و در این تقرب خشنودی هم اضافه بشود چند عمل را انسان باید انجام بدهد
1.تقوا=اتقوا الله تقوا
سوال می کنند تقوایی که خداوند در قرآن به انسان دستور داده یعنی چه؟
تقوا جمع در پنج چیز است
1.2.عمل واجب و مستحب که معلوم است
3.4.ترک حرام و مکروه این هم معلوم است
5.ترک مباح در صورت غیر نیاز و عمل به آن در صورت نیاز
اما در این خیلی ها مشکل دارند استفاده مباح در صورتی لازم است که باعث بشود انسان را ب درگاه خداوند هدایت کند. مثلا خوردن غذا مباح است ورزش کردن مباح است خواب مباح است اگر اینها باعث بشوند من از اطاعت خداوند دور بمانم در حد امکان ترک کنم یعنی اولویت را به واجب بدهم.
غذای زیاد باعث شکم پری می شود و شکم پری هم باعث کسلی می شود و کسلی هم باعث می شود من نمازم درست و حسابی نباشد این باید کم بشود. مباح یعنی این.
یکی از عرفا در خواب شرفیاب می شود محضر پیامبر سوال می کند یا رسول الله علمای زمان شما مردم زمان شما زود به درجات عالیه زمی رسیدند اما مردم و علمای زمان ما نمی توانند؟
فرمودند مردم و علمای زمان ما به دو حکم از احکام عمل می کردند در واجبات عمل بود و در محرمات ترک اما مردم و علمای زمان شما به پنج حکم از احکام عمل می کنند با این حال نمی شود سخت است و زمان بر.
2.ایمان=آمَنوا و آمِنوا
ایمان آوردن راحت است ولی باید مراقب ایمان باشیم که دزد ایمان زیاد است. یک سری موارد هست اگر رعایت نشود ایمان را زیر سوال می برد و یا از بین می برد مثل خشوع در نماز مثل امانت داری و وفای به عهد که در روایت است اگر وفای به عهد یا امانت داری نباشد شخص در جرگه منافقین قرار می گیرد.
مطلب اول بحث از خشنودی خداوند است سوال چه زمانی خداوند از ما خشنود و راضی است؟ این مطلب خیلی دقت می خواهد.
ما چه زمانی می توانیم متوجه بشویم که خداوند از ما راضی و خشنود است؟
از معصوم سوال کردند. فرمود دقت کنید به این نکته توجه کنید فرمود ببین تو از خداوند چقدر خشنود و راضی هستی و بعد ببین خدا در کجای زندگی توست و چه جایگاهی دارد؟
2.وَ جَنِّبْنِی فِیهِ مِنْ سَخَطِکَ وَ نَقِمَاتِکَ
خیلی از ما وقتی در جمع بزرگانی هستیم خیلی مراقبیم حرکتی اجام نشود سخنی بیان نشود که باعث ناراحتی و دلخوری بود یا نه نافرمانی نکنیم که باعث تنبیه ما بشود.
از خداوند می خواهیم خدایا جلوی کاری از ما که باعث ناراحتی و عغضب تو می شود سدی قرار بده.
به این نکته دقت کنیم که هر کسی می تواند مورد غب خداوند قرار بگیرد و چنانچه مورد غضب خداوند قرار گرفت برکت از زندگی او خارج می شود.
نگاه به آیات مختلف قرآن که سرنوشت شوم اقوام بیان شده گر آسیب فردی دیدند یا دچر آسیب اجتماعی شدند همه شان بخاطر نافرمانی بود.
شما داستان قوم حضرت نوح صالح هود لوط موسی را دقت کنید چرا دچار عذاب شدند؟ بخار نافرمانی حتی مردم دین پیامبر هم از این امر مستثنی نیستند اگر نافرمانی کنند مستوجب غذاب خواهند شد.
ایه ی سوره فاتحه که ایاک نعبد و ایاک نستعین است را در نماز زیاد می خوانیم این را با توجه بیشتر بخوانیم. مراقب باشیم وسوسه های شیطان هم باشیم که از مسیر الی الله به الی الشسطان منحرف نشویم.
شیخ رجبعلی خیاط در مورد این آیه می فرمایند که هستند افرادی که نماز می خوانند اما از شیطان تبعیت می کنند اینجا دیگه تبعیت از دستورات خدا نیست مستقیما شیطان را پرستش میشود.
3.وَ وَفِّقْنِی فِیهِ لِقِرَاءَةِ آیَاتِکَ
خداوند توفیق به سمتقرآن کشیده شدن به همه ی ما عنایت بفرماید. از امام سجاد نقل است در کتاب رسالة الحقوق که حق الکتاب ثلاثه. کتاب خداوند یعنی قرآن سه حق به ما دارد که ما باید حقوق را بپردازیم.
قبل از اینکه به حقوق کتاب وحی بپردازم یک نکته بگویم خوب است بدانیم در روز قیامت انسان شاکی زیاد دارد انسان است حیوان است خانه است مسجد است و یکی از آن شاکیان قرآن کریم است شکایتش زمانی است که انسان قرآن را در خانه یتیم کند مهجورش کند قرآن شکایت می کند که انسان من را مهجور قرار داد. کتاب وحی سه حق دارد
1. قرائت قرآن حالا می خواهد فارسی باشد یا عربی ولی آیه ی قرن است و رَتَّل القرآنَ ترتیلا قرآن را به عربی بخوانید و با آهنگ خاص خودش.
متاسفانه به سمت قرآن رفتن هایمان موسمی است موقعش بشود قرآن بدست می گیریم استخاره می خواهد در ماه رمضان بیاید مجلس ختم برود در مراسم احیا شرکت کرده زمان عقد باشد بقیه زمانها چه؟ خبری نیست. خداوند فرمود تا می توانید بخوانید.فاقرئوا ما تَیَسَّرَ من القرآن
2.تدبر در آیات قرآن این خیلی مهمتر از قرائت است زمانی می تواند قرآن بر دل بنشیند که قاری کلام خداوند با فکر کلمات را به زبان بیاورد که چه می گوید.
تدبر در قرآن چند ویژگی را در وجود انسان ایجاد می کند
1.اگر تدبر در کلام خدا نباشد انسان از طرف خدا بازخواست می شود
2.تدبر در قران داروی است در برابر نفاق که انسان دچار آن است
3.اگر انسان می خواهد به اسلام گرایش پیدا کند فقط از راه تدبر در قرآن می شود
3.عمل به قرآن که بالاتر از همه است. امام صادق فرمودند هر آیه ای که پیدا کردید که باعث نجات گذشتگان باشد به اسباب نجات که در آیه بیان شده است عمل کنید و اگر دیدید آیه باعث سقوط گذشتگان شد از عمل به اسبابش اجتناب کنید.
ان شاء الله جزء عاملین به قرآن قرار بگیریم و با قرآن محشور بشویم والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
بسم لله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین
بحثی که در ماه مبارک رمضان خدمت شما بزرگواران هستیم تبیین بخشی از بیانات مقام معظم رهبری در گام دوم انقلاب است انشاء الله مورد توجه قرار بگیرد.
حضرت آقا در40سال دوم انقلاب از سه کلید واژه بسیار مهم استفاده می کنند که متاسفانه نگاه درونی در آننها وجود ندارد.
سه کلیدواژه خودسازی-جامعه سازی-تمدن سازی که ان شاء الله با توفیقات الهی در این ماه بتوانیم اشاراتی داشته باشیم.
اولین توصیه ای که مقام معظم رهبری در این بیانیه گام دوم اینست فرمودند نگاه امیدوارانه و خوش بینانه به آینده است.
یکی از اشاراتی که در این بیان وجود دارد بحث از امید داشتن است. امیدی که از یک طرف نقطه قوت جهان است و از یک طرف نقطه ی ضعف استکبار.
با این مقدمه وارد این بحث بشویم که یکی از ویژگیهای مهم ماه رمضان، اینست که امیدواری انسان را افزایش میدهد هَذَا شَهْرُ الرَّجَاءِ یکی از نامهای ماه مبارک رمضان همین است که اگر در این ماه به همین یک اتفاق انسان تفکر کند و قدم بردارد می تواند دنیا را به زانو در آورد ولی باید مراقب باشد یک دشمن متقابل بنام یاس و نومیدی دارد که قدم به قدم با او همراه است که روایت است اکبرُ الکبائر الیأس.
یاس بعد از شرک جزء صدرنشین های گناهان محسوب می شود حتی بدتر از قتل است چون خیلی از گنهانی که انسان مرتکب می شود شاه کلیدش یاس است.
روایت است در کتاب الفقیه ج3 که عَمرو بن عُبَید بَصرى آمد محضر امام صادقعسلام کرده نشست شروع کرد بخواندن قرآن رسید به این آیه الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبائِرَ الْإِثْمِ در سوره نجم ساکت شد حرفی نزد، امام پرسید علت سکوتت
چیست؟ گفت: دوست دارم کبائر را از کتاب خدا بدانم را بشناسم، یعنی یکی دیگر از علت ارتکاب گناه اینست که ما هنوز گناه شناسی بلد نیستیم کسی نیامد بما بگوید که فلان کار گناه است.فرمود:بزرگترین کبائر شرک بخداست، خداوند در آیه48سوره نساء مىفرماید: إِنَّ اللَّهَ لایَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ کسیکه برای خدا شریک قرار دهد قابل بخشش نیست.
انسانی که خلیفة الله فی الارض است انسانی که قدرت به معراج رفتن دارد اصلا فکر کرده که با این مقام چرا بخودش اجازه می دهد چیزی بنام نا امیدی به سمت او بیاید؟
آمد محضر امام باقر سوال کرد امید بخشترین آیه قرآن کدام آیه است؟ حضرت فرمودند: اطرافیان شما در این مورد چه نظری دارند؟
گفت یابن رسول الله اطرافیان من نظرشان به آیه 53زمر است قُلْ یَا عِبَادِیَ بگو ای بندگان من الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ اگر اسراف و ستم کردهاید بر خودتان لاَ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ از رحمت خداوند نومید نشوید إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً خدا همه گناهان را میآمرزد إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ
امام باقر فرمودند اما ما اهلبیت نظرمان غیر اینست.
سوال کرد نظرشما چیست؟ فرمود آیه5 سوره ضحی وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى پروردگارت آنقدر به تو عطا خواهد کرد که خشنود شوی!
منظور از این آیه مال و اموال نیست کسی اشتباه نگیرد. امام باقر فرمودند منظورش شفاعت است.
بدلیل اینکه در آیه سوره زمر اگر کسی می خواهد از رحمت خداوند برخوردار بشود شرطش توبه است اما هر چه نگاه می کنیم در این آیه شرطی جز رضایت پیامبر و رحمت بیان نشده
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
ان شاء الله طاعات عبادات در این ماه پر فضیلت مورد قبول خداوند قرار بگیرد.
بحث ما در ظهر های ماه مبارک تفسیر آیات کریمه است و آیه ای که در این روز در محضرشان هستیم آیه 257سوره بقره است.
الله ولی الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور والذین کفروا اولیائهم الطاغوت یخرجونهم من النور الی الظلمات اولئک اصحاب النار هم فیها خالدون.
در این آیه دو نوع ولایت را خداوند مطرح می کند یکی ولایت الله متعال است و یکی هم ولایت شیطان که انسان وقتی خودش را شناخت با مضمون آیه ی شریفه اهدنا الصرط می خواهد به مسیری برای ساختن سرنوشت خودش برود. وقتی نیت طی طریق در ذهنش آمد دو مسیر جلوی پایش نمایان می شود وقتی که اهدنا الصراط به میان آمد برای ما سوالی پیش می اید که کدام راه؟ عبارت در همین آیه می فرماید المستقیم یعنی راهی که انتهای آن سعادت است.
پس به این نتیجه می رسیم که با استفاده از عبارت اهدنا الصراط ما 2 راه برای طی طریق داریم: مسیر نور و دیگری مسیر ظلمت.
هر مسیری هم نیاز به راه بلد دارد که در عبارت قرآنی به آن راه بلد ولی یا سرپرست می گویند در این دو راه هم انسان ناچار است دست به دامان ولی همان راه بشود که بالتبع مسیر دو ولی هم وجود دارد. یکی الله است در مسیر نور که انتهایش سعادت است و دیگری طاغوت است در مسیر ظلمت که انتهایش شقاوت است و بدبختی.
با این بیان شاید سوالی در ذهن مطرح بشود که طریق طریق است چه این باشد چه آن انسان هم باید برود چه فرقی می کند کدام راه را باید برود؟
نکته ی این در اینست که اگر انسان می خواهد راهی را برود باید راه کم خطر را انتخاب کند راهی را انتخاب کند که بتواند به راحتی و با هزینه ی کم به مقصد برسد. این دو راه یک فرق هایی با هم دارند که نیاز به توجه است.
1.راه بلد یک مسیر خداوند استالله ولی الذین آمنوا که به نفع انسان حرکتی انجام می دهد ولی راه بلد مسیر دیگری طاغوت استوالذین کفروا اولیائهم الطاغوت با دلسوزی قدم بر می دارد اما طوری با پنبه سر می برد که انسان متوجه نمی شود.
2.در مسیر، فقط خداست که انسان را هدایت می کندیخرجهمولی در مسیر بعدی راه بلد یکی نیست چند نفر هستند که هدایتگرندیخرجونهم
3.اگر کسی در مسیر هدایت و ولایت خداوند قرار بگیرد از طلمت به نور هدایت می شودیخرجهم من الظلمات الی النوراما اگر در مسیر هدایت و ولایت طاغوت قرار بگیرد دیگر از نور خبری نیست همان قدر نوری که در وجودش باشد تبدیل به ظلمت خواهد شدیخرجونهم من النور الی الظلمات
4.مسیر کسانی در تحت ولایت الله هستند یکی است در آیه 6سوره فاتحه از خداوند می خواهیم اهدنا الصراط المستقیم مستقیم یعنی یک راه نه چند راه ولی کسانی که در تحت ولایت طاغوت باشند مسیرشان متعدد مقام، پست، جاه، جلال، پول، شهرت، شهوت و همه ی اینها اگر از مسیر خداوند خارج بشود طاغوت است
ان شاء الله عاقبت همه ی ما در مسیر هدایت و ولایت خداوند ختم به سعادت بشود
و السلام علیکم و رحمة الله
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فِیهِ صِیَامَ الصَّائِمِینَ وَ قِیَامِی فِیهِ قِیَامَ الْقَائِمِینَ وَ نَبِّهْنِی فِیهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغَافِلِینَ وَ هَبْ لِی جُرْمِی فِیهِ یَا إِلَهَ الْعَالَمِینَ وَ اعْفُ عَنِّی یَا عَافِیا عَنِ الْمُجْرِمِینَ
با یک نکته بحثم آغاز بشود و ای نکته اینست که هر چیزی برای شناساندن خودش شناسنامه دارد یا اسمی یا شخصیتی ماه های سال هم از انی امر مستثنی نیستند. و شناسنامه ی ماه های سال در ادعیه ی آنهاست که خصوصیات در آن وارد شده است.
در دعای ماه مبارک انسان مومن از خداوند متعال درخواست هایی دارد که عاجزانه از ساحت مقدسش می خواهد که ان شاء الله در تفسیر هر روز به آنها بیان می شود.
ادر دعای روز اول ما پنج درخواست از ساخت ربوبی داریم که هر کدام برای خودش توضیحات طولانی دارد و ما مختصرا به آنها می پردازیم:
1.اللَّهُمَّ اجْعَلْ صِیَامِی فِیهِ صِیَامَ الصَّائِمِینَ
در قسمت اول از خداوند می خواهیم که روزه ی ما جزء روزه داران قرار بگیرد.
سوال مطرح است
1.مسلمانان در ماه رمضان روزه هستند چرا ما این درخواست را داریم؟
2.منظور از روزه ی روزه داران کدام روزه هست؟
پاسخ به سوالات را من بصورت نکته ای بیان می کنم
1.هر عملی برای خودش یا در سلامت کامل یا سلامت نسبی یا در فساد کامل یا فساد نسبی
2.روزه هم می تواند فاسد باشد هم می تواند سالم باشد که فساد و سلامت آن بسته به شخص روزه دار است.
3.فساد یا در ظاهر است که ظاهر عمل را فاسد می کند یا در باطن عمل که باطن را فاسد می کند ولی کاری با ظاهر عمل ندارد.
فساد در ظاهر روزه منظورش مبطلاتی است که فقهای بزرگوار در رساله های فقهی خودشان بیان کردند که اگر شخص روزه دار یکی از آنها را ظاهر روزه فاسد می شود اما فساد در باطن روزه منظورش این نیست که اگر کسی فعل حرامی را که جزء مبطلات روزه نیست انجام بدهد روزه اش باطل می شود نه باطن روزه فاسد می شود ولی روزه ی او صحیح است باین معنی که امتیاز کامل را نخواهد گرفت.
مثلا روزه دار دروغ بگوید که از محرمات است این فعل جزء مبطلات نیست اما امتیاز کم می کند.
یک وقتی شخصی اهل مشروب خوردن بود سوال کرد حاج آقا من اهل مشروب خوردن هستم ولی بخاطر آن نماز نمی خوانم. اشکالی پیش می آید؟
گفتم دلیل نماز نخواندنت چیست؟(بعضی ها استدلال خوبی می آورند) گفت به دو دلیل اول اینکه آیه داریم مست هستید سمت نماز نروید دوم اینکه روایت داریم کسی که مشروب خورده تا40روز بدنش نجس است و نماز خواندن هم با بدن نجس باطل هست.
گفتم بله درست است اما این دلیل نمی شود که ما نماز نخوانی اولا آیه فرموده که اگر مست لایعقل هستید نماز نخوانید چون نمی دانید چه می گوئید و ثانیا درست است که مشروب40روز بدن را ناپاک می کند اما نماز خواندن با آن بدن صحیح است.
من جایی نخواندم و ندیدم اما ممکن است همین نماز با همین بدن موجب تلنگر شخص بشود و شخص توبه کند؟ ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر
پس هر روزه ای جزء روزه ی واقعی نیست همانطور که هر نمازی نماز واقعی نخواهد بود.با این تفاصیل به تعبیر مرحوم آیت الله مجتهدی ما می توانیم بگوئیم که روزه می تواند چند نوع و چند درجه باشد و در این سیر می توانیم جایگاه روزه ی خودمان را بدانیم
1.روزه عوام:بعضی مردم روزه را فقط انجام ندادن مبطلات روزه می دانند. این افراد مبطلات روزه را انجام نمی دهند ولی تا دلشان بخواهد محرمات را انجام می دهند. غیبت می کنند تهمت می زنند دروغ می گویند و ... این روزه روزه عوام است.
2.روزه خواص:بعضی ها علاوه بر انجام ندادن مبطلات روزه محرمات الهی را هم انجام نمی دهند شاید دلشان بخواهد اما چون روزه هستند و اعضاء و جوارح خودشان را هم روزه دار می کنند سمت محرمات و مبطلات نمی روند. این روزه روزه خواص است.
3.روزه خاص الخاص:این روزه خیلی روزه قشنگی است. بعضی ها اصلا فکر معصیت نمی کنند و به ذهن خودشان و اعضاء و جوارح خودشان اجازه فکر برای انجام معصیت نمی دهند. این روزه روزه خاص الخاص است.
در این عبارت ما از خداوند می خواهیم خدایا روزه ی ما را دسته سوم قرار بده اگر هم لایق نبودیم لااقل جزء روزه داران خاص باشیم که نور خودت و نور روزه داران خاص الخاص به ما بتابد تا تلنگر بشود.
2.وَ قِیَامِی فِیهِ قِیَامَ الْقَائِمِینَ
ما چند نوع قیام داریم. قیام برای نماز قیام برای اجرای امر به معروف قیام برای جهاد و ...
قیام در این عبارت منظورش نماز است یعنی نماز ما جزء نمازگزاران واقعی قرار بگیرد.
1.اگر هر عبادتی بخواهد قبول بشود باید نماز قبول بشود
2.اگر نماز بخواهد قبول بشود برای خودش شرط دارد
نقل کردند شهید مطهری محضر یکی از عرفا شرفیاب می شوند از ایشان سوال می کنند نمازت چگونه است؟ شهید مطهری فرمودند نمازم با وضوی کامل یعنی همراه با دعای وضو نمازم با تجوید صحیح ترتیل تضرع و ... آن عارف فرمودند این نماز نیست.
شهید مطهری بعد از مدتی دومرتبه محضر آن عارف شرفیاب می شوند همان سوال مجدد تکرار می شود در پاسخ می گویند که نمازم با خصول و حضور است.
آن عارف بالله می فرمایند نماز همین است.
خیلی از ما نمازمان از روی عادت است و رفع تکلیف بطوری که چون خداوند واجب کرده من می خوانم تا ترک واجب نشود ما وقتی به نمازمان نگاه کنیم ما نمی توانیم نمره قبولی بدهیم چه برسد به خداوند.
نمازی که در آن حضور خداوند نباشد نماز نخواهد بود این یادمان باشد. حضور خداوند در نماز یعنی اینکه بغیر از خداوند به چیزی فکر نکنیم و کسی را جز خداوند نبینیم.
رهبر معظم انقلاب در جایی اقامه نماز داشتند وسط نماز جماعت بزغاله ای وارد مسجد می شود به صف اول می آید و جانماز نمازگذاری را به دهان و فرار می کند نماز گذاران هم تا بزغاله را مشاهده می کنند نمازشان بواسطه قهقهه باطل می شود وقتی با این صحنه مواجه می شوند خنده شان بیشتر می شود.
نماز مقام معظم رهبری تمام می شود داستان را برای ایشان نقل می کنند می فرماید من اصلا متوجه نشدم این اتفاق را. این یعنی حضور قلب در نماز.
اگر می خواهیم نمازمان واقعی باشد مهمترین خصلتش حضور قلب است اگر حضور قلب نباشد نمازمان می شود نماز عوام.
3.وَ نَبِّهْنِی فِیهِ عَنْ نَوْمَةِ الْغَافِلِینَ
این عبارت خیلی دلچسب است درخواست تنبیه است که خدایا ما در غفلتیم و با غفلت در این دنیا زندگی می کنیم تنبیهی برای ما فراهم کن که از خواب غفلت بیدار بشویم.نبهنی یعنی تنبیه.
انسان بخواهد یا نخواهد به غفلت می رود مگر اینکه شخص، خالص باشد الذی یوسوس فی صدور الناس این یعنی غفلت انقدر وسوسه می کند تا به غفلت برود.
یکی از عرفا الان خاطرم نیست مرحوم آمیرزا جواد آقا ملکی تبری بودند یا محمدجواد انصاری همدانی فرمودند یک روز در میان به قبرستان بروید که همین به قبرستان رفتن ها انسان را تنبیه می کند و از غفلت بیدار می شود.
پس1.یکی از دلائل معصیت انسان می تواند غفلت باشد
2.سخت ترین مرگ برای انسان مرگ در غفلت است.
خیلی سخت است انسان در غفلت باشد و غرق در گناه هم باشد و ملک الموت جانش را بگیرد.
ان شائ الله خداوند عاقبت همه ی ما ختم به سعادت کند والسلام علیکم و رحمة الله
بسم الله الرحمن الرحیم
ماه رمضان نزدیکه لازم دونستم چند نکته بیان کنم
نکته اول: بخاطر ویروس کرونا جمعی برای فرار از روزه دنبال بهانه هستند
دسته ای که پزشک معتمد اونها رو از روزه گرفتن منع کرده یا مشکل جسمی دارند به تشخیص "عقلی و وجدانی" خودشون مبنی بر اینکه توان روزه گرفتن ندارند و اگر روزه بگیرند خوف تشدید بیماری است گرفتن روزه واجب نیست
نکته دوم: چون فصل کشاورزی هست عده ای هم به بهانه کشاورزی روزه نمی گیرند چون روزه نگرفتن به بهانه هست و بدون عذر در صورت روزه نگرفتن هر روز کفاره واجب میشه
نکته سوم: عده ای هم بخاطر قرنطینه و ویروس کرونا از روزه گرفتن فرار می کنند افرادی که مبتلا به ویروس هستند طبق فتوای مراجع عظام تقلید با تشخیص پزشک معتمد از گرفتن روزه معذورند ولی دیگر افراد باید روزه بگیرند.
نکته چهارم: بواسطه ویروس کرونا مکان تجمعی مانند مساجد حسینیه ها و تکایا دربشون بسته هست انتظار میره در منزل خانواده ها فعالیت تبلیغی فرهنگی داشته باشند (نماز جماعت، قرائت دعا، بیان نکات اخلاقی و احکام) و از همه مهمتر احیای شب قدر
نکاتی هم پیرامون شب قدر بیان کنم:
۱.لیالی قدر شب قران به سر کردنه یعنی تجدید عهد با خداوند تعالی که عقلمان تابع کلام وحی باشد
۲.در شب قدر همه ی ما مهمان امام زمان هستیم و در محضر ایشون
۳.خداوند عالم در سوره قدر فرمودند لیله القدر خیر من الف شهر یعنی یک شب قدر ارجحیتش از هزار ماه است.
حساب کنیم ۱۰۰۰ماه می شود ۸۳ سال و ۳ ماه و ۳ روز
و جمع سه شب که برابر است با ۳۰۰۰ماه، می شود۲۵۰ سال عمر ادمی.
یعنی بدانیم بدانیم بدانیم که چه خواهیم کرد و چه خواهیم شد.
ان شاء الله نکات مورد توجه قرار بگیرد و در ماه عزیز دعایمان
سلامتی و فرج آقا امام زمان عج الله
سلامتی و طول عمر مقام معظم رهبری حفظه الله
حسن عاقبت بخیری ما و مومنین و مومنات
شفای جمیع بیماران و شادی ارواح مومنان و نابودی دشمنان
با نزدیک شدن به ماه مبارک رمضان و از طرفی شیوع بیماری کرونا بحث هایی در فضای مجازی در خصوص گرفتن روزه در شرایط کرونا مطرح است که مراجع تقلید نظر خود در این موضوع را اعلام کردند.
متن استفتاء
با توجه به شیوع بیماری کرونا چند سوال وجود دارد: بالا بردن سطح ایمنی بدن در مبتلا نشدن و همچنین در درمان این بیماری از اهمیت بالایی برخوردار است. از طرف دیگر به توصیه پزشکان باید در طول روز مکرر مایعات مصرف کرد. در این شرایط تکلیف مردم و کادر درمان برای روزه ماه مبارک رمضان چیست؟
آیتالله مکارم شیرازی
انسان نمیتواند به این دلیل، روزه را بخورد و باید در ماه رمضان روزه بگیرد، البته میتواند در فاصله افطار تا سحر از غذاهای مقوی استفاده کند تا از ضعف شدید بدن در طول روز جلوگیری نماید. اما کسی که میداند روزه برای او ضرر دارد باید روزه را ترک کند و اگر روزه بگیرد صحیح نیست، همچنین اگر یقین ندارد اما احتمال قابل توجهی میدهد که روزه برای او ضرر دارد، خواه این احتمال از تجربه شخصی حاصل شده باشد یا از گفته طبیب.
آیت الله سبحانی
با تشکر از توجه آقایان به این مسئله، فعلاً نمی توان تصمیم قطعی گرفت تا وضع در آینده روشن تر شود، احیاناً ممکن است برخی بخواهند این موضوع را بهانه ای برای روزه خواری قرار دهند.
ایت الله شبیری زنجانی
اگر بنا به گفته پزشکان متخصص، روزه گرفتن برای فردی، احتمال ابتلای او به این بیماری و آسیب دیدن وی را افزایش دهد، نباید روزه بگیرد و این مسأله در رساله عملیه هم آمده است. البته نباید مرتکب تظاهر به روزهخواری شده و به ماه مبارک بیاحترامی کند.
همچنین اگر با تغییر شرایط؛ مثلاً با ماندن در منزل، تحرک کمتر، رعایت نکات بهداشتی و مصرف غذاها و نوشیدنیهای تقویتی، بتواند احتمال متعارف ضرر را دفع کند و ایجاد چنین شرایطی موجب مشقت شدید نشود، باید چنین کند و روزه بگیرد.
آیتالله فاضل لنکرانی
کسانی که مریض هستند و روزه موجب شدت مرض یا تاخیر در سلامتی آنان شود، روزه بر آنان واجب نیست و باید در زمان دیگر روزه بگیرند.
کسانی که سالم هستند اما احتمال عقلائی مریض شدن به سبب روزه را میدهند در این صورت روزه بر آنان واجب نیست و بطلان آن هم بعید نیست. در برخی روایات وارد شدهاست الصَّائِمُ إِذَا خَافَ عَلَی عَیْنَیْهِ مِنَ الرَّمَدِ أَفْطَرَ (روزه دار چنانچه خوف درد چشم به سبب روزه داشته باشد باید افطار کند.
چنانچه اهل خبره در امور پزشکی لازم ببینند که هر انسانی برای عدم ابتلا به ویروس کرونا در هر چند دقیقه یک بار مقداری آب بنوشند، در این صورت هم وجوب روزه ساقط می شود مگر آنکه در اثر ماندن در خانه از ابتلاء به آن مصون بمانند که در این صورت ماندن در خانه واجب می شود الا اینکه به جهت کار اهم لازم شود که از خانه خارج شوند.
آیت الله سیستانی
وجوب روزه ماه مبارک رمضان یک تکلیف فردی است و هرکس که شرایط وجوب آن را داشته باشد باید فارغ از اینکه برای دیگران واجب باشد یا خیر، روزه بگیرد واگر فرد مسلمان بیم آن داشته باشد که روزه گرفتن ولو با اتخاذ همه تدابیر احتیاطی، باعث ابتلایش به کرونا می شود، وجوب هر روزی که می ترسد در صورت روزه گرفتن به این بیماری مبتلا می شود، از او ساقط می گردد.
اما اگر بتواند درجه احتمال ابتلا به بیماری را کم کند تا آنچا که از نظر عقلا دیگر احتمال ابتلا مورد اعتنا نباشد- ولو از طریق ماندن در خانه و عدم اختلاط نزدیک با دیگران، استفاده از ماسک و دستکش های پزشکی و رعایت موارد ضد عفونی مکرر و نظیر آن – و موجب مشقت شدید و غیرقابل تحملی نیز نباشد، وجوب روزه از او ساقط نمی شود..
اما درباره آنچه گفته شد که پزشکان نوشیدن مکرر آب را در فاصله زمانی نزدیک به هم جهت جلوگیری از کمبود آب بدن و خشکی حلق توصیه می کنند – به این دلیل که احتمال ابتلای به ویروس کرونا را مرتفع می کند – این امر مانع وجوب روزه نمی شود، غیر از کسانی که به آن رسیده باشند و در صورت روزه گرفتن، ترس ابتلای به بیماری وجود داشته باشد و هیچ راهی برای کاهش احتمال آن هم وجود نداشته باشد – ولو با ماندن در منزل و اتخاذ سایر راههای احتیاطی پیشرفته- اما افراد دیگر غیر از چنین فردی باید روزه بگیرند.
البته چه بسا بتوان با مصرف سبزیجات و میوه های سرشار از آب پیش از سحر، کمبود آب بدن ناشی از روزه داری را جبران کرد همچنانکه می توان با جویدن آدامس بدون قند، جلوی خشکی حلق را گرفت- البته به شرطی که ذرات آن در دهان جدا نشده، وارد حلق نشود_ بنابراین جویدن آدامس باعث افزایش ترشح بزاق دهان می شود و مانعی از آن در صورت روزه داری وجود ندارد.
بنابرین کسانی که میتوانند کار خود را در ماه رمضان رها کرده و در منزل باقی بمانند و از ابتلا به بیماری مذکور در امان باشند، وجوب روزه از آنان ساقط نمیشود اما افرادی که نمیتوانند کار خود را رها کنند- بنا به هر دلیلی- و از ابتلا به ویروس در صورت ترک نوشیدن آب در بازههای زمانی در روز بیم دارند و نمیتوانند اقدامات دیگر برای در امان ماندن از ابتلا به کرونا را اتخاذ کنند، روزه بر آنان واجب نیست، هر چند مجاز به روزهخواری در ملا عام هم نیستند.
روشن است که روزه ماه رمضان از مهم ترین فریضههای شرعی است و تنها در صورت وجود عذر واقعی، ترک روزه جایز است و هر فردی نسبت به وضعیت خود آگاه تر است که آیا عذر واقعی برای ترک روزه دارد یا خیر.
بسم الله الرّحمن الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیدنا محمّد و آله الطّاهرین
عید سعید نیمهی شعبان بر همهی شما برادران و خواهران عزیز، بر همهی ملّت ایران، بر همهی مسلمانان جهان و همهی آزادیخواهانِ سطحِ دنیا مبارک باد. بنده متأسّفانه توفیق دیدار نزدیک شما را ندارم و ناچار از دور با شما حرف میزنم، لکن این هم تجربهای است. امروز چند جمله دربارهی حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) عرض میکنیم، چند جمله هم دربارهی این مسئلهی جاری کشور با ملّت عزیزمان صحبت میکنیم. اوّل سلامی عرض بکنیم خدمت حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه): اَلسَّلامُ عَلَیکَ یا بَقیَّةَ اللهِ فی اَرضِهِ السَّلامُ عَلَیکَ یا میثاقَ اللهِ الَّذی اَخَذَهُ وَ وَکَّدَهُ السَّلامُ عَلَیکَ یا وَعدَ اللهِ الَّذی ضَمِنَهُ السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا العَلَمُ المَنصوبُ وَ العِلمُ المَصبوبُ وَ الغَوثُ وَ الرَّحمَةُ الواسِعَةُ وَعدُ غَیرُ مَکذوب.(۱) سلام بر تو ای ذخیرهی الهی در زمین، بقیّةالله؛ سلام بر تو ای عهد و میثاق استوار خداوندی؛ سلام بر تو ای وعدهی تضمینشدهی پروردگار، ای پرچم برافراشته، ای دانشِ از آسمان فرو باریده. دنبالهی این زیارت شریف آلیاسین، عاشقانه است: «اَلسَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَقومُ السَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَقعُدُ السَّلامُ عَلَیکَ حینَ تَقرَأُ وَ تُبَیِّن»(۲) تا آخر.
شاید در تاریخ بشر کمتر دورهای اتّفاق افتاده باشد که آحاد بشری، جامعهی بشری در همه جای عالَم، به قدر امروز احساس نیاز به یک منجی داشته باشند -چه نخبگان که آگاهانه این نیاز را احساس میکنند، چه بسیاری از مردم که احساس نیاز میکنند ولی در ناخودآگاهِ خودشان- احساس نیاز به یک منجی، احساس نیاز به مهدی، احساس نیاز به یک دست قدرت الهی، احساس نیاز به یک امامت معصوم، احساس نیاز به عصمت، به هدایت الهی؛ در کمتر دورهای از تاریخ، انسان این همه احساس نیاز به این حقیقت والا سراغ دارد. امروز بعد از آنکه بشریّت مکاتب گوناگون و نحلههای(۳) فکریِ گوناگون و مسلکهای گوناگون را تجربه کرده -از کمونیسم تا دموکراسی غربی تا لیبرالدموکراسیِ رایج در دنیا؛ با این همه ادّعایی که اینها دارند- احساس آسایش نمیکند؛ بشر با این همه پیشرفتهای علمیِ حیرتآور که بکلّی وضع زندگی را در جهان تغییر داده، احساس خوشبختی نمیکند؛ بشریّت دچار فقر است، دچار بیماری است، دچار فحشا و گناه است، دچار بیعدالتی است، دچار نابرابری است، دچار شکاف طبقاتی بسیار وسیع است؛ بشر دچار سوءاستفادهی قدرتها از علم است؛ قدرتها از علم سوءاستفاده میکنند، از کشفیّات طبیعت سوءاستفاده میکنند، از تواناییهای استخراجشدهی از طبیعت سوءاستفاده میکنند؛ بشر با اینها مواجه است؛ اینها موجب شده است که انسانها در همه جای دنیا احساس خستگی کنند؛ احساس نیاز به یک دست نجاتبخش کنند.
میلیاردها انسان در دنیا گرفتارند؛ بعضی ممکن است آسایش داشته باشند، لکن همانها هم آرامش ندارند؛ بشر دچار نگرانی است، دچار اضطراب است و این پیشرفتها و این تحوّلات گوناگون نتوانسته است به بشر خوشبختی ببخشد. البتّه خرد انسانی، نعمت بزرگی است؛ تجربه، نعمت بزرگی است؛ [اینها] نعمتهای خدا است و میتواند بسیاری از مشکلات حیات را حل کند، لکن برخی از گرهها هست که با اینها باز نمیشود. فرض کنید همین مسئلهی عدالت؛ عدالت به وسیلهی علمِ پیشرفتهی امروز و فنّاوریِ پیشرفتهی امروز قابل حل شدن نیست؛ گرهاش بازشدنی نیست. امروز بیعدالتی در دنیا از علم تغذیه میکند؛ یعنی علمِ پیشرفته در خدمت بیعدالتی است، در خدمت جنگافروزی است، در خدمت تصرّف سرزمینهای دیگران است، در خدمت سلطهی بر ملّتها است؛ پس علم این گرهها را دیگر نمیتواند باز بکند؛ اینها احتیاج دارد به یک قدرت معنوی، قدرت الهی، دست پُرقدرتِ امام معصوم که او بتواند این کارها را انجام بدهد؛ لذا مأموریّت بزرگ حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) عبارت است از «یَملَأُ اللَهُ بِهِ الاَرضَ قِسطاً وَ عَدلا»؛(۴) مأموریّت بزرگ آن بزرگوار قسط و عدل است. در بسیاری از روایات، در دعاها، در زیارتها به این معنا اشاره شده است: ایجاد قسط و عدل؛ این، آن چیزی است که جز به دست قدرت الهی که از آستین حضرت بقیّةالله بیرون میآید، امکانپذیر نیست. این عدلی هم که انتظار است حضرت به وجود بیاورند، عدل در یک بخشِ خاص نیست، عدل در همهی شئون زندگی است؛ عدالت در قدرت، عدالت در ثروت، عدالت در سلامت، عدالت در کرامت انسانی و در منزلت اجتماعی، عدالت در معنویّت و امکان رشد، [عدالت] در همهی ابعاد زندگی؛ اینها چیزهایی است که انتظار است که به وسیلهی حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) در عالَمِ وجود، در دنیا به وجود بیاید و انشاءالله به لطف الهی [محقّق] خواهد شد.
آحاد بشر -چه آنهایی که نخبه هستند و حوادث را میتوانند تشخیص بدهند، چه تودهی مردم در سطح دنیا، در کشورهای مختلف که بعضیها گرفتارِ زندگیاند، غافلند- همه این احساس نیاز را دارند، منتها بعضی آگاهانه، بعضی غیر آگاهانه. و البتّه در همهی ادیان هم این وعده داده شده است؛ در همهی ادیان وعدهی یک فرج و یک حرکت عظیم الهی در پایان و انتهای تاریخ -که البتّه این هم پایان تاریخ نیست؛ دنیای واقعی و زندگی واقعی بشر از زمان حضرت ولیّعصر شروع میشود، لکن در انتهای این وضع زندگیای که امروز ما داریم- [آمده،] همه وعدهی آنچنان عاقبتی را دادهاند.
پس این نیاز هست، لکن برای اینکه این نیاز جهت پیدا کند و مفید فایده باشد، در اسلام از ما خواسته شده است که انتظار داشته باشیم. انتظار، فراتر از نیازمندی است، فراتر از احساس نیاز است. گفتهاند منتظر باشید؛ انتظار یعنی امید، انتظار یعنی اعتقاد به اینکه یک آیندهی قطعیای وجود دارد؛ صِرف نیاز نیست؛ انتظار، سازنده است، لذا در روایات ما، معارف ما، انتظار فرج جایگاه بسیار مهمّی دارد که من حالا یک توضیحی در مورد آن بعداً عرض میکنم. در توقیع شریف حضرت ولیّعصر (ارواحنا فداه) به ابنبابویه -علیّبنبابویه- از قول پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نقل شده که فرمود: اَفضَلُ اَعمالِ اُمّتی انِتِظارُ الفَرَج؛(۵) یعنی برترینِ اعمال امّت من این است که منتظر فرج باشند؛ [یعنی] امید. در یک روایتی از موسیبنجعفر (علیه السّلام) [آمده]: اَفضَلُ العِبادَةِ بَعدَ المَعرِفَةِ اِنتِظارُ الفَرَج.(۶) معرفت یعنی توحید و معرفتِ حقایق الهی، [برترین اعمال] بعد از آن، انتظار فرج است. از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) [نقل شده]: اِنتَظِرُوا الفَرَجَ وَ لا تَیأَسوا مِن رَوحِ الله؛(۷) انتظار فرج داشته باشید، از رَوح و رحمت و گشایش الهی مأیوس نشوید. پس در انتظار فرج امید هست، تحرّک هست، اقدام وجود دارد که البتّه حالا در مورد انتظار فرج گفته شده است و مسلّم است که انتظار فرج، یعنی انتظار فرج حضرت ولیّعصر؛ این یک مصداق از انتظار فرج است. اینکه پیغمبر میفرماید: اَفضَلُ اَعمالِ اُمَّتی اِنتِظارُ الفَرَج، ناظر به همهی مشکلاتی است که برای زندگی انسان پیش میآید؛ مشکلات گوناگونی در زندگی پیش میآید، انسان در مواجههی با این مشکلات نبایستی مأیوس بشود؛ باید انتظار فرج داشته باشد؛ باید بداند که فرج خواهد آمد. خود انتظار فرج، یک نوع فرج است که این روایتی است از حضرت موسیبنجعفر: لَستَ تَعلَمُ اَنَّ اِنتِظارَ الفَرَجِ مِنَ الفَرَج؛(۸) خود انتظار فرج و انتظار گشایش، یک گشایشی است برای انسان که او را از آن حالت یأس، از حال درماندگی که به کارهای عجیب و غریبی وادار میکند، نجات میدهد. خب، اینکه پیغمبر و ائمّه این جور فرمودند، معنایش این است که امّت محمّدی (صلّی الله علیه و آله و سلّم)، در هیچ حادثهای از حوادث زندگی دچار یأس و ناامیدی نمیشوند و همیشه در همه حال انتظار فرج دارند.
خب، انتظار، به معنای نشستن و دست روی دست گذاشتن و چشم به در دوختن هم نیست؛ انتظار به معنای آماده شدن است، به معنای اقدام کردن است؛ به معنای این است که انسان احساس کند عاقبتی وجود دارد که میشود به آن دست یافت که برای رسیدن به آن عاقبت بایستی تلاش کند. ما که انتظار فرج داریم، انتظار ظهور حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) را داریم، باید در این راه تلاش کنیم؛ باید تلاش کنیم در راه ایجاد جامعهی مهدوی؛ هم خودسازی کنیم، هم به قدر توانمان، به قدر امکانمان، دگرسازی کنیم و بتوانیم محیط پیرامونی خود را به هر اندازهای که در وسع و قدرت ما است، به جامعهی مهدوی نزدیک کنیم که جامعهی مهدوی، جامعهی قسط است، جامعهی معنویّت است، جامعهی معرفت است، جامعهی برادری و اخوّت است، جامعهی علم است، جامعهی عزّت است.
یک نکته در باب انتظار فرج این است که انتظار فرج غیر از بیصبری و مدّت معیّن کردن است که انسان یک زمانی را در نظر بگیرد که در فلان تاریخ مثلاً بایستی این حادثه تمام بشود یا این شدّت به پایان برسد یا حضرت ظهور کنند که انسان بیصبری کند، پا به زمین بکوبد؛ انتظار فرج این نیست. انتظار فرج یعنی آمادهسازی خود؛ بیصبری کردن، عجله کردن، جزو چیزهایی است که ممنوع است. در یک روایتی دارد که «اِنَّ اللهَ لایَعجَلُ لِعَجَلَةِ العِباد»؛(۹) اگر شما عجله میکنی، شتابزدگی به خرج میدهی، معنایش این نیست که حالا خدا هم تابع عجلهی شما تصمیم بگیرد و عجله کند؛ نه، هر چیزی قراری دارد، وقت معیّنی دارد، حکمتی دارد، بر اساس آن حکمت انجام میگیرد.
این نکتهی دیگر را هم عرض کردیم که مراد از انتظار فرج، هم فرج نهایی است که ظهور حضرت است، هم فرج بعدالشّدّة است؛ یعنی فرج بعد از حوادث دشوار و حوادث همهگیر، مثل همین حوادثی که امروز در دنیا وجود دارد که خیلیها را مأیوس میکند، خیلیها را وادار به خودکشی میکند، لکن وقتی که انتظار فرج وجود دارد، انسان میداند که این حادثه بلاشک تمام خواهد شد.
خب، یک نکتهی دیگر هم اینجا وجود دارد و اینکه این آرامش روانیِ ناشی از انتظار فرج، این اطمینان نفْسی را که انسان دارد که نفْس او و دل او تلاطم ندارد، میشود افزایش داد؛ به وسیلهی دعا، به وسیلهی استغاثه، به وسیلهی مناجات با پروردگار که «اَلا بِذِکرِ اللهِ تَطمَئِنُّ القُلوب».(۱۰) این دعاهایی که وارد شده است -حالا ما الان در ماه شریف شعبان هستیم، بعد هم در ماه رمضان- دعاهای فراوان، مناجاتهای گوناگون و تکلّم با خدای متعال بدون واسطه خیلی مهم است؛ یا راز و نیاز کردن با ائمّهی هدیٰ (علیهم السّلام) که نزدیکترین آحاد عالَم وجود به پروردگار متعال هستند، به انسان امکان اطمینان و آرامش میدهد. یاد خدای متعال گشایش به انسان میدهد، بهجت به انسان میدهد و رحمت الهی را هم جلب میکند که قطعاً میلیونها دستِ بهدعابرداشتهشده،آثار و برکاتی خواهد داشت. دیشب میلیونها نفر موفّق شدند که دلهایشان را با خدا آشنا کنند، متّصل کنند و دست به دعا بردارند و با خدا حرف بزنند؛(۱۱) بلاشک این [کار] آثارِ خوبِ خودش را، هم در خود آنها و هم در کلّ جامعه نشان خواهد داد و برکات زیادی خواهد داد. این چند جملهای است که دربارهی مسئلهی ظهور و فرج و قیام حضرت بقیّةالله خواستیم عرض کنیم؛ البتّه حرف در این زمینهها خیلی زیاد است و من به همین مقدار بسنده میکنم.
امّا در مورد این حادثهی رایج کشور که حادثهی کرونا است؛ خب این یک ابتلای عمومی است، یک آزمون است؛ آزمون برای دنیا است؛ هم برای دولتها، هم برای ملّتها؛ دولتها هم در این حادثه امتحان میشوند، ملّتها هم در این حادثه امتحان میشوند؛ آزمون عجیبی است. البتّه در مورد آمارها و اقدامهای بسیار خوبی که انجام گرفته است و توصیههایی که مسئولین میکنند، حرف زیاد زده شده و به قدر کافی مطالبی را گفتهاند؛ صدا و سیما هم انصافاً در این زمینه بسیار خوب عمل کرده و خوب کار کرده است؛ من در این زمینهها عرضی ندارم، لکن چند نکته را میخواهم عرض بکنم.
یک نکته این است که ملّت ایران در این آزمون، خوش درخشید؛ ملّت ایران در آزمون کرونا، در این بیماری عمومی که در واقع باید گفت این وبای مدرن، خوب درخشیدند. اوّلاً اوج این افتخار ملّی متعلّق است به مجموعهی درمانی کشور که من بارها گفتهام، باز هم باید تکرار کنم عظمت کار اینها و ارزش فداکاری اینها را؛ چه پزشکان، چه پرستاران، چه متخصّصین علوم آزمایشگاهی، چه رادیولوژی، چه بِهوَرزانِ خانههای بهداشت، چه بخشهای خدمات، چه بخشهای تحقیقات، چه مدیریّتهایی در خودِ وزارتخانه و حول و حوش وزارت بهداشت که در این زمینه فعّالند؛ اوج این افتخار، متعلّق به اینها است؛ اینها جان خودشان را و سلامت خودشان را در خدمت مردم قرار دادهاند؛ این خیلی بااهمّیّت و باعظمت است. رنج دوری از خانواده را تحمّل کردند؛ حتّی در نوروز و تعطیلات نوروزی هم خیلی از اینها به خانوادههایشان سر نزدند؛ دچار بیخوابی، دچار مشکلاتِ فشارهای عصبیِ ناشی از برخورد با بیمار بدحال [شدند و] همهی اینها را به جان خریدند و این [به عنوان] یک خاطرهی خوشی از دستگاه و مجموعههای درمانی کشور در ذهن این ملّت خواهد ماند؛ این یک خاطرهی خوشی است و در این دوره، جامعهی پزشکی و پرستاری و جامعهی درمانی کشور از خودش یادگار خوبی و خاطرهی خوبی را به جا گذاشت.
در کنار اینها، داوطلبان، آن کسانی که جزو مجموعههای درمانی هم نبودند، امّا داوطلبانه آمدند وارد این میدان شدند؛ طلّاب جهادی، دانشجویان جهادی، هزاران بسیجی پُرتلاش در بخشهای مختلف کشور، و آحاد مردم، خدمات باارزشی را که واقعاً از توصیف بالاتر است ارائه کردند که انسان را حقیقتاً خرسند میکند از سویی و ممنون و متشکّر میکند از سوی دیگری.
در کنار اینها نیروهای مسلّح که انصافاً نیروهای مسلّح از همهی توان سازندگی خود و ابتکار خود استفاده کردند؛ حتّی در زمینهی علمی، حتّی در زمینهی مسائل کشفیّات و ساخت و ساز و تولید امکانات بهداشتی و درمانی ــ از بیمارستانها تا نقاهتگاهها تا بقیّهی وسایلی که در اختیار نیروهای مسلّح بود ــ بهترین بخشهای خود را در خدمت این کار گذاشتند؛ توان سازندگیشان، توان ابتکارشان را در عرصهی علم و عمل [گذاشتند]. بعد ظرفیّتهای جدیدی کشف شد، پیدا شد؛ معلوم شد ظرفیّتهای بسیار زیادی در داخل نیروهای مسلّح و همچنین بیرون نیروهای مسلّح وجود دارد که این ظرفیّتها را ما نمیشناختیم. این جوانهایی که میآیند در تلویزیون توضیح میدهند کارهایی را که کردهاند، چیزهایی را که ساختهاند، اینها را غالباً ما نمیشناختیم؛ این ظرفیتّهای کشفشدهی جدید است.
و مردم؛ انصافاً مشارکتهای مردمی هم، مشارکتهای بسیار زیبا و صحنههای جالب و شگفتانگیزی را به وجود آورده که در همه جا هست؛ من چند مورد را بخصوص اسم میآورم. این به معنای این نیست که این چند مورد اختصاص دارند؛ نه، حالا اینها به بنده گزارش شده، اینها را من عرض میکنم: مثلاً در سبزوار، طرح «هر محلّه یک قربانی» شروع شده؛ اهل محل جمع میشوند یک گوسفند قربانی میکنند، به نیازمندانِ همان محل گوشت میدهند؛ این خیلی چیز لازم و مهم و کار جالبی است که اینها انجام میدهند برای اِطعام نیازمندان. یا در یزد، مادر شهیدی با همکاریِ جمعی از بانوان که همراه کرده با خود عدّهای از بانوان را، خانههای خودشان را تبدیل کردهاند به خیّاطخانه که در این خیّاطخانهها ماسک تولید میکنند و مجّانی در اختیار مردم میگذارند. یا در نهاوند، گروهی از بانوان که در زمان دفاع مقدّس نان میپختند و برای جبهه میفرستادند، فعّال شدهاند برای مهار بیماری و کمک میکنند. در خوزستان، طلّاب قرارگاه تشکیل دادهاند و حتّی داخل خانههای مردم را هم ضدّعفونی میکنند. در شیراز، معتمدین محلّی با صاحبان املاک -صاحبان خانهها و مغازهها- صحبت میکنند که اجاره نگیرند یا تخفیف بدهند یا مهلت بدهند و کمک بشود به کاسب. در تبریز، رئیس حوزهی علمیّه خودش وارد شده و به شکل میدانی مشغول فعّالیّت است. در یکی از شهرها، نامزد حزباللهیای که در انتخابات رأی نیاورده، ستاد خودش را تعطیل نکرده و نگه داشته و فعّالان را در خدمتِ حرکتِ جهادی و مبارزهی با کرونا سازماندهی کرده. اینها البتّه گزارشهای محدودی است که بنده حالا علیالعجاله در اختیار داشتم؛ ولیکن صدها مورد شبیه این، بلکه هزارها مورد شبیه این در سرتاسر کشور به شکلهای گوناگون وجود دارد که من به بعضی از اینها هم در صحبت قبلی(۱۲) اشاره کردهام. این مهم است که توجّه کنیم اینها نشانهی عمق فرهنگ اسلامی و رسوخ فرهنگ اسلامی در مردم ما است، در دل مردم ما است. بر خلاف خواسته و ادّعای کسانی که بخصوص در این یکی دو دههی اخیر متأسّفانه تلاش کردند که فرهنگ ایرانی تحقیر کنند، فرهنگ اسلامی ـ ایرانی را تحقیر کنند، برای اینکه مردم را متوجّه فرهنگ غربی و سبک زندگی غربی بکنند، خوشبختانه این احساس تفکّر اسلامی و فرهنگ اسلامی و زنجیرهی ارزشهای اسلامی در مردم بسیار احساس قوی و راسخی است.
متقابلاً، فرهنگ و تمدّن غربی هم محصول خودش را نشان داد؛ آنچه در کشورهای غربی، در اروپا و آمریکا اتّفاق افتاد -که خب بعضی از آنها را تلویزیون ما گفت، لکن بعضی از آنها هم در تلویزیون گفته نمیشود و اطّلاعاتی است که به ما میرسد و ما میدانیم- محصول تربیت خود را نشان داد. یک دولتی ماسکِ متعلّق به یک دولت دیگر را، دستکشِ متعلّق به یک دولت دیگر را سرِ راه مصادره کند و به طرف خودش ببرد که این در مورد چند دولت در اروپا و در آمریکا اتّفاق افتاد. یا مردم هر روز در ظرف مدّت کوتاهی، در ظرف یک ساعت یا دو ساعت فروشگاهها را تخلیه کنند، حرص بزنند برای خرید بیشتر که بروند یخچالها و فریزرهای خانهی خودشان را پُر کنند و دکّانها خالی بشود که قفسههای خالی را در تلویزیونهای دنیا نشان دادند، و تلویزیون ما هم از آنها نقل کرد؛ یا کسانی برای چند دستمال توالت به جان هم بیفتند، یا کسانی برای خرید اسلحه صف بکشند، نشان داد که مردم صف کشیدهاند بروند اسلحه بخرند، چون احساس خطر میکنند در این ایّام که باید اسلحه داشته باشند؛ یا برای بیمارها اولویّت قائل بشوند، بیمار پیر را معالجه نکنند؛ میگوید لزومی ندارد ما زحمت بکشیم و با این محدودیّت، بیمار پیر و از کارافتاده و دچار مشکلات اساسی را معالجه کنیم؛ اینها حوادثی است که در آنجا اتّفاق افتاده. بعضیها از ترس کرونا خودکشی کردهاند، از ترس مرگ خودکشی کردهاند؛ اینها رفتارهایی است که برخی از ملّتهای غربی از خودشان نشان دادهاند. این البتّه نتیجهی منطقی و طبیعی فلسفهی حاکم بر تمدّن غربی است؛ [یعنی] فلسفهی فردگرایی، فلسفهی مادّیگری، فلسفههای غالباً بیخدایی که اگر اعتقادی هم به خدا هست، آن اعتقاد توحیدی صحیحِ عمیقِ معرفتزا نیست. این هم یک مسئله است.
من اینجا این را هم عرض بکنم که یکی از سناتورهای غربی در همین چند روز گفته بود که غربِ وحشی زنده شده؛ این حرف آنها است. وقتی که ما میگوییم در غرب یک روح وحشیگری وجود دارد که با ظاهر آراسته و ادکلنزده و کراواتبستهاش منافاتی ندارد، بعضیها تعجّب میکنند و انکار میکنند؛ این را حالا خودشان میگویند که این، نماد زنده شدن غربِ وحشی است.
یک بُعد دیگری که در مورد این حادثه وجود دارد، رفتار عمومی ملّت عزیز ما است در به کار بستن توصیهها که انسان واقعاً مشاهده میکند مردم آنچه را ستاد ملّی مبارزه [با کرونا] به صورت قاطع بیان میکند عمل میکنند. بله، ممکن است یک وقتی یک چیزی را به صورت مردّد بیان کنند، مردم به این نتیجه نرسند که باید این کار را کرد، امّا آنجایی که به صورت قاطع مطلبی گفته میشود و احساس میکنند که این کار باید انجام بگیرد، مردم با مصوّبات مسئولین همراهی میکنند؛ یک نمونهاش روز سیزدهم فروردینِ امسال بود؛ انسان باور نمیکرد که مردم سیزدهبِدر را تعطیل کنند امّا تعطیل کردند؛ مردم سیزدهبِدر نرفتند. این نشاندهندهی آن است که مردم به معنای واقعی کلمه یک نظم عمومی را در مواجههی با این حادثه پذیرفتهاند که البتّه باید ادامه پیدا کند؛ این نظم عمومی بایستی وجود داشته باشد، باید تصمیمهای ستاد ملّی [مبارزه با کرونا] -که در این زمینه، مسئول درجهی اوّل است- جدّی گرفته بشود و بر طبق آنها عمل بشود.
یک بُعد دیگر در این قضیه این است که البتّه امروز کرونا برای بشریّت یک مشکل بزرگ و یک ابتلای بزرگ و خطرناکی است که به آنها رو آورده، لکن این مشکل در مقایسهی با بسیاری از مشکلات، مشکل کوچکی به حساب میآید؛ ما مشکلات فراوانی را در دنیا و در کشور خودمان مشاهده کردهایم و داشتهایم که از این حادثه کمتر نبود، بلکه بیشتر بود؛ از جمله، [اینکه] درست در ۳۲ سال قبل از این، در همین ایّامی که کرونا به منطقهی ما وارد شد، هواپیماهای صدّام موادّ شیمیایی را در یک بخشهایی ریختند و هزاران نفر از مردمِ ما و مردمِ خودشان را با گاز خردل و مانند اینها کشتند؛ این اتّفاق افتاد. البتّه همهی قدرتهای دنیا هم آن روز از صدّام حمایت میکردند، به او کمک میکردند؛ بعضی از همین کشورهای متمدّن و مترقّی -[البتّه] در ادّعا- موادّ شیمیایی را به او دادند، سلاح شیمیایی را در اختیار او گذاشتند و تا امروز هم اَحدی از آنها حساب پس نداده، جواب نداده که چرا این جنایت را اینها انجام دادند. و آن جنایتکار، [یعنی] صدّام، با مردمِ ما این جور عمل کرد، با مردمِ خودش در حلبچه هم همین جور عمل کرد؛ به خاطر اینکه احساس کرده بود که ممکن است مردم حلبچه با رزمندگان جمهوری اسلامی همکاری داشته باشند، آنجا هم [موادّ شیمیایی] ریخت و مردم را در کوچه و خیابان به کام مرگ کشاند؛ اینها هست.
در جنگهای بزرگ دنیا، در دو جنگ جهانی میلیونها نفر کشته شدند؛ حالا در قضیّهی کرونا گفته میشود که مثلاً تا حالا یک میلیون و خردهای در سطح دنیا مبتلا(۱۳) شدهاند. در جنگ اوّل و دوّم [جهانی] که با فاصلهی حدود بیست سال در اروپا اتّفاق افتاد، چندین میلیون [نفر] -حالا الان دقیق یادم نیست، امّا میدانم بیش از ده میلیون جمعیّت- به قتل رسیدند؛ در جنگ ویتنام که آمریکا به آنجا حمله کرد همین جور؛ و در جنگهای گوناگون دیگر. در همین اواخر به وسیلهی عوامل آمریکا، در حملهی به عراق عدّهی زیادی کشته شدند، به شهادت رسیدند؛ و امثال اینها فراوان اتّفاق افتاده. پس ما وقتی که راجع به این قضیّه فکر میکنیم از بقیّهی حوادث مهمّی که در دنیا همواره وجود داشته نبایستی غفلت بکنیم و بدانیم که همین حالا هم میلیونها انسان زیر فشار ظلم و ستم دشمن و دشمنیهای دشمنان و قدرتمندان رنج میبرند؛ مردم در یمن، مردم در فلسطین و در بسیاری از نقاط دیگر جهان زیر فشار هستند. پس مسئلهی کرونا ما را از توطئهی دشمنها غافل نکند، از توطئهی استکبار غافل نکند؛ [چون] دشمنی استکبار هم با اصل نظام جمهوری اسلامی است. اینکه کسی خیال کند که ما دشمنی نکنیم تا با ما دشمنی نکنند، این نیست؛ اصل نظام جمهوری اسلامی، اصل مردمسالاری اسلامی از نظر آنها قابل قبول نیست، قابل فهم نیست و قابل تحمّل نیست. این هم یک نکته.
ما عرض میکنیم که مسئولان در ستاد ملّی [مبارزه با کرونا] به طور جدّی مشغول کارند و گزارشهایش به ما داده میشود و اطّلاع پیدا میکنیم. و برای برخی از قشرهای ضعیف هم فکرهایی کردهاند که من توصیه میکنم، تأکید میکنم که این برنامههایی را که مسئولین دولتی برای برخی از قشرهای ضعیف در نظر گرفتهاند، هر چه سریعتر، هر چه بیشتر، هر چه بهتر انشاءالله به اجرا در بیاورند؛ لکن در کنار این، مردم هم وظیفه دارند. عدّهای هستند که در این شرایط و در این اوضاع حقیقتاً زندگیشان بسختی قابل گذران است و نمیتوانند زندگی معمولیِ عادیِ خودشان را اداره کنند؛ مردمی که دستشان باز است و توانایی دارند بایستی در این زمینه فعّالیّت وسیعی را شروع کنند. در صلوات شریف «شَجَرَةُ النُّبُوَّة» میخوانیم: وَ ارزُقنی مُواساةَ مَن قَتَّرتَ عَلَیهِ مِن رِزقِکَ بِمَا وَسَّعتَ عَلَیَّ مِن فَضلِکَ ... وَ اَحیَیتَنی تَحتَ ظِلِّک؛(۱۴) یعنی این یکی از کارهای لازمی است که بایستی انجام بگیرد؛ بخصوص که ماه رمضان در پیش است. ماه رمضان، ماه انفاق است، ماه ایثار است، ماه کمک به مستمندان است؛ چه خوب است که یک رزمایش گستردهای در کشور به وجود بیاید برای مواسات و همدلی و کمک مؤمنانه به نیازمندان و فقرا که این اگر اتّفاق بیفتد، خاطرهی خوشی را از امسال، در ذهنها خواهد گذاشت. ما برای اینکه ارادتمان به امام زمان ثابت بشود، بایستی صحنهها و جلوههایی از جامعهی مهدوی را خودمان به وجود بیاوریم که عرض کردیم، جامعهی مهدوی، جامعهی قسط و عدل است و جامعهی عزّت است، جامعهی علم است، جامعهی مواسات و برادری است؛ اینها را بایستی ما در زندگی خودمان تحقّق ببخشیم، به قدر امکان خودمان؛ این ما را نزدیک میکند.
نکتهی آخری که عرض میکنم، این است که در غیاب جلسات عمومی ماه رمضان -که این جلسات عمومی، جلسات دعا، جلسات سخنرانی، جلسات توسّل، بسیار مغتنم بود و امسال علیالقاعده محرومیم از این جلسات- از عبادت و تضرّع و خشوع در تنهایی غفلت نشود؛ ما میتوانیم در اتاق خودمان، در خلوت خودمان، در میان خانواده و فرزندان خودمان، همین معنا را، همین توجّه را، همین خشوع و خضوع را به وجود بیاوریم و البتّه در برنامههای تلویزیون مواردی هم پخش میشود که از آن هم میشود استفاده کرد و بایستی این کارها را انجام بدهیم.
یک توصیه هم به مسئولین عرض میکنیم -هم مسئولین و هم فعّالان جوان در عرصهی علم و فنّاوری- که دو چیز فراموش نشود: یکی مسئلهی جهش تولید است که این حیاتی است برای کشور و ما بایستی به هر قیمتی که هست، مسئلهی تولید را دنبال کنیم و به معنای واقعی کلمه جهش برای تولید به وجود بیاوریم؛ یکی هم مسئلهی ساخت و ساز و کار آزمایشگاهی و تولید نیازهای فراوانی است که جوانها در بخشهای آزمایشگاهی این را انشاءالله دنبال میکنند.
از خداوند متعال سعادت ملّت ایران را مسئلت میکنیم؛ خداوند روح مطهّر امام بزرگوار را شاد کند، ارواح طیّبهی شهیدان عزیز را با پیغمبر محشور کند و انشاءالله آنچه را آرزوهای بزرگ ملّت ایران است، تحقّق ببخشد و فرج ولیّعصر (ارواحنا فداه) را انشاءالله نزدیک کند.
والسّلام علیکم و رحمة الله و برکاته
۱) بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۶
۲) بحارالانوار، ج ۵۳، ص ۱۷۱
۳) مذاهب، فرقهها
۴) بحارالانوار، ج ۳۶، ص ۳۱۶
۵) بحارالانوار، ج۵۰، ص ۳۱۸
۶) تحفالعقول، ص ۴۰۳
۷) تحفالعقول، ص ۱۰۶
۸) غیبة طوسی، ص ۴۵۹
۹) کافی، ج ۲، ص ۲۴۵
۱۰) سورهی رعد، بخشی از آیهی ۲۸
۱۱) اشاره معظّمٌله به اعلام عمومی جهت دعای دستهجمعی در ساعت مقرّر در شب نیمهی شعبان
۱۲) بیانات در سالروز مبعث پیامبر اکرم (۱۳۹۹/۱/۳)
۱۳) در سخنرانی تعبیر «کشته» به کار رفته بود که پس از اتمام پخش زندهی بیانات، معظّمٌله این مطلب را این گونه اصلاح فرمودند: «این مطلب که من گفتم یک میلیون نفر کشته شدهاند، اشتباه بود. یک میلیون و خردهای مبتلا شدهاند؛ تعداد کسانی که از دنیا رفتهاند در سطح دنیا خیلی کمتر از این است. یک میلیون [نفر] مبتلا شدهاند تا حالا و تعدادی هم البتّه از دنیا رفتهاند که از این مقدار کمتر است. من اشتباهاً گفتم یک میلیون [نفر] از دنیا رفتهاند و یا مثلاً کشته شدهاند.» لذا در متن بیانات تعبیر اصلاح شده جایگزین شد.
۱۴) مصباح المتهجّد، ج ۲، ص ۸۲۹
سم الله الرحمن الرحیم
روز ولادت قمر بنیهاشم حضرت ابیالفضلالعباس سلاماللهعلیه را که تا ابد مفتخر به پرچمداری کربلاست به جانبازان عزیز کشور که نامشان مفتخر به تقارن با این روز است، تبریک عرض میکنم. شما جانبازان، مجاهدان فداکار و شهیدان زندهاید. چشم و دل شما با پاداش الهی روشن خواهد شد انشاءالله. از خداوند متعال برای شما و خانوادههای صبورتان که خدماتشان در شمار برترین حسنات است، سلامت، عزت، ثبات قدم و عافیت نیکو مسألت میکنم.
سیّد علی خامنهای
۹ فروردین ۱۳۹۹
بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
خبر درگذشت عالم وارسته فقید فرهیخته جناب حجت الاسلام سهرابی رحمه الله علیه "ریاست سازمان تبلیغات شهرستان نکا"که عمر بابرکت خود را صرف در تبلیغ دین الهی و سنت نبوی نمودند موجب تاثر خاطر گردید.
اینجانب این مصیبت را به بیت معظم، علما تسلیت عرض می نماییم.
از خداوند متعال برای مرحوم، مغفرت و رحمت واسعه و علو درجات و برای خانواده صبر مسئلت دارم.
۶فروردین۱۳۹۹
سیدمحمدجواد حسینی تبار
حضرت آیتالله خامنهای رهبر انقلاب اسلامی در پیامی بهمناسبت آغاز سال ۱۳۹۹، سال جدید را سال «جهش تولید» نامگذاری کردند.
متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
یا مقلّب القلوب و الابصار، یا مدبّر اللیل و النّهار، یا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
نوروز امسال ما مصادف است با روز شهادت حضرت موسیبنجعفر (سلام الله علیه)؛ لذا مناسب است بخشی از صلوات مخصوص آن بزرگوار را در آغاز سخن عرض کنیم: اَللهُمَّ صَلِّ عَلى مُوسَى بنِ جَعفَرٍ وَصیِّ الاَبرارِ وَ اِمامِ الاَخیارِ وَ عَیبَةِ الاَنوارِ ... حَلیفِ السَّجدَةِ الطَّویلَةِ وَ الدُّموعِ الغَزیرَةِ وَ المُناجاةِ الکَثیرَة؛(۱) اللٰهمّ صَلّ علیه و علی آبائه و ابنائه الطّیّبین الطّاهرین المعصومین و رَحمة الله و برکاته.
تبریک عرض میکنم عید سعید مبعث را و عید نوروز پُرطراوت را به همهی ملّت عزیز ایران؛ بخصوص به خانوادههای معظّم و معزّز شهیدان و به جانبازان و خانوادههای صبور و زحمتکش آنها و به جهادگران عرصهی سلامت که در این چند هفته خوش درخشیدند و به همهی خدمتگزاران سختکوشی که در شرایط دشوار، گوشهای از کار را بر عهده گرفتند و با اخلاص و علاقهمندی و انگیزه در فضای شهر، در فضای روستا، در فضای جادّه، در فضای مرز، و در جایجای کشور مشغول خدمت هستند؛ به همهی آنها تبریک عرض میکنم؛ عیدتان مبارک. و به روح مطهّر امام بزرگوار و ارواح طیّبهی شهیدان درود میفرستم.
لازم میدانم تسلیت و تبریکی هم عرض بکنم به خانوادههای شهدای سال ۹۸؛ چه شهدای دفاع از حرم، چه شهدای مرزها و در رأس آنها شهید عزیز و بزرگوار ما، شهید سردار سلیمانی و همراهانش، و شهید ابومهدی مهندس و همراهانش و همچنین شهدای حادثهی کرمان، و شهدای حادثهی هواپیما و شهدای سلامت، [یعنی] این کسانی که در راه خدمت به بیماران به درجهی رفیع مرگ در راه خدا و شهادت در راه خدا رسیدهاند؛ به همهی خانوادههایشان، هم تسلیت عرض میکنیم، هم عید را و مقامات فرزندانشان را تبریک میگوییم. و معتقدیم که همهی این حوادث انشاءالله به نفع ملّت ایران تمام خواهد شد که حالا عرض میکنیم.
سال ۹۸ برای ملّت ایران یک سال پُرتلاطم بود؛ سالی بود که با سیل آغاز شد، با کرونا تمام شد. در طول سال هم حوادث گوناگونی برای کشور و برای برخی از مردم کشور پیش آمد؛ حوادثی از قبیل زلزله، تحریمها و امثال اینها. اوج این حوادث عبارت بود از جنایت تروریستی آمریکا و شهادت سردار نامدار ایران و اسلام، شهید سلیمانی. در طول سال گرفتاریهای مردم هم کم نبود؛ سال به این شکل گذشت؛ بنابراین سال سختی بود. لکن نکتهی مهم این است که در کنار سختیها، سربلندیهایی هم در این سال وجود داشت که بعضی از آنها هم بیسابقه بود و ملّت ایران به معنای واقعی کلمه درخشید.
در سیل اوّل سال، سیلِ مردم مؤمن و باهمّت، به سمت استانهای سیلزده و شهرها و روستاهای سیلزده روانه شدند برای کمک به مردم. مردم عزیز ما -از پیر و جوان- مناظر زیبایی خلق کردند و رفتند به سمت مناطق سیلزده، خانهها را که پُر از گلولای بود شستند، خالی کردند، اثاث و فرش و زندگی را برای آن مردم شستند و سختی سیل را تخفیف دادند برای مردم.
در حادثهی شهادت بزرگِ شهید عزیز ما، مردم یک حرکت عظیمی را انجام دادند؛ حضور دَهها میلیونی خودشان را به رخ دنیا کشیدند. آن اجتماعی که در تهران تشکیل شد و اجتماعاتی که در قم، در اهواز، در اصفهان، در مشهد، در تبریز، در کرمان تشکیل شد، اجتماعاتی بود که به طور معمول در هیچ نقطهای از دنیا به این حجم و با این شدّت و با این انگیزه انسان مشاهده نمیکند؛ در تاریخ ما هم بینظیر بود. حضور مردمی و هیجان عمومی و اینکه مردم نشان بدهند به چه چیزهایی دلبسته هستند، خیلی مهم بود برای آبروی کشور و برای عزّت ملّت ایران.
در قضیّهی این بیماری اخیر، [یعنی] کرونا، فداکاریها به قدری چشمگیر بود که افرادی را که در خارج از این کشور هم هستند به تحسین وادار کرد؛ در درجهی اوّل مجموعههای درمانی؛ پزشکان، پرستاران، بهیاران، مدیران، کارکنان حول و حوش بیمارستانها. در کنار اینها مجموعههای مردمی داوطلب، دانشجویان، طلّاب، بسیجیها و عناصر گوناگون که رفتند در خدمت درمان و پرستاری از این بیماران قرار گرفتند، به یاری درمانکنندگان رفتند؛ همهی اینها مایهی عزّت و آبرو است. مجموعههای پشتیبانی، کسانی که کارخانههای خودشان را، حتّی بعضی خانههای خودشان را در اختیار تولید وسایل و امکانات مورد نیاز مثل دستکش یا فرض کنید که ماسک و از این قبیل برای بیماران یا برای عامّهی مردم، آحاد مردم قرار دادند. مجموعههای خدماتی، مثل آن کسانی که رفتند درون خیابانها برای ضدّعفونی کردنِ خیابان یا حتّی نقاطی که مردم به آنها مراجعه میکنند. یا مجموعههایی مثل جوانهایی که تصمیم گرفتند به افراد مسن کمک کنند، درِ خانههای آنها بروند، خریدهای آنها را انجام بدهند. یا آنهایی که اجناسی را تهیه کردند، مجّانی به مردم دادند؛ دستکش مجانی، ماسک مجانی. بعضی به کسبهی مشکلدار کمک کردند؛ اجاره نگرفتند، طلبکاریهای خودشان را به تأخیر انداختند و از این قبیل خدماتی که انجام گرفت. اینها آن زیباییهایی است که در خلال حوادث سخت خودش را نشان میدهد؛ ملّت ایران، فضایل خودش را در این مجموعهها، در این کارهایی که من به اندکی از آنها اشاره کردم، نشان داد. من قلباً و صمیمانه از همهی آن کسانی که اشاره کردم و نام بردم تشکّر میکنم و مژده میدهم که پاداش الهی در انتظار آنها است؛ چه پاداش دنیوی و چه پاداش اخروی.
خب، این یک آزمون دشوار بود. آزمونهای سال ۹۸، آزمونهای دشواری بود امّا غلبهی بر دشواریها و عبور از دشواریها با روحیه، این خود موجب قدرتمند شدن یک ملّت است. یک ملّت با راحتطلبی و رفاهجوییِ محض نخواهد [توانست] به جایی برسد؛ مواجههی با مشکلات و حفظ روحیهی خود در مقابلهی با مشکلات و غلبهی بر مشکلات -که انشاءالله این غلبه را ملّت ایران کرده است و بعد از این هم خواهد کرد- است که به ملّتها اقتدار و اعتبار میدهد.
یک نکتهی دیگر هم البتّه در این حوادث هست -چه حوادث طبیعی مثل سیل و زلزله و امثال اینها، چه حوادث دستساز بیگانهها مثل تحریم و امثال اینها- که انسان را متوجّه ضعفهای خودش میکند؛ چه ضعفهای طبیعیِ خودمان، که انسان بداند جای مغرور شدن نیست، ما همه ضعیف هستیم، آسیبپذیر هستیم، و چه ضعفهایی که در مواجههی با حوادث، انسان به طور قهری دچار آن ضعفها میشود. ضعفهای خودمان را بشناسیم؛ انسان از غرور و از غفلت خارج بشود، متوجّه خدا بشود، از خدا کمک بخواهد. خابَ الوافِدونَ عَلىٰ غَیرِکَ وَ خَسِرَ المُتَعَرِّضونَ اِلّا لَکَ وَ ضاعَ المُلِمّونَ اِلّا بِک؛(۲) این از دعاهای ماه رجب است. فقط به درِ خانهی خدا باید رفت؛ درِ خانهی «دیگری» برویم، ناامید برمیگردیم؛ دست به طرف «دیگری» غیر از خدا دراز کنیم، دستمان تُهی برخواهد گشت. همهی ابزارهای عالم وسایل الهی هستند، او مسبّبالاسباب است؛ با این اسباب باید کار کنیم، از این اسباب استفاده کنیم، امّا نتیجه و اثر را از خدای متعال بخواهیم. این هم یک نکته.
و اما سال ۹۹، که در حال شروع شدن است. اوّلاً از خدای متعال میخواهیم که این سال را سال پیروزیهای بزرگ قرار بدهد و به حضرت بقیّةالله (ارواحنا فداه) که ناخدای این کشتی او است، عرض میکنیم که کشورِ خودش را به ساحل نجات برساند، مردم مؤمن ایران را حمایت کند، کمک کند. به ملّت ایران هم عرض میکنم همان طور که در طول این سالهای متمادی -نه فقط سال ۹۸- با حوادث گوناگون شجاعانه برخورد کردند، با روحیه برخورد کردند، بعد از این هم با روحیه و با امید برخورد کنند با همهی حوادث، و مطمئن باشند که تلخیها خواهد گذشت، و «اِنَّ مَعَ العُسرِ یُسرًا».(۳) قطعاً یُسر در انتظار ملّت ایران است؛ در این تردیدی نیست. اینکه حالا بعضی تصوّر کنند که در فلان نقطهی از تشکیلاتِ کشور کمکاری میشود، این را هم بنده تأیید نمیکنم. ما از نزدیک شاهد هستیم، میبینیم؛ همه مشغولند، همه مشغول کار و تلاشند، هر کس به قدر خودش؛ مجموعههای علمی و تحقیقی یک جور، فعّالان اجتماعی یک جور، مسئولان دولتی و قضائی یک جور، و انشاءالله خداوند متعال به همهی این تلاشها هم برکت خواهد داد و ملّت را از این گذرگاه، با عافیت و با سربلندی انشاءالله عبور خواهد داد.
و امّا شعار سال. سال ۹۸ را ما به عنوان سال «رونق تولید» معرّفی کردیم و من به ملّت عزیز ایران عرض میکنم از این شعار استقبال شد، در عمل؛ حالا در آغازِ کار، صاحبنظران استقبال کردند، گفتند تولید نقطهی اصلی است امّا در عمل هم استقبال شد. طبق گزارشهای موثّقی که در اختیار بنده هست، تولید کشور حرکتی پیدا کرد؛ برخی از کارخانههایی که راکد شده بودند و تعطیل شده بودند، به کار برگشتند؛ بعضی که زیر ظرفیّت کار میکردند، ظرفیّت خوبی پیدا کردند؛ شرکتهای دانشبنیان وارد میدان شدند؛ دستگاههای مختلف تلاش کردند و کار کردند، تولید حرکتی پیدا کرد، یک کاری انجام گرفت. مسئلهی پژوهش -که سرچشمهی تولید، پژوهش و تحقیق است- در کشور به طور جدّی در این سال انجام گرفت که ما نمونههایش را دیدیم. خب، این کارها شده است در کشور، این جور نیست که کار نشده باشد، لکن آنچه من میخواهم بگویم این است که این کاری که تا حالا شده شاید حتّی یکدهمِ آن چیزی که برای کشور احتیاج است نباشد. البتّه من «یکدهم» را از روی آمارِ دقیق نمیگویم، بلکه حدس میزنم «یکدهم»؛ یعنی شاید واقعاً ده برابرِ این، کار باید انجام بگیرد؛ چه کار تحقیقی، چه کار تولیدی، چه کارهای گوناگون از همین قبیل، تا رونق تولید در زندگی مردم اثر خودش را نشان بدهد. در سال ۹۸ تولید تکان خورد، حرکت کرد و راه افتاد تا یک حدودی، لکن اثری در زندگی مردم از آن محسوس نشد. ما بایستی تولید را به جایی برسانیم که در زندگیِ مردم اثر بگذارد. البتّه مسائل اقتصادی کشور مسائل متعدّدی است -مسئلهی اصلاحات بانکی، اصلاحات گمرکی، اصلاحات مالیاتی، بهبود فضای کسب و کار و از این قبیل- لکن نقش تولید یک نقش یگانه و بیهمتایی است. اگر ما بتوانیم تولید را راه بیندازیم و با توجّه به بازارِ وسیعِ خودِ کشور در داخل -اگر چه که تولید به فروش و به بازارهای خارجی احتیاج دارد، امّا ما هم ضمن اینکه میتوانیم با بازارهای خارجی ارتباط داشته باشیم، عمدهی بازار فروش ما داخل کشور است با این جمعیّت هشتاد میلیونی- اگر بشود تولید را انشاءالله حرکت بدهیم و پیش ببریم، مشکلات اقتصادی قطعاً تمام خواهد شد و این تحریمهایی که کردهاند به نفعِ ما تمام خواهد شد؛ تا الان البتّه ضررهایی داشته لکن سودهایی هم در کنارش وجود داشته؛ یعنی ما را وادار کرده به اینکه به فکر امکانات خودمان باشیم، به فکر تهیّهی لوازم زندگی و نیازهای کشور از طریق امکانات داخلی باشیم، که این برای ما خیلی مغتنم است و همین انشاءالله ادامه پیدا خواهد کرد. پس بنابراین، ما باز به تولید نیاز داریم.
سال گذشته گفتیم «رونق تولید»، امسال بنده عرض میکنم «جهش تولید»؛ امسال سالِ جهشِ تولید است. این شد شعار امسال؛ کسانی که دستاندرکار هستند جوری عمل کنند که تولید انشاءالله جهش پیدا کند و یک تغییر محسوسی در زندگی مردم انشاءالله به وجود بیاورد. البتّه این احتیاج به برنامهریزی دارد؛ سازمان برنامه به نحوی، مجلس شورا و مرکز تحقیقاتش به نحوی، قوهی قضائیّه به نحوی -قوهی قضائیّه هم نقش دارد- مجموعههای دانشبنیان به نحوی. مجموعههای جوان و مبتکر بحمدالله در کشور زیادند و بنده در طول امسال -سال ۹۸- و سال قبل، با تعدادی از اینها نشستهای بسیار خوب و مفیدی داشتم، آنها را از نزدیک دیدم، حرفهایشان را از نزدیک شنفتم؛ جوانهای علاقهمند به کار و پای کار و پُرامید و پُرنیرو و پُرانگیزه و پُر استعداد و ابتکار. اینها بحمدالله هستند؛ اینها باید همه در برنامهریزیها شرکت کنند و این کار با برنامهریزی انشاءالله پیش برود.
امیدواریم که سال بر همهی شما مبارک باشد و عید سعید مبعث بر همهی شما مبارک باشد و انشاءالله مشمول توجّهات الهی قرار بگیرید و ملّت ایران به طور روزافزون به توجّهات و توسلات و معنویّاتِ خود بیفزاید.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته

انالله و انا الیه راجعون
درگذشت مرجع عالیقدر و نماینده محترم مجلس خبرگان حضرت ایت الله العظمی بطحایی رحمه الله علیه را به ساحت قدسی امام زمان عج الله و رهبر معظم انقلاب و حوزه علمیه و بیت معظم تسلیت عرض می کنم.
از خداوند متعال رحمت و مغفرت و برای بیت معظم صبر مسئلت دارم.
۲۶اسفند۹۸- سیدمحمدجواد حسینی تبار
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تبارک و تعالی اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون
برادر بزرگوارم جناب آقای محمد گلدوست اعلی الله مقام الشریف:
سلام علیکم؛
مصیبت وارده(درگذشت پدر پزرگوارتان) موجب تاثر خاطر گردید.
اینجانب این مصیبت را به شما و خانواده تسلیت عرض می نمایم.
از خداوند متعال برای مرحوم رحمت و مغفرت و برای خانواده صبر مسئلت دارم.
۲۲اسفند۹۸- سیدمحمدجواد حسینی تبار
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
شام شهادت حضرت زینب کبراست با تدابیر امنیتی انسانی و ویروس منحوس کرونا مواجه هستیم به همین منوال منبر خودمان را در فضای مجازی برگزار که ان شاء الله مورد توجه حضرت قرار بگیرد.
از مهمترین قوانینی که حاکم هست در یک خانواده قانون وراثت هست که بر اساس این قانون تمام اوصاف والدین به فرزند بی چون و چرا بی کم و کاست منتقل میشود و همه ی انسانها تحت تاثیر این قانون قرار می گیرند.
14قرن پیش پیامبر در یک حادثه جالب این موضوع را مطرح کرد:
از زن و شوهری سفیدپوست، فرزندی بدنیا می آید سیاه پوست. هر کسی باشد فکر می کند از خانم خطایی سر زده، شوهر با اینکه اعتماد به همسر دارد که با عفت است و با حیا می آید محضر پیغمبر یا رسول الله من و همسرم سفید پوستیم اما فرزندی به دنیا آمده سیاه پوست.
پیامبر می فرماید این طفل فرزند تو از نطفه ی توست در نطفه همه انسانها یک عنصرى هست به نام عِرق، فرمودند: هذَا نَزِعَهُ عِرْقٍ خیلی جالب است که دانشمندان عالم هم به ژن تعبیرش کردند.
این عرق خصلت گذشتگان هست که به بچه های نسل بعد منتقل می شود قطعاً یکی اجداد تو یا همسرت، پوستشان سیاه بود که این سیاهى منتقل شده به فرزندت.
اگر وارد اقیانوس بی انتهای قرآن بشویم این جریان وجود دارد ذُرِّیَّهً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ از ابراهیم (ع) اوصافش به اسماعیل (ع) منتقل شده و از اسماعیل (ع) نیز این اوصاف به نسلش، و از نسلش، به پیغمبر (ص) و از پیغمبر به ائمه طاهرین.
حالا شما این قانون وراثت را بر زینب کبری سلام الله علیها پیاده سازی کنید.زینب کبرى (س) بر اساس این قانون، چهار شخصیت و چهار خزینه از خزائن با ارزش الهی را دارد؛
خزینه اول، وجود مبارک امیرمؤمنان، خزینه دوم، وجود مبارک حضرت صدیقه طاهره که پروردگار عالم، از وجود مبارک امیرمؤمنان (ع) و حضرت زهرا (س)، در یک آیه به دو دریا تعبیر کرده است مرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلتَقیِانِ دریایى که اول دارد، ولى آخر ندارد و در آیه ی دیگر می فرمایدیَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجَانُ که از این دو دریا لؤلؤ و مرجان ظهور مىکند.
با این پدر و مادر فرزندی متولد می شود بنام زینب که او هم شریک این پدر و مادر است اول دارد ولی آخر ندارد.
دو خزینه دیگر یکى وجود مبارک رسول خدا یکى هم خدیجه کبرى (س) که پدر و مادر حضرت صدیقه طاهره هستند.
از این سلسله می شود یک دختر بنام زینب که وقتی به دنیا می آید قنداقه اش به دست پیامبر، پیامبر می فرماید هر کسی برای این دختر گریه کند، گریه اش مساویست با گریه ی بر حسن و حسین. نفرمودند ثواب گریه مساوى گریه بر اباعبدالله (ع) است، بلکه فرمودند گریه بر او، مساوى است با گریه بر دو امام معصوم.
یعنی شما ببینید روایت است چشمی که در دنیا برای حسنم گریه کند در قیامت گریان نخواهد شد برای حسینم گریه کند سبب شفاعت می شود همین ویژگی در گریه برای زینب کبراست. این دو گریه را اگر در یک کف ترازو و گریه بر زینب کبرى (س) را در یک کف دیگر، با هم مساوى مىشود. چه خصلتی دارد این بانوی معظمه فقط خداوند می داند و معصومین.
السلام علیک یا بنتِ امیرالمومنین
همه رفتند و من جا ماندم ای دوست
ز بخت بد به دنیا ماندم ای دوست
چرا رفتی مرا با خود نبردی
ببین بعد از تو تنها ماندم ای دوست
مرحوم آیت الله العظمی مرعشی نجفی فرمودند وقتی زینب بدنیا آمد مادر قنداقه را بدست پیامبر داد پیامبر تبریک گفت نکته بگویم هر قنداقی از اهلبیت به دست پیامبر می رسید چشم باز می کرد الا زینب که دست پیامبر بود چشم باز نکرد.
تنها زمانی چشم باز کرد که قنداقه را بدست برادرش حسین دادند...
تصور کنید یا بار چشم زینب برای صورت برادر باز شد یک بار هم چشم حسین برای صورت خواهر آن هم زمانی که سر حسین بر نیزه در مجلس یزید، وقتی سر به کنار زینب می رسد نقل می کنند اشک از چشمان حسین جاری...
گیسو بدست باد رها کردنت بس است
اینگونه ای ستاره ی من دیدنت بس است
راست به روی نیزه ولی بی تعادل است
یک سنگ هم به نیت افتادنت بس است
علی لعنه الله علی القوم الظالمین
بسم الله الرحمن الرحیم والعاقبة للمتقین
۱.برنامه ی خداوند طوری طراحی شده که اولا باید دختری در جامعه عرب آن زمان بدنیا بیاید که تمام تفکرات سوء اعراب را در مورد دختران از بین ببرد.
انا اعطیناک الکوثر
ثانیا باید دختری بدنیا بیاید که یکی از مصادیق الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی باشد یعنی هم کامل کننده نبوت باشد و هم پایه گذار مساله امامت.
۲.زمانی که پیامبر در معراج بود خداوند به پیامبر می فرماید فرزندی داری اسمش را فاطمه گذاشتیم.
نکته:یکی از سنت های فراموش شده و ناگفته اینجاست که از وظائف والدین است در زمان وضع حمل و بعد از تشخیص جنسیت برای فرزند نام مشخص کنند حال می خواهد بدنیا بیاید یا خدای ناکرده بواسطه عارضه ای بر جنین یا مادر، مجبور به سقط بشوند.
۳.پیامبر به خدیجه بشارت دادند خداوند فرزند دختر به تو عنایت می کند.
۴.ما داریم که مادر بواسطه مادری با فرزند در رحم صحبت می کند درد دل می کند اما ندیده ایم که طفل در رحم با مادر صحبت کند. خدیجه فرمود یا رسول الله با فرزند در رحم خودم و مرا دعوت به صبر می کند.
سخنرانی حجت الاسلام حسینی تبار در تاریخ 25-11-1398 در مسجد جامع زرندین سفلی
عنوان بحثمان انتخابات، تبلیغات و نتیجه است. تنها فرصتی که داریم تا روز جمعه است و راجع به این موضوع مهم هم صحبت کنیم.ان شاءالله روز جمعه 2 اسفند برای ما احسن الاحوال باشد وبهترن مقدرات برای مملکت وشهر ما رقم بخورد.
ان آیه را همه شنیدیم اما هیچ توجهی به آن نکردیم ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم. خداوند سرنوشت قومی را عوض نمی کند مگر اینکه آنها خودشان را تغییر بدهند.
این آیه موضوعش انتخاب است در این آیه سه تفکر وجود دارد:
تفکراول اینکه می گویند سرنوشت کشور بدست ماست.
تفکردوم اینکه انتخابات به ما ربطی ندارد و انتصابی است.
تفکرسوم ما شرکت می کنیم اما رای نمی دهیم مهم اینست شناسنامه مهر بخورد.
در هر سه تفکر منظور اینست که رای میدهم اما چه رایی؟ اگر با این سه تفکر وارد گفتمان امام و رهبری بشویم خیلی مسائل روشن می شود که کدام تفکر درست است و کدام غلط که من با کلیدواژه بیان می کنم.
رهبر معظم انقلاب در سخنرانی 2اسفند فرمودند #حضور_حداکثری: هرکس ایران عزیز، امنیت میهن و آبروی وطن را دوست دارد و در پی حل مشکلات است، باید در پای صندوق رأی حضور یابد تا عزم و اقتدار ملی ایرانیان بار دیگر به منصه ظهور برسد.
این بیان دو تفکر را شامل می شود یعنی هم شرکت کنید و انتخاب کنید هم شرکت کند رای سفید بدهد. اما این دوفرق دارد. فرقش کجاست؟ آنجایی است که انتخاب کاندید یعنی مشروعیت نظام و کشور دوستی یعنی غیرت داشتن به شرنوشت مردم ایران. اگر کسی بخواهد رای سفید بدهد بی غیرتی خود را هم نسبت به سرنوشت مردم ایران اعلام کرد هم نسبت به خانوده چندنفره ی خود یعنی هر بلا ومشکلاتی که سر خودش و خانوده اش بیاید مهم نیست.
پس حضور حد اکثری با انتخاب.
اما مهمترین مساله تفکر دوم است که منظورش اینست من را میدهم اما می دانم رای من تاثیر ندارد منتخب از قبل تعین شده است حالا یا رای می خرند یا از قبل صندوق را پر از رای می کنند.
در انتخابات ما دوکار اشتباه از سوی دولت ورقیب انجاممی شود که باید مردم متوجه باشند
مساله اول دلسرد کردن است:
من در سال92با یکی از وزرای فعلی دو دولت آقای روحانی در مورد یکی از کاندیداهای مجلس تلفنی صحبت داشتم بمن گفتند آقاسید نطفه ی فلان کاندیدا در صندوق رای ریخته شده است او رای می آورد.
این یعنی حاشیه این یعنی توطعه این یعنی دلسرد کردن مردم از انتخابات که رئیس جمهور در جلسه ای بیاید بگوید انتخابات مهندسی شده و انتصاب است.
رهبری هم جواب دادند زمانی که انتخابات به نفع شماست صحیح است الان که متوجه شدید به نفع شما نیست مهندسی شده است این تفکر کاملا غلط است. بعد بیایند برنامه بچینند که اگر رای به نفع ما نبود بگوئیم در انتخابات تقلب شده است. و بعد فرمودند فی قلوبهممرض فزادهم الله مرضا.
مساله دوم حمله به سورای نگهبان است:
اما مساله مهمتر که هم گفتمان امام است و هم گفتمان رهبری تفکر اول که سرنوشت کشور برای من مهم است و بخاطر همین هم انتخاب می کنم و هم رای می دهم که خودش نکاتی دارد:
نکته اول نوع انتخاب است؛ چه کسی را انتخاب بکنیم؟
اینکه به چه کسی رای بدهم نمی توانم بگویم چون انتخابات آزاد است و انتخاب نیز آزاد
اما می توانم شاخصه هایی از گفتمان امام و رهبری بیان کنم که انتخاب برای ما راحت تر باشد.
1.مؤمن باشد.
کسی مورد انتخاب ما باشد که انحراف فکری نداشته باشد. اول مومن باشد و وقتی وارد عرصه شد بلغزد این را ما در دو دوره انتخاباتها مشاهده کردیم.
2.انقلابی باشند؛
پایبند به نظام و رهبری و دلسوز انقلاب باشد.نگذارد بهمین راحتی انقلاب زیر سوال برود رهبری زیر سوال برود.الان رهبری یک حرفی بزند چند ساعت بعد منتخب من هم تهمت به رهبر بزند هم دروغ به رهبر ببندد هم عکس گفتمان رهبری عمل کند. این با انقلابی بودن فرقش زمین تا آسمان است.
3.شجاع باشند؛
نماینده منتخب ما شجاع باشد قدرت حرف زدن داشته باشد از تهدیدات نترسد.
واقعتی را بگویم وقتی طرح استیضاح رئیس جمهور کشور ما در مجلس چندمرتبه کلید خورد نمایندگان زیاد امضا زدند امابعدش چه شد برنامه استیضاح بهم خورد. دلیلش را شفاف بگویم چندین نماینده ی مجلسی می گفتند ما طرح استیضاح دادیم امضا هم زدیم اما امضا کنندگان را با خانه و ماشین و شغل خریدند و امضا را پس گرفتند حتی یکی از نمایندگان میگفت من بشرطی امضا را پس میگیرم که همسر من در فلان قسمت دانشگاه استخدام بشود.
این شجاعت نیست این عین رضالت است. ما نماینده ای باید انتخاب کنم شجاع مدیر مدبر و ...
نمایندهای که از حرف زدن علیه فلان قدرت خارجی میترسد، لایق این نیست که بیاید [برای]مردم ایران، با این عزّت، با این شجاعت نمایندگی کند.
4.دارای روحیهی جهادی باشند؛ شب و روز نشناسند.
5.کارآمد باشند؛ به معنی واقعی کلمه طرفدار عدالت باشند. کشور ما به عدالت احتیاج دارد، بشریّت به عدالت احتیاج دارد؛ جمهوری اسلامی پرچم عدالت را بلند کرده؛ نگذاریم که این پرچم بخوابد. به معنای واقعی کلمه دنبال عدالت باشیم؛ هم عدالت اقتصادی، هم عدالت حقوقی، هم عدالت سیاسی؛ در همهی زمینهها عدالت باید وجود داشته باشد.
اگر میتوانیم یک چنین افرادی را بشناسیم، بهشان رأی میدهیم؛
اگر نشناختیم، از آدمهای بصیر و مورد اعتماد استفاده کنیم.
کسی نگوید خیلی خب، شرایط نامزد انتخاباتی، اینها باید باشد، من که نمیشناسم، نمیدانم، پس بنابراین بهتر است که رأی ندهم؛ نه، حتماً رأی بدهید، منتها به افراد بصیر،
انشاءالله همهی مردم با نیّت خالص و با اتّکاء به خدای متعال وارد میدان بشوند.
سخنرانی حجت الاسلام حسینی تبار در تاریخ 25-11-1398 در مسجد جامع زرندین سفلی
بسم الله الرحمن الرحیم
و الفجر و لیال عشر
بار دیگر ملت شهیدپرور و خدوم ایران اسلامی در صحنه ای بیاد ماندنی حاضر شدند تا حضورشان ورقی از اوراق انقلاب را در چهل و یکمین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی را پر از قدمها همراه با مشت گره کرده و شعار کوبنده ی الله اکبر و مرگ بر آمریکا و مرگ بر منافق و ... که ریشه ی تاریخی و برائت از کفار و منافقان دارد، پر کند.
این حضور، حماسه ای دیگر را در سال۹۸ آفرید و زخم تازه ای شد بر پیکره ی استکبار جهانی و هم پیمانان آنها کوردل در داخل کشور.
یادمان باشد قدمهای و مشت های گره کرده ی ما در ۲۲ بهمن ماه هم تجدید میثاق است با امام امت و ولایت و هم چنین تجدید عهدیست با شهدای انقلاب اسلامی که تا ما هستیم دفاع از ولایت و انقلاب هم هست.
حضور مردم شریف در ایران عزیز و هم چنین شهرستان نکا مورد قدردانی است.
ان شاء الله ماجور باشید؛
ان شاء الله قدمهایی که در دفاع از انقلاب و ولایت برداشته می شود در صراط نلغزد؛
ان شاء الله در راه ولایت عاقبتمان با شهادت.
ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین
سیدمحمدجواد حسینی تبار
۲۲بهمن۱۳۹۸

بسم الله الرحمن الرحیم
اذا مات العالم الفقیه ثلم فی الاسلام ثلمة لایسدها شیء
خبر ارتحال عالم ربانی نماینده سابق مقام معظم رهبری در استان مازندران و امام جمعه فقید شهرستان ساری حضرت الله طبرسی اعلی الله مقام الشریف به ما رسید.
این عالم مجاهد عمری را صرف ترویج دین مبین اسلام اعم از بیان احکام و آیات اله متعال و روایات معصومین در منابر و خطبه های نماز جمعه و تالیف کتب اخلاقی و ... نمودند.
این ضایعه را به امام زمان -عج-، رهبر معظم انقلاب اسلامی، حوزه های علمیه، جامعه روحانیت و مردم شریف استان مازندران و خاصه بیت معظم له و بازماندگان تسلیت عرض می نمایم.
از خداوند متعال برای ایشان علو درجات در آخرت، رحمت و مغفرت الهی و برای بازماندگان صبر مسئلت دارم.
۹۸-۱۱-۱۹
سیدمحمدجواد حسینی تبار
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و العاقبه للمتقین
اینجانب انتصاب شایسته حجت الاسلام محمدصادق محمدی لائینی را به سمت امام شهرستان نکا تبریک عرض می نمایم.
ان شاء الله انتصاب و حضورشان در شهرستان موجب خیر و برکات گردد.
انتظاراتی از ایشان نسبت سفارش به مسائل فرهنگی و تبلیغ علنی در اشاعه شعائر دینی که متاسفانه از طرف ادارات مذهبی نسبت به این موضوع در سطح شهرستان به شدت کوتاهی شده است می رود که ان شاء الله مورد توجه و عنایت قرار بگیرد.
توفیقات روز افزون ایشان را از خداوند متعال و امام زمان عج الله خواستارم.
والسلام علی عبادالله الصالحین
سید محمدجواد حسینی تبار
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین والصلاة والسلام علی اشرف الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم مصطفی محمد و آله الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین
یکی از مباحثی که خیلی برای شیعه مهم است بحث فاطمیه است چون هم هویت و شناسنامه شیعه است هم ارزش واقعی شیعه وابسته ی به آن است یعنی اگر مخدوش بشود شیعه استحاله خواهد شد.
شاید سوال مطرح بشود فاطمیه بحث اسلام است چرا اسلام از بین نمی رود ولی شیعه از بین می رود؟!
جوابش اینست که بین هویت اسلام و هویت شیعه فرق است. هویت اسلام اعم از دو مذهب است شیعه و سنی.
ولی هویت شیعه بسته به چند مساله است که اگر غدیر اتفاق نمی افتاد و علی معرفی نمی شد، ثقیفه اتفاق نمی افتاد و علی سکوت نمی کرد، هتک حرمت اتفاق نمی افتاد و صبر نمی کرد هم اسلام خواه یا ناخواه از بین می رفت هم اسمی از شیعه نبود. چون شیعه مدیون حضرت زهراست.
بله شیعه نبود اگر فاطمیه نبود عاشورا نبود اگر فاطمیه نبود چون اتفاقات عاشورا نشات از فاطمیه و کوچه های بنی هاشم است.
علامه امینی با یکی از بزرگان اهلسنت مناظره می کند به علامه می گوید علامه چرا برای حسین دو ماه عزا می گیرید ولی بقیه اهلبیت نه؟
فرمود مولوی بخاطر اینکه کلاهی که در فاطمیه سر ما رفت در عاشورا نخواهد رفت.
اینکه می گوییم فاطمیه هویت شیعه است اینجاست که اگر کسی نداند اهل سنت می گویند آهای تشیع ما هم انجام شعائر دینی را قائلیم در ایام موالید جشن می گیریم در ایام شهادات عزا و مقتل می خوانیم.
اما جواب می دهیم بله در تعظیم شعائر با هم مشترکیم اما این فرع دین است اصل دین دفاع است چرا دفاعیه ندارید؟
استاد ما می فرمود با بزرگان اهلسنت عربستان به مناظره دعوت شدیم بحث از غدیر و فاطمیه شد جوابی نداشتند.
نمی توانند هم جواب بدهند چون در کتاب خودشان سند دارند آن هم اسناد قوی.
شبهه بگویم که وهابیت به جان شیعه بی مطالعه انداخته مثلا
فاطمه زهرا بمرگ طبیعی از دنیا رفته...
دفاع از فاطمه برای همه است. حضرت زهرا فقط برای سادات نیست برای هر کسی که محبش باشد هم هست این روایت است.
اگر بخواهیم جواب بگوییم از خود کتب آنها و اسناد آنها جواب می گوییم...
کسی که بزرگ طبیعی بمیرد سقط جنین دلیل بر مرگ طبیعی است؟
مسمار در دلیل بر مرگ طبیعی است؟
اینکه فاطمه زهرا پشت درب باشد لگد به درب بزنند چهل مرد از روی درب عبور کنند دلیل بر مرگ طبیعی است؟
اینهاست که حقانیت شیعه را می رساند و جوابی برای اهل سنت نیست برای این سوالات که پا به فرار می گذارند
بله اگر فاطمیه و اتفاقات فاطمیه نبود نه محرم و صفر بود نه عزاداری های ما.
حسینیه روستای حاجی محله
![]()
بسم الله الرحمن الرحیم
خبر شهادت سردار ولایت، عمار ولایت، مدافع انقلاب و رهبری، مدافع خستگی ناپذیر مظلومین سردار مقاومت و هشت سال دفاع مقدس بما رسید.
اینجانب شهادت حاج قاسم سلیمانی و همراهان این شهید بزرگوار را به ساحت مقدس امام زمان عج رهبر مظلوم و تنهایم امام خامنه ای و خانواده ی این شهیدان و مردم شریف ایران تبریک و تسلیت عرض می نمایم.
۱۳دیماه۹۸
سیدمحمدجواد حسینی تبار
در جمع مدرسان و مدیران قرآنی بسیج خواهران شهرستان نکا
مکان سپاه ناحیه نکا
بسم الله الرجمن الرحیم و العاقبة للمتقین
۱.یکی از مسائلی که برای همه ی موجودات عالم خصوصا انسان مسلم است مرگ است که خداوند برای اهل عالم راه فراری قرار نداده است.
۲.مسائلی وجود دارد که مرگ به تاخیر می افتد اما اینکه مرگ نباشد امکان ندارد.
۳.انسان تا فرصت دارد هم بفکر آخرت باشد هم بفکر حساب رسی خود.
۴.برای انسان دو قیامت وجود دارد یکی قیامت صغری که در دنیاست و یکی قیامت کبری که در آخرت است.
سند آیه و من یعمل مثقال ذره خیراً یره و من یعمل مثقال ذره شراً یره
که انجامش در دنیاست برای ایمان آوردن به آخرت که در آخرت هم اتفاق می افتد.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و العاقبه للمتقین
اینجانب بعنوان یکی از شاگردان مکتب جعفری و حضرت آیت الله حاج شیخ محمدباقر محمدی لائینی انتصاب شایسته ایشان را با نگاه ولایی امام المسلمین جهان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای به نمایندگی ولی فقیه در استان ولایت مدار مازندران و امامت جمعه ساری را تبریک و تهنیت عرض مینمایم.
برای ایشان جایگاه رفیع معنوی در تحت توجهات حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف را خواستارم.
۹۸-۰۹-۱۱ سیدمحمدجواد حسینی تبار
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین ثم الصلوة و السلام علی رسول الله و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین
و اما بعد قال الله تعالی اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون
عرائض در دو بخش کوتاه ان شاء الله مورد عنایت و توجه همگان قرار بگیرد.
بخش اول پیرامون قبل مرگ است:
یکی از مسائلی است که مخلوقات بخواهد یا نخواهد در سرنوشت آنهاست؛
کل نفس ذائقه الموت ثم الیه ترجعون.
در آیه ی شریفه دو نکته وجود دارد:
نکته ی اول کل نفس است: یعنی تمام موجودات که صاحب نفس و دم و باز دم است انسان باشد حیوان باشد گیاه باشد.
نکته ی دوم الیه ترجعون است: یکی از عواملی که باعث می شود انسان از مردن بترسد اینست که نمی داند بعد از مرگ به کجا می رود اگر انسان بداند مرگ یعنی ملاقات با خدا هر لحظه بفکر مرگ است.
جبرئیل امین آمد محضر پیغمبر که حامل سلام از طرف خدا به حضرت زهرا بود. ابلاغ سلام را به پیامبر داشت و فرمود خداوند عرضه داشت هر دعایی که دخترت فاطمه داشته باشد اجابت می کنم.
پیامبر سخن خدا را عرضه داشت حضرت فرمودند یا رسول الله دعایی جز ملاقات با خدا ندارم.
انا لله و انا الیه راجعون ترس از مرگ بخاطر همین است چون یقین نداریم که مرگ یعنی ملاقات با خدا.
بخش دوم که اتمام عرائض باشد پیرامون قبر تا قیامت است که روایت است وقتی انسان روح از بدنش خارج بشود پرونده اعمال انسان بسته می شود نه چیزی اضافه می شود نه چیزی کم ولی طبق روایاتی از پیامبر استثناءاتی نیز وجود دارد که فقط سه چیز به پرونده انسان اضافه می شود.
۱-صدقه جاریه؛
خیرات و مبراتی که انسان در طول روز انجام می دهد صدقات مالی باشد، اذکار باشد یا قرائت قرآن باشد اموات را هم شریک خیرات کنیم.
ان شاء الله اموات و گذشتگان در قیامت با پیامبر محشور بشود.
۹۸-۰۸-۰۹
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین والعاقبة للمتقین
۱.امام رضا-علیه السلام-در نیشابور مهمان پیرزنی بودند در وقت خارج شدن از نیشابور از امام رضا-علیه السلام-سوال می کنند یابن رسول الله باز هم امکان زیارت فراهم است؟
فرمودند در دنیا نه ولی در آخرت ملاقات خواهیم کرد؛
۲.محبت اهل بیت هم در دنیا بدرد ما میخورد هم در آخرت؛
۳.امام رضا-علیه السلام-فرمودند هر چقدر در دنیا به زیارت من بیایید من هم سه جا به ملاقات شما خواهم آمد که یکی لحظه جان دادن است یکی در شب اول قبر است و یکی در قیامت و زمان حساب و کتاب؛
۴.اگر میخواهیم ارادات و زیارات ما قبول بشود از کسانی استفاده کنیم که نزد خداوند با آبرو هستند خصوصا مادر چون اگر شیر پاک مادر در مجالس اهل بیت نبود ما ارادت و محبتی نسبت به اهل بیت نداشتیم؛
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و العاقبة للمتقین
خیلی مواقع ما در مجالس تشیع ختم و ... شرکت می کنیم اما وقتی میخواهیم باین فکر کنیم که یه لحظه ای مرگ سراغ ما هم خواهد آمد بی قرار می شویم یا دنیا روی سر ما خراب می شود.
از خودمان باید بپرسیم که چرا آنقدر انقدر که از مرگ می ترسیم از زنده بودن و زندگی نمی ترسیم؟
علت اینکه از مرگ انسان می ترسد چند چیز است:
۱.نداشتن اعتقاد به معاد و آخرت و یا ضعف ایمان ما؛
اگر باور داشته باشیم دنیا زندان برای مومن است و آخرت بهشت ترسمان کمتر می شود.
۲.دلبستگی به دنیا و اموال دنیا؛
تعلقات دنیایی برای انسان دلبستگی شدید ایجاد می کند که جدایی برای انسان سخت می شود.
آمد محضر رسول اکرم که من از مرگ می ترسم.
سوال فرمودند مال و ثروت دارید؟
عرض کرد بله.
فرمود بخاطر همین موضوع است چون دلبستگی به مال و ثروت داری
۳.دفترخوبیها خالیست ولی دفتر بدیها پر است؛
اکثر بد جان دادنها بخاطر خطاهای ما در زمان حیات است که امام معصوم می فرماید اگر بخاطر گناه انسان دچار بلا و بیماری نشد در زمان مرگ و بخاطر بدجان دادن از معاصی پاک خواهد شد.
۴.عدم اطلاع از حقیقت مرگ؛
حقیقت مرگ در یک آیه ی شریفه است "انا لله و انا الیه راجعون"
بسم الله الرحمن الرحیم و العاقبة لاهل التقوی و الیقین
انسان اگر میخواهد در قیامت با پیامبر محشور بشود طبق روایت از نبی مکرم اسلام باید خصوصیات چند دسته را دارا باشد:
۱.از کسانی باشد که مهر و محبت پیامبر در دلش باشد؛
من احب قوما حشر معهم: کسی که گروهی را دوست داشته باشد با آن گروه محشور می شود.
۲.از کسانی باشد که دارای حسن خلق باشد؛
اقربکم منی مجلسا یوم القیامه احسنکم اخلاقا: کسیکه اخلاقش نیکوتر است در قیامت در همنشینی بمن نزدیکتر است.
۳.از کسانی باشد که زیاد بر پیامبر صلوات میفرستد؛
اولی الناس فی یوم القیامه اکثرهم علی صلاه فی دار الدنیا: سزاوارترین مردم بمن در روز قیامت کسی است که در دنیا بیشتر از همه بمن صلوات بفرستد.
۴.از کسانی باشد که در سلام کردن بخیل نباشد؛
اولی الناس بالله و برسوله من بدا بالسلام:نزدیکترین مردم به خدا و پیامبر کسی است که در سلام کردن پیشی بگیرد.
بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله تبارک و تعالی اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا لله و انا الیه راجعون
خبر رحلت عالم فرزانه، روحانی انقلابی و بابصیرت و بیدار، امام جمعه موقت شهرستان نکا و نماینده ولی فقیه در سپاه سیدالشهدا مرحوم حجت الاسلام والمسلمین مختار نظری -رحمه الله علیه- موجبات تاثر را فراهم نمود.
اینجانب رحلت این روحانی انقلابی و مدافع حریم ولایت و انقلاب و رهبری را به ساحت مقدس امام زمان علیه السلام جامعه روحانیت و تخصیصاً بیت معظم له تسلیت عرض می کنم.
از خداوند منان برای ایشان رحمت و مغفرت الهی و علو درجات و حشر و نشر با معصومین و برای خانواده صبر را خواستارم.
۲آبانماه۱۳۹۸ سیدمحمدجواد حسینی تبار
۱.عیار انسان بسته به چیزهایی است که برای آن ارزش قائل است.
۲.ما برای اهلبیت ارزش قائلیم چون اهلبیت برای دین زمان خود و آینده ارزش قائل شدند و همه چیزشان را فدا کردند.
۳.اگر بخواهیم عیار خودمان را با غبار اهلبیت بسنجیم لازمه اش چند فاکتور است:
الف.شناخت اهلبیت
شناخت اهلبیت از دو راه امکان دارد:
۱.شناخت شناسنامه ای که گذراست و پایدار نیست؛
۲.شناخت و معرفت از روی یقین که پایدار است.
ب.در مسیر اهلبیت قرار گرفتن
باید متوجه بشویم کنیه اهلبیت چیست و چرا به این القاب نامیده شدند و سرِّ این موضوع چیست؟
وقتی به سرش دست پیدا کردیم باید جا پای اهلبیت بگذاریم و در مسیرشان حرکت کنیم.
حرم شهدای گمنام شهرستان نکا
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
در فقه ما احکام به سه بخش تقسیم می شود:
یک بخش به صرف عمل اثرگذار هستند مثلاً پاک کردن محل نجاست که برای خدا باشد چه نباشد یا پاک کردن لباس نجس که برای خدا باشد چه نباشد ولی تایید روی صحت نماز دارد که نماز خواندن با لباس نجس باطل است نماز خواندن در محل نجس باطل است یا اگر بدن با بول یا غائط نجس شود نماز باطل است بدن انسان با جنابت نجس میشود نماز باطل است اینها روی نماز اثرگذار است اینها روی عبادات اثرگذار است.
یک بخش صرف عمل هستند تاثیر گذار هم هست اما یک چیز هم به آن اضافه میشود یعنی قربة الی الله است یعنی برای نزدیک شدن به خدا با همان شرایطی که در شریعت آمده عمل میکنیم که اثرگذار است.
مثلاً یتیم نوازی که از محبت درون باشد یا اکراه چون بخاطر تقرب به خداست این هم اثرگذار است و خودمان را مجبور به انجام این عمل میکنیم.
یک بخش صرف عمل هست ولی وقتی تاثیر گذار است که به خاطر خدا و برای خدا باشد یک فرق با نکته قبلی دارند که در کار قبل ما برای نزدیک شدن به خدا این کار را انجام میدهیم اما در نکته سوم هم به خاطر خداست هم برای خدا.
نمونه اش در زیارت اگر بخواهیم بفهمیم زیارت ما قبول است چند دستور آمده که یکی از آن اخلاص در زیارت است یا نماز از شرایط قبولی نماز اخلاص در نماز در اعمال دیگر هم همینطور اخلاص قاطی آن است.
یک مساله دیگر که بحث ماست این است که خیلی از ماها این اعمال و افعال را انجام میدهیم اثر گذار هم هست اما یکی وقتی یک کسی هم پیدا میشود دنبال این است که میخواهد ویتامین اعمالش بیشتر بشود میخواهد بیشتر لذت ببرد از نماز از زیارت چه کنند؟
بالاتر از اخلاص معرفت در افعال و اعمال است.
معرفت مانند خاک خوبی در زمین است برای رشد گیاه.
باغدار برای رشد درخت و گیاه هر سمی هر کوی و هر خاکی را استفاده نمیکند.
وقتی در دلمان از محبت و معرفت خبری نباشد هیچ عملی تأثیرگذار نیست.
با این حال میبینیم خیلی از زائرین که از مکه و عتبات و غیر میآیند بعد از مدتی آن حال دینی از بین می رود و می شود همان شخص ثابت چرا؟ چون معرفت از زیارت و معرفت در زیارت ندارد.
شب اربعین سیدالشهداست خیلی ها زائر عتبات عالیات هستند کربلای معلی هستند خدا رحمت کند استاد حضرت آیت الله العظمی بهجت آسیدعلی اقا قاضی طباطبایی را به ایشان فرمودند در عالم رویا ای کاش من زیارت عاشورا را هر روز میخواندم نه هفته یک مرتبه.
همین زیارت رفتن ها پیاده روی ها سابقه تاریخی دارد سابقش کجاست؟ دو شخصیت سیدالشهدا را پیاده زیارت کردند یکی جابر دیگری حضرت زینب و ما اگر این کار را میکنیم یکی به خاطر پیشینه تاریخی است و دیگری معرفتی است.
خیلی از ماها فکر می کنیم زیارت یعنی از نزدیک زیارت کردن برویم حرم و ضریح را پچسبیم باین می گویند زیارت. از راه دور هم می شود زیارت کرد. هر چند بهتر است که زیارت از نزدیک باشد ولی کسی که چاره ندارد می تواند از راه دور زیارت کند.حتی در منزل ما نمی توانیم زیارت کنیم
از امام صادق است که امام صادق به یکی از محبین فرمودند آیا هر روز جدمات سیدالشهدا را زیارت می کنید؟ عرض کرد نه هفته یک بار چطور؟ عرض کرد نه ماه یکبار چطور؟ عرض کرد نه سال یک بار چطور؟ عرض کرد نه
امام صادق فرمودند به سال بگذرد هر کسی زیارت نکند جدمان سیدالشهدا از ما نیست
یابن رسول الله من چه کار کنم؟ فرمود شما رو به حرم جدمان بشوید و سلام کنید
همین زیارت عاشورا زیارت مستقیم سیدالشهدا
زیارت ها معرفت می آورد.
معرفت نسبت به اهل بیت دو مدل تعریف دارد:
1.شناختی که به تدریج با عمل به دستورات در سیره بزرگان یا بزرگ شدن و شرکت کردن در مجالس بدست می آیند. در خانواده مذهبی رشد کرده ذره ذره در موقعیت های مختلف محبت بیشتر میشود
2.شناختی که بر پایه ایمان باشد برپایه تصدیق باشد.
این شناخت را هر کسی ندارد نگاه کنیم خیلی از مستشرقین را خیلی از کفار را که در زندگانی معصومی تحقیق میکنند ولی تحقیق معرفت نمی آورد برای آنها.
می بینیم هر چقدر شناختشان بیشتر میشود کینه شان هم بیشتر میشود.
زمانی که آمدند امام حسین فرمود شما که مرا می شناسند می دانند از چه خانواده هستم که گفتند بغضا لابیک
اینکه می گویم زیارت باید با معرفت باشد میدانید کجاست؟ روایت است از امام صادق فرمودند اگر کسی قبر امام حسین را زیارت کند البته با معرفت برای او درجه اعلی علیین مینویسند و در روایت دیگر می فرماید مانند کسی است که در رکاب پیامبر به حج رفته
اینها در زمانی است که زیارت با معرفت باشد اگر با معرفت نباشد اینها به دست میآید
مخلص کلام طبق دو تعریف از معرفت باید گفت که معرفت دو بعد دارد
یک بعد معرفت شناسنامهای است اسمش چیست فرزند کیست چه روزی به دنیا آمده چه روزی به شهادت رسیده است
بعد بعدی معرفت کُنیه ایست. کنیه لقب است
بین این دو بعد از همه مهم تر بُعد دوم است یعنی اسرار اهل بیت در مورد دوم نهفته است یعنی چه؟
اینکه میگویم اباعبدالله یعنی چه؟
اینکه در زیارت عاشورا آمده یا ثارالله و ابن ثاره یعنی چه؟
اینها کنیه ابا عبدالله است که از اسرار امام حسین است که اگر ما میخواهیم معرفت پیدا کنیم به سیدالشهدا اینها را باید بفهمیم
روستای اسکاردین
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
در جلسه قبل روایت این کردیم که هر دو از پیغمبر که اگر اولی را قبول کنیم دومی را نه نمی شود چونن نقل از پیغمبر است اگر دومی را قبول کنیم علی و فاطمه میروند کنار باز هم نمیشود چون نقل از پیغمبر است که الفاطمه بضعة منی یا باید هر دو را رد کنیم یا باید هر دو را قبول کنیم
اینها را گفتیم تا بدانیم چه جنایتی بر علیه جهان اسلام و شیعه آوردند
این که بگوییم هر روایتی از پیغمبر داریم و سند است و باید عمل شود جور درنمیآید
خوب است چند عجیب و غریب بگویم آشنا بشویم
1.یکی از مبطلات نماز جنابت است پیغمبر فرمود هر کسی جنب شود آثار جنابت را از لباس خود از بین ببرد بدون شستن مثلا با ناخن از بین ببرد می تواند نماز بخواند
2.اگر به شخص بالغ از شیره این خانمی بخورد اگر شیرخوار دختر باشد به شوهر و پسران و اگر پسر باشد به او و دختران محرم می شود
اینها جنایت استکه بر پیغمبر و اسلام آوردند
اگر بخواهیم عمل کنیم شرع می گوید نه عقل باید بگوید چون نقل از رسول الله است باید عمل کنیم
اینجا امام صادق به ما می گوید حدیثی قابل عمل است که مطابق با قرآن باشد اگر مطابق نبود بکوبید به دیوار یا به نقلی زیر پا له کنید
این روایات چهار نکته دارد
نکته اول بر تمام شیعیان واجب است اتفاقات از زمان پیغمبر تا امام زمان را بدانند و آن آگاهی داشته باشند که به این میگویند معرفت
نکته دوم خداوند به انسان دو گوش داده و بین این دو گوشم مغز است ما هم در شنیدن استادیم اما در فکر کردن و عمل کردن خنثی
نکته سوم قرآن خیلی تاکید دارد بر روی تفکر تمام این تک روی ها و منیت ها به خاطر نداشتن عقل است
نکته چهارم اسلام دین تحقیق و تبلیغ است نه دین تقلید مراجع فرمودند فقط در احکام دین تقلید کنیم نه در اعتقادات و افرادی که اسلام را بدون تحقیق قبول کردند قرآن این افراد را نادان خطاب کردیم
خلاصه کلام جنایاتی که بعد از رحلت پیغمبر اتفاق افتاده حکایت از تقلیدی بودن دارد و اگر تحقیق باشد متوجه میشویم دین چیست و چه میگوید و چه کسی بر حق است
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
با یک بنده خدایی بحثمان شد که مدعی بر این بود هر حدیثی که از پیغمبر داریم باید به آن عمل کرد چون روایت نقل از پیغمبر است و قال رسول الله هست
سوال کسی از ما چقدر از اتفاقات بعد از پیغمبر باخبر است چقدر از منبریهای ما بیان کردند؟
بعد از رحلت رسول الله یک سری اتفاقات بر علیه اسلام میافتد که مشهورش شورای سقیفه است اما بیشتر از آن و مهمترین آن این هاست
1.سه روز پیکر پیغمبر بدون غسل و کفن و نماز در منزل می ماند نه اینکه این کار را نکرده باشند نمیشود امام معصوم باشد ولی واجبات را انجام نداده باشد حتماً انجام دادند ولی مصلحت این بود که آشکارا نباشد
2.خلیفه دوم مدعی می شود که پیغمبر از دنیا نرفته است مانند موسی که ۳۰ روز به کوه برای عبادت رفت و بعد با حضور خلیفه اول مجبور شد خجالت بکشد
3.اهل مدینه هر روایت مکتوبی که از پیامبر دارند جمعآوری کنند و مراسم حدیث سوزان انجام دهند
4.معاویه بن ابی سفیان چه نفر از محدثین را جمع میکنند با کیسه های پر از سکه های طلا برای احادیثی به نفع خلفای ثلاث و خصوصا خلیفه دوم نقل از پیغمبر بنویسند.
شیعه ۴ کتاب حدیث معتبر بیشتر ندارد فکر میکنید چند حدیث در این کتاب ها نوشته شده است؟
مهمتر از همه است این کتابها را هم نمی دانیم البته به درد ما نمیخورد برای طلبه هاست.
اساتید میگفتند که کسبه ها قبل از اینکه درب مغازه را باز کنند اول میرفتند پای درس اساتید احکام حلال و حرام را یاد میگرفتند الان رساله توضیح المسائل را هم نگاه نمی کنیم چه برسد به اینکه برویم حوزه ببینیم که گفته میشود.
در کتاب کافی شیخ کلینی ۱۶۱۹۹ حدیث در کتاب من لایحضره الفقیه شیخ صدوق ۵۹۶۳ در کتاب تهذیب الاحکام شیخ طوسی 13۵۹۰ حدیث و در کتاب استبصار فیما اختلاف من الاخبار شیخ طوسی ۵۵۱۱ حدیث که جمع همه اینها می شود 41263 حدیث می شود.
علامه مجلسی وقت صرف کرده ۳۶ سال ۱۱۰ جلد کتاب نوشته بنام بحارالانوار با ۸۵ هزار و ۱۷۳ حدیث یعنی ۴ جلد کتاب که اسمشان بیان شد نطفه این کتاب هم نمی شوند ولی همین علامه مجلسی در مقدمه کتاب خودش می نویسد خیلی از این روایات قابل قبول نیست حالا یکی مثل من بیسواد بیاید بگوید روایات پیغمبر همه اش قابل قبول است و سند است و ۱۰۰ درصد معتبر
من دو روایت از پیغمبر نقل می کنم شما بگویید کدام صحیح است و کدام باطل هر دو هم از پیغمبر نقل شده
حدیث اول در قیامت امیرالمومنین و فاطمه در کنار حوض کوثر به من ملحق می شوند
حدیث دوم در قیامت و در کنار حوض کوثر غیر از خلیفه دوم کسی به من ملحق خواهد شد
این دو روایت از پیغمبر ما اگر اولی را قبول کنیم دومی میشود غیر قابل قبول اگر دومی را قبول کنیم روایت اول که امیرالمومنین و فاطمه از پیغمبر هستند در حق شان جفا می شود که شرح و تفصیل این دو روایت انشاالله جلسه بعد
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
طبق روایت امام صادق همه ی حدود ایمان حول محور هم هستند
اگر یکی جدا بشود ما بقی قبول نخواهد شد و مهمترین این ارکان ولایت پذیری است بدلیل اینکه1.شاه کلید مقبولیت ارکان دیگر است2.تمام ارکان در تحت الشعاع آن قرار دارند.
چنانچه کسی ولایت را معتقد نباشد در احکام شرعی ماست اگر ولایت معتقد نباشیم نماز درست نیست و شرط قبولی نماز ما شرط ولایت است و شرط قبولی اعمال شرط نماز است.
که امام باقر فرمودند ستون و ارکان اسلام 5 تاست و مهمترینش ولایت است که امام باقر در ادامه روایت فرمودند وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ مردم از این چهار رکن که نماز باشد زکات باشد روزه باشد حج باشد و ولایت چهار مورد اول را گرفتند ولی ولایت را قبول نکردند.
آمد سوال از امام سوال کرد که کدام از همه برتر است؟ فرمود ولایت چون ولایت کلید همه ی اینهاست و والی کلیددار دلیل و راهنماست یعنی امام معصوم راهنماست و اعمال دینی و شرعی بدون راهنما مورد قبول نخواهد بود.
مجدد سوال کرد بعدی کدام برتر است؟ فرمود نماز بدلیل اینکه نماز ستون دین است. قال رسول الله ان الصلاة عمود الدین
مجدد سوال کرد بعدی کدام برتر است؟ فرمود زکات بدلیل اینکه خداوند زکات را دوشادوش نماز قرار داد وَ أَقیمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّکاةَ وَ ارْکَعُوا مَعَ الرّاکِعینَ
مجدد سوال کرد بعدی کدام برتر است؟ فرمود حج بدلیل اینکه حج حق خداست و برای خداست وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَیْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَیْهِ سَبِیلًا
مجدد سوال کرد بعدی کدام برتر است؟ فرمود روزه
و در آخر باز هم از ولایت تاکید کردند فرمودند اگر کسی روزها روزه بگیرد از اموالش صدقه بدهد تمام عمرش حج بجا بیاورد ولی امر ولایت و ولی خدا را نشناسد تمام اعمال او از ثواب نه خبری هست نه اهل ایمان خواهد بود.
شب هفتم ماه صفر98/7/13
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
قال محمد بن علی علیه السلام:بُنِیَ الْإِسْلَامُ عَلَى خَمْسٍ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الزَّکَاةِ وَ الصَّوْمِ وَ الْحَجِّ وَ الْوَلَایَةِ وَ لَمْ یُنَادَ بِشَیْءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَةِ
روایاتی از معصوم برای ما وارد شده که حکایت از این دارد که اسلام چند ستون دارد و اگر کسی معتقد بر این ستون ها پایه ها و ارکان باشد چه عملا چه قلبا می تواند مسلمان بودن خودش را به رخ همه بکشاند.
آمد محضور امام صادق گفت میخواهم با حدود و ایمان آشنا بشوم. فرمود حدود ایمان چند چیز است.
1.شهادت به کلمه ی توحید اشهد ان لااله الا الله که برنامه ی تمام انبیاء از آدم تا خاتم بود برای اینکه انسان را از چیزی که بودند به سمت خدا پرستی بکشانند انسان را از کفر به توحید برساند از امت بت پرست رفته تا گوساله پرست و ماه و خورشید پرست.
فکر نکنیم ما چون مسلمانیم همه ی ما واقعا اسلام داریم نه.انسان می تواند با دو مدل مشرک بشود مدل اول شرک جلی است یعنی علنا بی اعتقادی به خدا را بیان کند و مدل دیگر شرک خفی خدا را قبول دارد ولی در بعضی جاها حرفهای کفر آمیز می زند چیزیکه دارد را از آن خدا نداند این از دایره اسلام خارج نشده ولی در مرز کفر قرار دارد چه در داشتن ها باشد چه نداشتن ها.
2.شهادت به کلمه ی نبوت اشهد ان محمد رسول الله اعتقادش بر این باشد که انبیاء علی الخصوص پیامبر آخر الزمان از ناحیه خداوند آمده و تمام گفته هایش گفته های خداست 3.اقامه نماز 4.ادای زکات 5.گرفتن روزه 6.انجام حج 7.تولی 8.تبری 9.همنشینی با راستگویان
در بین همه ی اینها از همه مهمترین ولایت است.
ولایت یعنی اینکه اشهد ان علیا و اولاده المعصومین حجج الله. اعتقادم بر این باشد که ائمه ولی ما هستند و واجب الاطاعه.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
یک مساله فقهی مقدمه بحث ما بشود و ان شاء الله به بحث اصلی بپردازیم
فقها برای اموات احکامی را بیان کردند که بعضی در رساله های توضیح المسائل نوشته هست و بعضی دیگر در کتب فقهی دیگر
یک مساله اینست که رسم است بین ما هر عصر پنجشنبه و صبح جمعه به زیارت اموات می رویم بعضی جاها هر روز اما زیارت اموات نکته دارد.
نکته اش اینست که هم حکم مستحبی دارد و هم حکم کراهتی که کمتر بیان می شود.
حکم مستحبی اینست که اگر کسی به زیارت اهل قبور می خواهد برود صبح ها برود
حکم کراهتی اینست که زیارت اهل قبور بصورت خصوصی در غروب کراهت دارد. دلیلش اینست که روایت است غروب اهل قبور مسلمان در وادی السلام نجف در کنار انبیاء و ائمه و صالحین هستند و جدا شدن از صالحین بواسطه زیارت خصوصی برای آنها آزار دهنده است.
این عمل فی نفسه حرام نیست اگر کسی میخواهد غروب به یارت اهل قبور برود دو کار انجام بدهد:
1.وقتی وارد قبرستان شد زیارت اقل قبور بخواند همان زیارت معمولی که در سر قبرستانها نصب شده السلام علی اهل لااله الا الله...
2.یک فاتحه دسته جمعی برای اهل قبور بخواند
بعد از این دو کار حال به زیارت خصوصی برود.
اما بحث ما...
در مجلس ترحیم شرکت کردیم در مجلس تشیع شرکت کردیم تسلی دادیم خانواده ی عزادار را، این مجالس ترحیم برای همه ی ما درس عبرت باید باشد که یک روزی هم نوبت ما می رسد که بر روی دوش مومنین با ذکر لا اله الا الله و محمد رسول الله.
مرگ چیزی هست که همه را شامل خواهد شد انسان و حیوان و گیاهان برای همه هست کل نفس ذائقة الموت. سوال: آیا خودمان را آماده کردیم؟
روایت از امیرالمومنین است خیلی ها از مرگ فرار می کنند ولی مرگ مانند سایه همراه انسان است.
یک سوالی که واقعا تعجب آور است اینست که بعضی از ما در مراسم غسل و کفن میت هستیم و مشاهده می کنیم وقتی میت را در قبر می گذارند نگاه می کنیم بدون هیچ ترسی، ولی وقتی حرف از این زده می شود که آقاجان یک وصیت نامه ای بنویس مرگ خبر نمی کند تنمان به رعشه می افتد و می لرزیم که هنوز فلانی جوان است یا باید زندگی وصیت چرا؟ آماده کردن کفن و قبر چرا؟
به دو دلیل ما از مرگ می ترسیم:
1.نمی دانیم بعد از مرگ به چه جایی می رویم با اینکه آیه ی قرآن است و همه ی ما هر روز کم و بیش می خوانیم: انا لله و انا الیه راجعون
2.بخاطر ا
ینست که ما آخرتمان مشکل دار است.
از اباذر غفاری سوال کردند چرا از مرگ میترسند؟ گفت: برای اینکه دنیای خودشان را خوب ساختند و آخرتشان را خراب کردند.
آخرت چگونه ساخته می شود؟ با همین کار دنیایی. مراقب خودمان باشیم
اواخر عمر امام حسن مجتبی صحابی آمد عرضه داشت یابن رسول الله نصیحتم کن. فرمودند استعد لسفرک زاد قبل حلولک
خودت را برای مسافرت آماده کن. مسافرتی که بازگشتی درش نیست. ما برای اینکه به مسافرت چند روزه برویم چکار می کنیم؟ چه وسائلی محیا می کنیم؟ مانند همین وسائل یک وسائل اخروی هم آماده کنیم که خداپسندانه باشد. قبل از اینکه قبض روح بشوی اماده باش با کوله بار فراوان به محضر خدا بروی.
اما نکته ی آخر
روایت از پیامبر. وقتی انسان قبض روح شد پرونده اعمالش بسته می شود نه چیزی کم می شود نه چیزی اضافه الا سه چیز:
1.صدقة جاریه،
اموات منتظر خیرات هستند منتظر مبرات هستند که ما بفکر آنها باشیم اگر کسی برای آنها صدقات بدهد خیرات باشد یا حتی به یک تلاوت قرآن صدقه برای آنها محسوب می شود.
فرزندان یادشان باشند اگر برای والدین خودشان که فوت کرده اند بفکرشن نباشند والدین حق عاق دارند.
والدین در دو زمان اجازه عاق کردن فرزند دارند 1.زمان حیات؛ که با آزار و اذیت البته این هم اضافه کنم که فرزند هم حق دارد والدین خودش را نفرین کند در صورت همان شرایطی که برای نفرین کردن والدین نسبت به فرزند هست همان شرایط برای نفرین کردن فرزند نسبت به والدین وجود دارد. 2.زمان ممات؛ که ما بفکر والدین نباشیم حتی به یک صلوات
2.ولد صالح یدعو له،
فرزندی که راه پدر را ادامه بدهد. همان راهی که خداپسندانه است که اگر کسی این فرزند را نگاه کند بگوید خدا فلانی را بیامرزد که چنین فرزندی تحویل جامعه و اسلام داد
خدایا عاقبت همه ی ما از احیا و اموات ختم بخیر بفرما
مرگ ما را مرگ با عزت قرار بده
اهلبیت وقت احتضار، شب اول قبر و روز قبامت بر بالین ما جهت شفاعت حاضر بفرما
مکان: فاطمیه زاغمرز شهرستان بهشهر
بسم الله الرحمن الرحیم والحمدله رب العالمین
آغاز بحث را با چند موضوع و نکته داشته باشم.
نکته اول جامعه دو مدل است. خانواده، فراخانواده
نکته دوم هر کدام یا سالم هستند یا ناسالم
نکته سوم دو مدل از خانواده که بیان شد به هم وابستگی شدید دارند
همانطور که در نکات بیان شد ما دو مدل اجتماع داریم یک اجتماع کوچک هست که خانواده آن را تشکیل می دهد و یک اجتماع بزرگ هست که توده ی مردم تشکیل می دهند یعنی چندین خانواده که هر کدام از آنها یا سالم هستند یا ناسالم و بیمار.
سوالی اینجا مطرح می شود اینکه چرا هر دو تا(اجتماع کوچک و اجتماع بزرگ) را ما به دو قسم سالم و ناسالم تقسیم کردیم؟
جوابش خیلی ساده است:
بخاطر اینکه سالم و ناسالم بودن اجتماع بزرگ بسته به سالم و ناسالم بودن اجتماع کوچک است که اگر محیط خانواده سالم باشد فراخانواده که بیرون است نیز سالم خواهد ماند.
متاسفانه خیلی ها بر این باورند که جامعه بیرون ناسالم است ولی کسی متوجه این قضیه نیست که جامعه بیرون را همین جامعه درون که خانواده است تشکیل می دهدو سالم و ناسالم بودن یکایک اعضای خانواده موثر در بیرون است.
موضوع دوم که باید بحث داشت اینست که خانواده سالم و بعد از آن جامعه سالم چگونه بوجود می آید؟
در صورتی می توان جامعه ی سالم داشت که چند نکته در خانواده وجود داشته باشد:
1.اخلاق سالم در خانواده حکم فرما باشد؛
2.حقوق سالم در خانواده رعایت بشود؛
3.سازگاری بین اعضای خانواده باشد؛
4.در خانواده همکاری سالم باشد؛
5.رشد فکری سالم در کنار هم وجود داشته باشد؛
6.مشوق هم باشند؛
7.تربیت سالم صورت بگیرد.
این هفت موضوع هم ازمنظر روانششناسی اسلامی دارای بحث و نکات فراوان است هم از منظر روانشناسی غرب که ان شاء الله با فرصت فراوان از هر دو منظر بحث خواهیم کرد.
موضوع سوم که خیلی هم سوال هست اینکه باتوجه به حال و روز فعلی خانواده آیا می توان اساس خانواده را مستحکم کرد یا نه؟
بله استحکام خانواده در هر زمان امکان پذیرست بشرط اول اینکه بخواهیم دنبال استحکام باشیم دوم اینکه در کنار هم برای استحکام خانواده قدم برداریم سوم اینکه در کنار هم بودن چند نکته لازم است رعایت بشود
1.حسن معاشرت:
جامعه سالم و زنده با صنعت بدست نمی آید بلکه مصالح آن با دوچیز است: مناسبات اخلاقی- روابط حسنه و سازنده.
2.همکری و همدردی:
اسلام می گوید خانواده ای می تواند مستحکم باشد که خوشی یک نفر از اعضای خانواده خوشی همه ی خانواده باشد و مشکلات یکی از اعضای خانواده مشکلات همه ی خانواده ولی متاسفانه چون این نگاه در اعضای خانواده نیست بزرگترین ضربه در درون خانواده وجود دارد.
3.مشاوره با یکدیگر:
وجود روحیه مشورت در خانواده در عین ایجاد خانواده مستحکم و صمیمی بهترین محافظ در برابر مشکلات و موانع زندگی هم هست.
و نکته ی آخر
4.آشنایی کامل اعضای خانواده به حقوق و وظائف خودشان و همدیگر
یک دیگر از اصول اساسی که نظام حقوقی خانواده و فردی به آن تاکید فراوان دارد اینست که هر جا وظیفه ای وجود دارد کنارش حقی هم ثابت است. حق و وظیفه جدای از هم نیستند.
کسی هم نمی تواند بگوید من حق دارم اما وظیفه ندارم. و باید یکایک اعضای خانواده این حقوق و وظائف را بشناسند.
برنامه تابستانه دیار علویان-مشاوره ی رادیو ساحل-ساحل مروارید شهرستان نکا
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین
چون میلاد باسعادت حضرت معصومه و دهه کرامت است چند نکته پیرامون سیره تربیتی حضرت معصومه بیان کنم:
نکته اول شبهات حضرت معصومه با حضرت زهراست
1.بعد از حضرت فاطمه تنها بانویی که زیارتنامه ی ماثوره دارد حضرت معصومه است
که سه زیارت نامه برای حضرت نقل شده است یکی در مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی که مشهور است و دوتای دیگری غیر مشهور که اهل تحقیق می توانند با جستجوی ساده از فضای مجازی اینترنت آن دو زیارت نامه را هم پیدا کنند
2.در صدر اسلام دو دختر هستند که پدر بزرگوارشان به آنها فرموده فداها ابوها که این ابراز احسسات با پاسخ به سوال داده شد یکی از آنها حضرت فاطمه است که پیامبر فرمودند و دیگری حضرت معصومه که امام موسی کاظم فرمودند
نکته دوم حضرت معصومه با حضرت زینب است
1.بعد از حضرت زهرا تنها بانویی که لقب عالمه آل محمد گرفت حضرت معصومه هستند
2.تنها بانوی ال محمد که نتوانست فراق برادر را تحمل کند ولی در اینجا یک فرق با حضرت زینب دارد که حضرت زینب تحمل فراق سخت بود ولی به برادر رسید اما حضرت معصومه همراه برادر نبود.
اما نکته آخر در مورد سبک زندگی حضرت معصومه است:
دخترام ما مادران ما در سبک زندگی می توانند یکی از کسانی را که الگو برای خودان قرار بدهند این بانوی مکرمه هستند.
در زمانه ای که هجمه های عظیم فرهنگی غرب به جهان اسلام و دختران و زنان ما حمله ور می شوند که تنها هدفشان از بین بردن حریم زن و کرامت زن است.
دختران و زنان جامعه ما بایددنبال یک الگوی خوب برای خودشان باشند تا از این هجمه در امن قرار بگیرند که یکی از ایان وسیله ها و الگوها شناخت این بزرگوار است که دختران ما باید بدانند همانطور که این بانو به مقام عصمت رسید دختران ما هم می توانند با الگو گرفتن از عصمت این بزرگوار، روبروی هجمه قرار بگیرند و خودشان را مزین کنند به کرامت اخلاق و عفت.
این را هم بگویم که رسیدن به مقام عصمت این نیست که فقط برای 14معصوم باشد و حضرت معصومه!
نخیر! هر کسی می تواند به مقام عصمت برسند و از جایگاهی که این بزرگوار برخوردار بود اینها هم برخوردار باشند
برنامه تابستانه دیار علویان-مشاوره ی رادیو ساحل-ساحل مروارید شهرستان نکا
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین
فضای مجازی یکی از نسل جدیدی درفضای روابط اجتماعی است با اینکه عمر زیادی هم ندارد ولی خیلی خوب خودش را در زندگی و سبد فرهنگی مردم جا باز کرده.
من و شما که یکی از کاربران پر و پا قرص فضای مجازی هستیم مشاهده می کنیم خیلی ها در سنین مختلف و از گروه های اجتماعی و در فضای مجازی کنار هم قرار می گیرند و با تمام معایب و محاسن این فضا با هم در حال ارتباط گیری و کسب آشنایی هستند.
یکی از نکاتی که باید خیلی مورد توجه باشد اینست که همه ی ما میدانیم فضای مجازی هم خوب است هم بد وخیلی ها هم سوال می کنند خوب بودن و بد بودن یعنی اینکه انسان سر دو راهی قرار می گیریم که آیا از فضای مجازی استفاده کنیم یا نه؟
در مورد این نکته ی خیلی مهم سه نکته وجود دارد که لازمست بیان بشود
1.باید و نباید استفاده باید در مورد ماهوره باشد نه فضای مجازی؛
2.فضای مجازی یک واقعیت است که همه ی ما باید این واقعیت را قبول کنیم؛
3.الان مثل دوران مدرسه ی دهه70 به قبل نیست که مثلا معلمین و دبیران به دانش آموزان تکلیف درسی، استاد به دانشجو تحقیقی بدهد هزینه ی هنگفتی داشته باشند به این کتابخانه آن کتابخانه به این کتابفروشی آن کتابفروشی سر بزنند کتاب بخرند یا کتاب بصورت امانی بگیرند برای حل تکالیف و جمع آوری تحقیق. الان دانش آموز و دانشجو می تواند حل مسائل، تحقیق خود را از فضای مجازی دریافت کند.
بنابر این ما باید این سوال را داشته باشیم از خودمان که چگونه می توان فضای امنی برای خودمان و دیگران ایجاد کنیم؟
چگونه آسیبهای احتمای در فضای مجازی را کاهش بدهیم؟
اگر بدنبال این هستیم که بخواهیم آسیبهای فردی در فضای مجازی را کم کنیم باید چند نکته مد نظر باشد
1.در دنیای واقعی خودمان و خانواده را بخوبی کنترل کنیم و مراقبت کنیم که اگر این مساله اتفاق نیوفتد مسائلی مانند دوستی های زودهنگام با جنس مخالف پیش خواهد آمد.
2.در بیرون از خانواده فضای آموزشی با محوریت فضای مجازی ایجاد بشود.
امروز برای کنترل اطلاعات منابع مختلفی وجود دارد ولی کافی نیست. مثال تبلتهایی ویژه دانش آموزان در بازارهای فروش تلفن همراه وجود دارد با دسترسی محدود، با محتوای مناسب ولی قبل از این باید جامعه ی آموزشی ما فرهنگ سازی نسبت به این مساله داشته باشند.
3.آموزش های فردی برای نوجوان رادر نظر داشته باشند تا بتوانند ج.ان و نوجوان را از آسیب ها حفظ کنند.
برنامه تابستانه دیار علویان-مشاوره ی رادیو ساحل-ساحل مروارید شهرستان نکا
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
بحثم را با یک سوال شروع می کنم این که می گویند فلانی به زیارت فلان کس رفت یعنی چه؟
زیارت در فارسی و عربی به معنای دیدن و دیدار است یعنی دیدن خود شخص به شخصی که این عمل را انجام می دهد می گویند زائر.
اگر زائر در خانه شخصی برود و او را نبیند عمل زیارت را انجام نداده یعنی در واقع برای او برای زیارت رفته اما بدون اینکه زیارت کرده باشد برگشته.
اگر بخواهیم زیارت را در معنای حقیقی به کار ببریم یعنی اینکه آدم برود زیارت معصوم و امام معصوم را ببیند نه حرم او را.
اگر این اتفاق بیفتد این شخص این شخص زائر واقعی است اما از آنجا که لیاقت های همه در آن حد نیست که معصوم را ببینند زیارت حرم را مانند زیارت معصوم قرار دادند.
این جوری نیست که الان بگوییم کسی که رفت و حرم را دید ولی معصوم را ندید زیارت نکرده، آن هم زیارت کرده.
پس اگر کسی که حرم را ببیند گویا که امام معصوم را دیده این معنای عمومی زیارت است
خیلیها این مهلت را از اجل نگرفتند و به قول شهید کافی جوان ها پیر شدند پیرها مردند و کربلا را ندیدند.
از امام صادق روایت است کسی که اباعبدالله را در کربلا زیارت کنند مثل اینکه خداوند متعال را فوق عرش زیارت کرده.
زیارت یک اعتقاد ضروری در مذهب شیعه است . گاهی زیارت بستگان است گاهی زیارت اهل قبور است گاهی زیارت زائر اهل بیت است که امام رضا فرمودند کسی که زائر ما را زیارت کند گویی خودمان را زیارت کرده
به یک انقلاب و شوری در عالم تشیع است که سایر مذاهب از آن بهره نبردند
رفتن و خداحافظی کردن و برگشتن چاوشی خواندن دید و بازدید ولیمه دادن نشستن و تربت آوردن که حالت جوش و خروش خاصی دارد.
کربلای معلی خصوصیت خاصی دارد که کمتر توجه میشود
امام صادق می فرماید زائر در منزلش نیت می کند که به زیارت برود نوشته می شود و خداوند چهار هزار ملک می آورد که برای و خانوادش استغفار کند تا او برگردد
امام صادق می فرماید کربلایی هر جای دنیا که بمیرد قبرش محل زیارت ملائکه قرار می گیرد و آن ۴۰۰۰ ملک کنار قبر تا روز قیامت برای استفاده می کنند
در روایت داریم دو ملکی که سر شانه ها، کاتب سیات و حسنات هستند به کنار قبرش می آیند و تا ابد برایش استغفار می کنند
امام صادق میفرمایند اگر زائر امام حسین در هنگام رفت یا برگشت از دنیا رفت ما بر بدنش نماز می خوانیم
امام صادق می فرماید کسی که می خواهد خدا عاقبتش را بخیر کند به امام حسین و زیارتش علاقمند می شود
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
بعضی ها که چند دقیقه هم گناه کوچک و بزرگ بودند وقتی در مورد خداوند می فرماید خداوند بحث میکنیم خجالت می کشند به در خانه خداوند بیایند و مردم میگویند آیا خداوند ما را قبول میکند؟
آیا میشود این همه مدت که بازیچه دست شیطان بودیم و آلوده شدیم ما هم توبه کنیم و آدم بشویم؟
آیه قرآن است قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنْفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ
در جلسه قبل عرض کردیم که امام صادق در ذیل آیه وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ شیطان شش خواسته از خداوند داشت و خداوند همه ی آنها را اجابت کرد
در ادامه این موضوع روایت از امام باقر است که حدیث قدسی است می فرماید در زمان درخواست شیطان از خداوند آدم ابوالبشر حضور داشت وقتی خواسته شیطان تمام شد آدم گلایه کرد خدایا شیطان را بر من مسلط کردی برای من و اولاد من چه کار میکنی؟
فرمود یا آدم شیطان درخواست کرد تو هم درخواست کن
فرمود خدایا من صلاح خودم و اولاد خودم را از تو می خواهم تا بتوانیم در مقابل مکر و حیله شیطان در امان باشیم.
حرفهای آدم که تمام شد خداوند فرمود یا آدم من چیزهایی را در دنیا برای فرزندان تو قرار دادم که میتوانند در مقابل مکر شیطان از آن استفاده کنند
1.هرگاه قصد معصیت کنند و آن را انجام ندهند گناهی برای شما نوشته نخواهد شد
2.هر گاه معصیت کنند و آن را انجام دهند تا هفت ساعت برای شما مهلت توبه قرار داده شده یعنی در این هفت ساعت گناهی ثبت نخواهد شد اگر توبه نکرده فقط یک گناه در نظر گرفته می شود
3.اگر قصد بندگی و کار خیر کنند ولی موفق به انجام آن نشوند یک ثواب در نظر گرفته می شود
4.اگر قصد بندگی و کار خیر کنند و موفق به انجام آن بشوند ده ثواب در نظر گرفته می شود
5.اگر معصیت کنند پشیمان و استغفار کنند گناهان بخشیده خواهد شد
6.هرگاه تا روز قیامت از فرزندان تو فرزندی زاده شود خداشناس باشد دیندار باشد
7.در برابر هر یک از فرزندان تو یک ملکی از ملائکه مقرب قرار می دهم تا از شر و شیطان حفظ کند
8.تا روح در بدن فرزندان تو وجود دارد توبه را برای ایشان قرار دادم تا طلب استغفار کنند و توبه ی آن قبول می گردد
9.اگر گناهی داشته باشند و فراموش کنند هر زمان که استغفار کنند در قیامت آنها بخشیده خواهند شد.
عظمت خدا را ببینید شیطان ۶ خواسته داشت اجابت شد ولی در عوض خداوند نه نقطه آرامش برای انسان قرار داده استوقتی آدم این موارد را شنید فرمود خدایا برای من کافیست راضی شدم
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
خداوند در روز الست یعنی عالم ذر یعنی قبل از خلقت انسان از نور به خاک از انسان عهدی گرفت که تا آخرین لحظه عمر باید ان را وفا کند
عهد چیست؟
أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ
این دستورات خود از سه طریق به انسان ها رسیده
اول توسط پیامبران:
تمام پیامبران از آدم تا خاتم آمدند تا سنت شکنی کنند پیروی و عبادت شیطان و رذالت هارا
دوم توسط عقل:
تعقل با برهان و دلایل عقلی با زبان بی زبانی به انسان می فهماند کتاب تا بگوییم لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَریکَ لَهُ إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَ إِیَّاکَ نَسْتَعینُ و نباید جز خدا را پرستش و اطاعت کرد
چرا این عهد گرفته شد؟
روایت از امام صادق است: زمانی که خداوند دستور سجده بر آدم را داد ابلیس گفت خدایا بیخیال سجده کردن من در برابر انسان باش ولی در عوض طوری عبادتت می کنم که مثل آن را نه ملائک داشته باشند نه انبیا خداوند فرمود نیازی به آن عبادتی که تو میخواهی من دارم و ابلیس اخراج شد
ابلیس سوال کرد خداوندا این چگونه با عدالت سازگار است پس ثواب اعمال من چه میشود؟
خداوند فرمود برای ثواب اعمال و عبادت های خود از هر چه می خواهی از من طلب
ابلیس شش چیز طلب کرد:
1.عمر من را تا روز قیامت باقی بگذار.
خداوند همه تا معلوم عمر داره إِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ حالا وقت معلوم چیست؟ بماند
2.من بر تمام انسان ها مسلط شوم
خداوند فرمود تمام انسانها برای تو الا یک عده إِلَّا عِبَادَکَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِینَ حالا آن یک عده کسانی هستند بماند
3.من مانند خون در رگهای بنی آدم در جریان باشم
خداوند فرمود قبول کردم
4.هیچ فرزندی بر بنی آدم نده مگر اینکه برای من دو فرزند و برای بنی آدم یک فرزند
خداوند فرمود قبول کردم
۵ من فرزندان بنی آدم را ببینم، ولی آن ها مرا نبینند
خداوند فرمود قبول کردم
6.به هر صورتی که خواستم بتوانم برای فرزندان بنی آدم در آیم
خداوند فرمود قبول کردم
خدایا! اختیارات بیشتری به من عطا کن
7.خداوند فرمود: برای تو و فرزندان تو در قلب های بنی آدم جایگاه هایی قرار می دهم
ابلیس گفت خدایا دیگر کافیست بعد به ذات خداوند قسم خورد قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ
اما یک موضوع بعد از این روایت مطرح شده که آدم ابوالبشر وقتی این موضوع را شنید به خداوند فرمود خدایا شیطان هر چه خواست به او دادی.
برای فرزندان من سهم آنها در دایره وسوسه ابلیس است چه خواهد شد؟ آیا امیدی دارند یا خیر؟
حالا اغوای شیطان چطوریست و آیا بنی آدم راه چاره دارد یا نه؟ انشاالله جلسه بعد
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
حکمت آفرینش شیطان را میتوان در نکات زیر به فهرست بیان شده جستجو کرد
اول امتحان ابلیس
امتحان ابلیس کجا بود؟
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ
سوال مطرح کردیم که چرا ابلیس از دستور خداوند سرپیچی کرد إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ
تکبرش به خاطر چند مسئله است
1-خلقت ابلیس
ابلیس از آتش آفریده شده و انسان از گل
أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِی مِنْ نَارٍ وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِینٍ
که عمده ترین دلیل حکمت آفرینش این موجود که به آیه قرآن می تواند این باشد که به واسطه این فقط باعث شد مغرور بشود
۲-حسادت ابلیس
حسادت ابلیس از زمانی شروع شد که
1.آیه خلافت آدم بیان شد
إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً
2.زمانی بود که خداوند اسماء الهی را به آدم یاد داد
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ کُلَّها
دوم امتحان و آزمون انسان
یک آزمایش اینست که شیطان مستقیما وارد عمل می شود:
شیطان دشمن قسم خورده انسان موجودیست که طبق آیه شریفه قَالَ فَبِعِزَّتِکَ لَأُغْوِیَنَّهُمْ أَجْمَعِینَ
1.انسان را در اعتقادات به اشتباه می اندازد
2.به فسق و عصیان دعوت می کند
3.منشا این وسوسه مکر و خدعه است
4.حق را با باطل و باطل را حق جلوه میدهد
موجودی که روش او حیله است لَأُغْوِیَنَّهُمْ
که یکی از حیله ها یوسوس فی صدور الناس است
میتواند در باطن انسان نفوذ کند که این نفوذ به اختیار انسان است وگرنه اگر انسان نخواهد هیچ راهی برای آنها ندارد.
درست است طبق آیه عبارت یا بَنی آدَمَ لا یَفْتِنَنَّکُمُ الشَّیْطانُ و عبارت إِنَّهُ یَراکُمْ ابلیس دیده نمی شود اما باید خیلی مراقب باشد که با یک غفلت کوچک دچار وسوسه این موجود نشود
این آزمایش انسان است.
یک آزمایش اینست که شیطان غیر مستقیم وارد عمل می شود:
یک آزمایش اینست که ابلیس دنیا را زینت می دهد برای انسان
خداوند انسان را به سبب وسوسه و حیله های شیطان آزمایش می کند
پس تا اینجا به این نتیجه میرسیم که ابلیس برای آزمایش خلق شده هم برای خودش و هم برای انسان و بیشتر برای انسان چون اگر خلق نمی شد هم بعثت انبیاء بیهوده بود هم ارسال کتب الهی برای هدایت انسان
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
یکی از سوالات برای بشر در رابطه با رابطه انسان و شیطان و خیر و شر این دو این بود که چرا خدا ابلیس را خلق کرد تا بتواند انسان را گمراه کند؟
همانطور که گفته شد خداوند وقتی به نام شیطان ندارد چون 1.خلقت خداوند از اول پاک و بی عیب است و این مخلوق هم از این امر مستثنی نبوده 2.سالیان دراز در صف مقربان الهی همراه با فرشتگان خداوند را عبادت و بندگی می کرد.
با توجه به این موضوع و طبق آیه وَما خَلَقتُ الجِنَّ وَالإِنسَ إِلّا لِیَعبُدونِ جنیان و انسان در خلقت اولیه برای عبادت و رسیدن به رحمت الهی خلق شده است این مخلوق گمراه هم از این امر مستثنی نبود. اما وقتی از درگاه خداوند مخلوقات دور بشوند میشوند مظهر گمراهی و ضلالت.
آیه شریفه 79 سوره نسا خداوند عالم می فرماید مَّآ أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَآ أَصَابَکَ مِن سَیِّئَةٍ فَمِن نَّفْسِکَ انسان بین دو چیز قرار دارد یکی خیر است و یکی شر یکی سعادت است یکی شقاوت یکی نور است یکی ظلمت که اگر این اجزایی که در عالم با هم در تضاد هستند در فکر و درک انسان قرار نگیرد و انسان متوجه این موضوع نباشد هیچ وقت سعادت و شقاوت برای انسان معنا پیدا نمی کند.
یعنی نمی داند در کجای عالم خاکی است یعنی نمی داند سعادتمند است یا شقی و در نتیجه اگر خصوصیات این دو حقیقت شخصیتی و روحی را هم نداند نمی تواند متوجه شود چه کسی سعادتمند و به کمال رسیده و چه کسی نرسیده.
انسان اگر بخواهد به معنای واقعی کامل بشود باید در اطراف او عوامل شقاوت سعادت پخش باشند تا آب وجود این دو قوه یعنی اختیار و انتخاب رشد پیدا کند راه سعادت پیدا کند و در آخر سعادتمندی خود را در نظام احسن نشان دهد عکس آن هم قابل ملاحظه است همینطور با اختیار خود راه شقاوت بدی را می تواند ادامه بدهد
اگر انسان بخواهد به مقام شیطانی و یا الهی برسد این خلقت ملائکه بی ضرر است نه خلقت ابلیس
چون عامل است برای رسیدن به منزل مقصود تا بتواند شخصیت واقعی و هویت واقعی خودش را جلوه بدهد تُعْرَفُ الْأَشیاءُ بِأَضدادِها یعنی اشیا اضدادشان شناخته می شود.
تا علم به بدی و پلیدی در جهان نباشد و زشتی ها در اوصاف انسان ظهوری نداشته باشد نمی توان گفت که فلانی خصوصی شیطانی دارد و همچنین نور الهی در وجود انسان نباشد نمی توان گفت فلانی خصوصیات الهی دارد
پس با توجه به این موضوع حکمت آفرینش شیطان دو نکته لازم به توضیح است
اول آفرینش شیطان امتحان و آزمون است برای شیطان
دوم آفرینش شیطان امتحان و آزمون است برای انسان
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
بحثی داشتیم پیرامون شیطان و وسوسه شیطان که در بعضی شب ها به آن اشاره میکردیم
اینکه گفتیم خداوند عالَم دو نفر را عالِم کامل خلق کرد یکی ابلیس و دیگری امام زمان بعد از معصومین
اینکه گفتیم شیطان از چهار جهت انسان را وسوسه می کند
این که گفتیم شیطان در قیامت وقتی ازش سوال می شود چرا بندگان خدا را آلوده کردی جواب میدهد که اینها عاقل بودند و می خواستند اطاعت نکنند
و صحبت ها و نکات دیگر
چند سوال پیرامون این مطلب مطرح میشود
سوال اول اینکه اصلاً هدف و حکمت خلقت شیطان چیست
سوال دوم خداوند انسانها را به دست شیطان داده و فرموده به غیر از یک عده که مخلصین هستند را می توانیم از وسوسه کنی چرا خدا به شیطان اجازه وسوسه داد
سوال سوم خداوند در آیه فرمود از شیطان پیروی نکنید و وقتی شیطان وسوسه کرد و انسان را آلوده کرد چرا می گوید که من فقط دعوت کردم
سوال چهارم آیا شیطان فقط وسوسه دارد یا اجبار به انجام خطا هم میکند
سوال پنجم اگر خدا بندگانش را دوست دارد پس چرا شیطان را آزاد گذاشت تا انسانها را به جهنم بکشد
و سوالات دیگر پیرامون این موضوع
اگر خداوند اجازه خیات به ما بدهد چند شبی بحث داریم پیرامون این موضوع تا بتوانیم جواب سوالات مطرح شده را بدهیم
در مقدمه این بحث چند نکته را بیان کنم
نکته اول اصلاً خدا مخلوقی به نام شیطان ندارد
خلقتی دارد به نام ابلیس همراه ملائک عبادت می کرد به واسطه یک موضوعی لجبازی کرد و خودش را شیطانی کرد
معلم می آید سر کلاس درس میدهد این بچه درس را میخواند قبول میشود و دیگری نمیخواند رفوزه میشود
معلم که رفوزه اش نکرد خودش خودش را رفوزه کرد
نکته دوم اگر انسان بخواهد انتخاب درستی در رابطه با موضوعی داشته باشد بخواهد تصمیمی درباره موضوعی بگیرد دو رابطه را باید در نظر داشته باشد یکی رابطه شر و دیگری رابطه خیر
اگر خیر و شر نباشد قدرت انتخاب برای بشر وجود ندارد
نکته سوم شیطان یعنی وجود شر. حدیث داریم ناخن های تان را بگیرید اگر ناخن بلند باشد زیر ناخن شیطان جمع میشود زباله را در خانه نگه ندارید در زباله ها شیطان است. خوب شیطان یعنی وجود شر یعنی میکروب
پس اگر این شیطانی که خداوند فرموده عدو مبین است این کیست؟
شیطانی که ۸۸ بار اسمش در قرآن آمده یعنی وجود شر
۱۱ بار هم کلمه ابلیس آمده که البته ابلیس غیر شیطان است
ابلیس همان کسی است که خیلی گردن کلفتی کرد گردن کلفتی ابلیس کجا بود
وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَا وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ زمانی که ما به ملائک گفتیم به آدم سجده کنید همه سجده کردند الا ابلیس
۱-ابا کرد 2-مستکبر شد
در این آیه چند سوال مطرح است
سوال اول اینکه سجده برای خداست چرا به آدم سجده کردند
سوال دوم چرا ابلیس سجده نکرد
سوال سوم منظور از ابا کردن و استکبار در این آیه چیست
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
سه شب در مورد کمرنگ شدن یاد خدا گفتیم اما وقتی یه چیزی کم رنگ شود یواش یواش کار به جایی می رسد که از بین می رود وقتی یاد خدا کم رنگ شود خدا فراموش می شود علامت های خدا فراموشی میدانید چیست؟
علامت آدم هایی که ارتباطشان با خدا ضعیف است می دانید چیست؟
یک چند شبی در مورد این بحث داشته باشیم تا بتوانیم دشمنان امام حسین را با این علامت بشناسیم
اول ارتباط ضعیف با قرآن
این افراد با قرآن خیلی ارتباط ندارند
قرآن می فرماید وَلَا یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إِلَّا خَسَارًا آدمهایی که ارتباطشان با خدا ضعیف است وقتی قرآن می خوانند بدشان می آید علاوه بر این که ارتباط خودشان با قران ضعیف است اگر کسی هم قرآن می خواند در وجود آنها اثر نمی گذارد اینها طبق همین آیه جزء خسارت دیدگان هستند
دلتان پاک است در این ماه محرم خدا را قسم بدهید دعا کنید ارتباطمان با قرآن قوی شود سعی کنید حداقل روزی ۵۰ بخوانید و حفظ کنید از حافظههای تان بهره بگیرید قرآن نورانیت عجیبی در زندگی انسان دارد
قرآن خودش نور است قرآن منشاء نور است قرآن کتاب انسان سازی است گاهی یک آیه انسان را زیر و رو کرده است
جبیر مشکر است پسرش هم در مدینه بدست مسلمانان اسیر شده پیامبر اعلام کرد هر کسی پول بیاورد اسیرش را آزاد میکند مقداری پول برداشت آمد که فرزندش را ببرد وقتی به مسجد رسید موقع نماز بود صبر کرد تا پیغمبر نمازش تمام شود اتفاقاً پیغمبر داشت سوره طور را می خواند وقتی به آیه إِنَّ عَذابَ رَبِّکَ لَواقِعٌ ما لَهُ مِنْ دافِعٍ رسید جرقهای در دل جبیر زده شد.
دیده اید انسان میخواهد آتش روشن کند اول یک آتش کوچک ایجاد می کند مواظب است که این آتش کوچک خاموش نشود
خدا دو ماه را برای جرقه زدن انسان به انسان هدیه داد ماه محرم و یکی ماه رمضان به قول آن شخصیت غربی که گفته بود دو چیز در شیعه جلوی فعالیت ما را گرفته است یکی مرجعیت شیعه و دیگری امام حسین و عاشوراست
علت اینکه ما نتوانستیم به شیعه غلبه کنیم یکی از دلایل همین عاشورا و همین مجالس نصیحت و موعظه است
جبیر همین که این آیه را شنید خدمت پیغمبر آمد عرض کرد یا رسول الله این چه بود خواندید پیغمبر فرمودند این آیه قرآن بود گفت میشود دوباره بخوانید پیغمبر یک بار دیگر این آیه را خواند
گفت یا رسول الله من مسلمان شدم همین یک آیه بس است مسلمان شد
ببینید چه می کند آیه قرآن جبیر مشرک آمد مسلمان رفت
مشترک آمد موحد برگشت با چه؟ با یک آیه از قرآن
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
اعراض از یاد خدا سه چهار علامت و چند اثر در زندگی انسان دارد من آنها را برای شما میشمارم تا ببینید چقدر یاد خدا در زندگیتان را دارد یک اثر اعراض از یاد خدا و خود فراموشی و بحران هویت است
بعضی از جوان ها می گویند کلاف سردرگم هستند نمی دانند در این دایره هستی کدام نقطه هستند نمی دانم چرا احساس پوچی می کنند چرا احساس کم ارزشی و بی هویتی می کنند؟
قرآن می فرماید علت اصلی همه این ها قطع ارتباط انسان با عالم و با خداست
میفرماید وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ از کسانی نباشید که خدا را فراموش کرده اند فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ خود فراموش شدند بحران هویت گرفتند رها شدند و راحت به هر کاری تن میدهند
گاهی بعضی فرصت ها دیگر به دست میآید گاهی بعضی فرصت ها قابل جبران و قابل تدارک نیست.
امیرالمومنین می فرمایند إنَّ اللَّیلَ و النَّهارَ یَعمَلانِ فیکَ فَاعمَل فیهِما و یَأخُذانِ مِنکَ فخُذْ مِنهُما شب و روز دارند روی شما کار میکنند وقت شما را میگیرند و از آنها استفاده کنید
دیده اید تقویم چقدر جلو می رود سال ها دائم ورق می خورند همین که می خواهید تقویم را بخری می بینی نصفش ورق خورده و تمام شده
حضرت می فرماید روی تو عمل می کنند از شب و روزت بهره ببر نگذار شب و روز واحدهای عمر تو را کم کند اما تا می توانی از شب و روز برای آینده خود استفاده کنیم و طبق آیه أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ یا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِی جَنْبِ اللَّه فقط آه و حسرت باشد
حبیب بن مظاهر می گوید من جلوی خیمه نشسته بودم دیدم کسی داره از جلوی دشمن می آید نگاه کردم دیدم قرة بن قیس حنظلی است من او را می شناختم آدم بدی نبود تعجب کردم که در سپاه ابن زیاد چه کار می کند جلو آمد وقتی رسید گفت حبیب می خواهم با امام حسین ملاقات کنم گفت عمر سعد مرا فرستاده برای امام حسین پیامی دارم می خواهم به ملاقاتش بروم.گفتم شمشیرت را بگذار و برو سلاحش را گذاشت و رفت
وقتی ملاقاتش با امام حسین تمام شد آمد من او را نگه داشتم و گفت قرة من که تو را میشناسم آدم بدی نبودی چه شد به سپاه ابن زیاد پیوستی من علتش را نمیدانم اما من نصیحت می کنم حالا که آمدی نرو حالا که به بهانه ملاقات با امام حسین آمدی دیگر برنگرد بیا پیش ما بمان قول میدهم جدش رسول الله را شفاعت کنند
خوشا به حال آنهایی که نصیحت پذیر هستند خوشا به حال آنهایی که با یک موعظه با یک تلنگر با یک اتفاق بیدار می شوند اما بدا بحال کسانی که ساعتها وقت هم بگذاری معجزه هم کنی از خواب غفلت بیدار نخواهند شد
در جواب می گوید بگذار بروم پیام را برسانم وقتی که رفت دیگر برنگشت.
یعنی چه شد؟ با اینکه حسین بن علی را می شناخت اما فرصت سوزی کرد.
در کربلا تمثال بن قیس زیاد بودند که فرصت داشتند اما فرصت سوزی کردند
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
بحث این است علل رویارویی با ابا عبد الله علیه السلام در آن صف آرایی گسترده چه بود؟از طرف شما ببینید سی هزار آدم را در مقابل امام علم می کنند و از طرفی امام حسین با این همه دعوت و نامه و پیام لشگرش می شود هفتاد چندی که تعداد زیادش فامیل هستند و غریبه حول و هوش ۳۰-۴۰ نفر.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین
هر انسانی وقتی پا به عرصه خانواده اجتماع می گذارد آرزو دارد بهترین زندگی را داشته باشد با اهداف بلند
از اینکه به تنهایی قادر نیست اهداف سازی کند و آن را به اجرا بگذارد خداوند متعال در کتاب قانون اساسی خودش یعنی قرآن کریم این اهداف را برای انسان تبیین میکند
اولین هدف از تشکیل خانواده که اگر انسان بخواهد به رشد و کمال برسد باید یک اجتماعی را تشکیل بدهد به نام خانواده که اعضای آن میتوانند در رسیدن همدیگر به کمال حقیقی انسان یاری رسان باشد و رسیدن امکان نیست مگر عمل به اساس اندیشه توحیدی.
اگر انسان بخواهد بهترین رفتار را همراه با موج موفقیت در جامعه داشته باشد اولین کانون خانواده است که برمیگردد به شیوه برخورد اعضای خانواده که اگر با رفتار صحیح شخصیت انسان ساخته شود با مرور زمان و به واسطه گردبادهای آسیبزا در خانواده تاثیری در اعضا نخواهید دید. اگر خانواده دچار تزلزل شد به خاطر همین موضوع است
سبک زندگی اصطلاحی که از سوی مقام معظم رهبری در جمع جوانان استان خراسان شمالی مورد تاکید قرار گرفته یعنی رفتار اجتماعی و شیوه چگونه زندگی کردند که این دو مقوله ایجاد نمی شود مگر با آشنایی از دو جهت معنوی و مادی و همچنین اخلاقی که ایمان لنگرگاه اصلی انتخاب سبک زندگی است
یک نکته را خاطر نشان شوم که موضوع سبک زندگی که مقام معظم رهبری به آن پرداختند همه جنبههای زندگی انسان را در بر می گیرد و فقط در چارچوب منزل نیست از نحوه رفتار با همسر و فرزندان در خانواده گرفته تا نوع رفتار با دوست و دشمن.
آیاتی که در قرآن درباره سبک زندگی از طرف خداوند نازل شده خانوادههای زیادی را مورد اشاره قرار داده ولی آنچه مورد اهمیت است این است که سبک زندگی بر مبنای تسلیم در برابر عوامل الهی باشد.
اگر این خانواده ها را طبق آیات بررسی کنیم بایسته هایی که یک خانواده متعالی باید داشته باشد در سه طبقه و در سه حوزه مجزا یعنی اعتقادی اخلاقی رفتاری قابل تقسیم است
بایستی اعتقادی چیست؟ اعتقاد به اصول حیات دین یعنی توحید و همراهی با خانواده تا رسیدن به خدا
بایسته اخلاقی چیست؟ پرورش صفات اخلاقی که اول ویروس شناسی است یعنی گناه و آخرش داروشناسی یعنی ترک گناه است
بایسته رفتاری چیست؟ رفتار با اعضای خانواده به وسیله جوارح یعنی تهیه ملزومات زندگی
که در دهه اول مبارک رمضان اگر خداوند عنایتی داشته باشد در مورد این بایسته ها صحبت میکنیم امشب به صورت تیتروار سرفصلهای بحثم را بیان میکنم انشاءالله در شب های بعد تفصیل بدهم
از مهمترین بایستههای اعتقادی
۱- همراهی و همدل بودن اعضای خانواده برای رسیدن به زندگی مطلوب الهی و کمال حقیقی
۲- امر به معروف و نهی از منکر در حوزه خانواده
بسم الله الرحمن الرحیم و الصلاة والسلام علی محمد و آله الطاهرین
در تفسیر آیه سوم سوره حمد یعنی آیه شریفه الرحمن الرحیم باید بیان کنم که این آیه دو صفات خداوند است که در روایتی می فرماید که هر بنده ای از من مرا به این دو صفت قسم بدهد هر چه بخواهد به او خواهم داد.
با توجه به این روایت چند نکته قابل توجه است:
نکته اول اینکه: خداوند رحمت را بر خود واجب دانسته تا به خلق خودش از انسان تا دیگر مخلوقات ارزانی بدارد و فرقی برایش ندارد که مسلمان باشد یا غیر مسلمان.
نکته دوم اینکه: رحمان یعنی کثرت نعمت یعنی خداوند نعمات خود را در بعضی مواقع زیاد از حد به بندگان عنایت می کند ولی اگر انسان نعمت را کم یا زیاد دریافت می کند دلیل بر ظرف وجودی انسان است که هر کسی به قدر ظرف خود نعمت دریافت می کند.
شکر نعمت نعمتت افزون کند.
نکته سوم اینکه: رحمان و رحیم هر دو از ریشه رحمت هستند ولی با دو فرق.
فرق اول اینست که رحمت صفت درونی است و رحیم صفت بیرونی؛
فرق دوم اینست که رحمانیت عمومی است و رحیمیت خصوصی که مختص به مومنین است؛
فرق سوم اینست که همانطور که گفته شد رحمن بمعنای کثرت است و رحیم بمعنای دوام.
پاسخ آیت الله سیفی مازندرانی به بیانات بعضی از زعمای حوزه علمیه قم که سؤالاتی را برای اذهان عمومی به وجود آورده است. بعضی از زعمای حوزه علمیه قم بیاناتی داشته اند که سؤالاتی را برای اذهان عمومی به وجود آورده است. در ابتدا به فرازهایی ازآن اشاره می کنیم و سپس به پاسخ آیت الله سیفی مازندرانی به پرسشهای مذکور می پردازیم.
کلمات این زعیم حوزه چنین است: «این مملکت باید در عزای حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام) یکپارچه سیاهپوش شود، اگر زمامداران مملکت غیرت داشته باشند، باید این ایام تعطیل رسمی بشود، این عمل است که باید انجام بشود، اگر زعمای مملکت انجام دادند و الّا ما به حول و قوه خدا این مطلب را عملی می کنیم تا نتیجه مطلب ظاهر بشود، هفت سال در ظلم مطامیر، آن هم در مملکتی که یک طرف پسر او و یک طرف دختر او، روز شهادت او، مردم مشغول به کسب و کار باشند، ای غیرتمدان شیعه، فردا همت کنید بازارها را ببندید، به این حکومت اعلام کنید که اگر شهادت این امام، تعطیل رسمی نشود ما مالیات به این حکومت گمراه نمی پردازیم.»
و اما سؤالات و پاسخ های صدر الاشارة در پی می آید:
1 – مبنای فقهی تعطیلی شهادات ائمه (علیهم السلام) چیست؟ و در چه صورتی واجب یا مستحب است؟
مسئله تعطیلی ادارات دولتی نظام جمهوری اسلامی بسته به حکم این تعطیلی است که آیا اساسًا تعطیلی کار و کسب، بازار و ادارات برای شهادات حضرات معصومین (علیهم السلام)، شرعا واجب است یا خیر؟ در این باره باید گفت:
اولا؛ مبنای فقهی این مسئله به وجوب تعظیم شعائر الهی باز می گردد. ولی تعطیلی کسب و کار واشتغال و ادارات برای شهادات و موالید حضرات معصومین (علیهم السلام)، یگانه مصداق تعظیم شعائر نیست. مثلا فرض کنید در این ایام، ادارات مشغول به کار باشند و مغازه و بازار هم تعطیل نشود لکن علائم عزا و پرچم های سیاه را بر سر مغازه ها نصب کنند یا در اول وقت کاری، در اداره یا محل تجارت، اقامه عزا نمایند؛ اینها نیز از مصادیق تعظیم شعائر هست.
و ثانیا؛ سؤال این است که آیا اساسًاخود تعظیم شعائر، مطلقا واجب است یا شعائری که ترک تعظیم آن در نظر اهل عرف موجب اهانت به آن شعائر حساب شود واجب است؟ مثلا در روز عاشوراء همه در حال عزاداری باشند ولی شخصی بدون اینکه نشانه ای از عزاء داشته باشد مشغول کسب و کار باشد، به گونه ای که اهل عرف این امر را نسبت به صاحب عزاء بی احترامی به حساب آورند.
در جلد اول کتاب «مبانی الفقه الفعال» در قاعده تعظیم شعائر، نصّ عبارات فقهایی مثل محقق و صاحب جواهر، شهید صدر و آقای خوئی را آورده ایم. این محققین و فقهاء فحول، معتقدند و نظر فقهیشان این است که: تعظیم شعائر مطلقا واجب نیست و آیه شریفه ای را که قائلین به وجوب تعظیم شعائر بدان تمسک کرده اند (و من یعظم شعائر الله فانها من تقوی القلوب –حج: 32) را برای اثبات وجوب تعظیم شعائر کافی ندانسته اند زیرا «تقوی القلوب» یک صفا و نور باطنی است و «شعائر الله» که به حذف مضاف می باشد به معنای «تعظیم شعائر الله» است که ناشی از تقوای قلوب است («من» در آیه را نشویه گرفته اند)؛ لذا گفته اند که این دلالت بر حسن و استحباب دارد نه وجوب.
بله اگر به «ادله حرمة اهانت به محترمات دین» استدلال شود، به این معنا که اگر کسی تعظیم شعائری را در موردی ترک کرد و از نظر اهل عرف این امر مصداق اهانت به آن شعائر حساب شود؛ می توان نتیجه گرفت که عدم تعطیلی ادارات و بازار، اهانت به صاحب عزاء (حضرات معصومین علیهم السلام) به حساب می آید، چنین تعطیل نکردنی حرام است زیرا مصداق اهانت است. اما اگر «تعطیلی» مصداق اهانت حساب نشود، حرام نیست گرچه ترک یک عمل مستحبی هست. پس اگر در برخی ایام مثل عاشورا، شب های قدر، شب شهادت امیرالمؤمنین (علیه السلام)، رحلت رسول خدا (صلی الله علیه و آله)، یا بعضی از اعیاد مهم مثل مبعث و میلاد امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) که همه متشرّعه و شیعیان، مشغول عزاداری هستند بازار یا اداره ای کماکان مثل سابق کار خویش را بدون هیچ نشانه عزاداری انجام بدهد، ممکن است که عرف آن را اهانت به حساب آورد. پس عرف «ترک تعطیلی فی نفسه» را اهانت نمی شمارد.
بنا بر این اگر چنانچه ادارات و بازار تعطیل نکنند ولی در اول صبح، عزاداری کنند، و یا در ادارات و بازار، پرچمها و بیرقهای عزاداری نصب کنند، قطعا با وجود این علائم، مصداق بی احترامی به حضرات معصومین (علیهم السلام)نخواهد بود.
2 – آیا گمراه خواندن حکومت جمهوری اسلامی به صرف تعطیل نکردن شهادت حضرت موسی بن جعفر(علیه السلام)، صحیح است یا نه؟
اساسا ترک تعطیلی با وجود علائم و آثار عزاء، عرفا مصداق اهانت نیست، بنابراین حرام و گناهی در بین نیست، پس نمی توانیم در این راستا نظام حکومت اسلامی را به گمراهی یا هر تعبیر دیگری تضعیف کنیم و این امر جایز نیست. امام راحل عظیم الشان تصریح کرده اند که حفظ نظام از اوجب واجبات است، در مقابل، تضعیف این نظام هم از گناهان بزرگ است و اگر کسی با توجه و التفات، تضعیف کند مرتکب گناه بزرگی شده است و عواقب و آثار این گناه بر شخص مترتب می شود. حکومت جمهوری اسلامی از اهمّ امور و از اعظم شعائر دین و ثمره زحمات همه انبیاء الهی و اهل بیت (علیهم السلام) و سید الشهدا (علیه السلام) است؛ چرا که اینها جانشان را در راه اقامه دین و حدود الهی دادند و هیچ هدفی از دین و دیانت و انزال آیات و ارسال رسل و کتب، جز اقامه دین الهی نداشتند. قرآن می فرماید: «انا انزلنا الیک الکتاب بالحق لتحکم بین الناس بما اراک الله» (نساء: 105). حکومت جمهوری اسلامی نیز که امام راحل (ره) تأسیس نمودند برای همین اقامه دین الهی است، لذا این حکومت ثمره زحمات همه انبیاء و اهل بیت (علیهم السلام) می باشد.
خصوصیاتی که ما در نظام جمهوری اسلامی نشان داریم در هیچ نظامی نشان نداریم. یکی از آنها، «استقلال نظام از طواغیت و اجتناب از آنها» است. قرآن مجید می فرماید: «و لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوالله و اجتنبوا الطاغوت» (نحل: 36). حکومت جمهوری اسلامی نسبت به تمامی طواغیت دنیا از جمله آمریکا، اسرائیل، کشورهای مستکبر اروپایی، و هر کشور استکباری و طاغوتی دیگر، مستقل است. هر کسی این معنا را منکر شود یا دروغ می گوید و معاند است، و یا جاهل به اوضاع زمان است؛ وگرنه کسی تردید ندارد که نظام جمهوری اسلامی در مقابل همه طواغیت و مستکبران عالم، ایستاده است، پس نظام جمهوری اسلامی، هدف انبیاء را محقق کرده است. قرآن در آیه ای دیگر می فرماید: «ألم تر الی الذین یزعمون انهم امنوا بما انزل الیک و ما انزل من قبلک یریدون ان یتحاکموا الطاغوت و قد امروا ان یکفروا به» (نساء: 60)
خصوصیت دیگر این نظام آن است که تنها کشوری است که حکومت اهل بیت (علیهم السلام) را مستقر کرده است، مذهب رسمی آن شیعه است، و دادگاهها و قوه قضائیه آن، براساس احکام اهل بیت (علیهم السلام) و فقه شیعه می باشد. آیا کشور و حکومتی در دنیا وجود دارد که اقامه حکومت و مکتب اهل بیت (علیهم السلام) را انجام دهد؟
از دیگر خصوصیات این نظام، رهبری این نظام است که خود از سلاله پاک حضرت زهرا (سلام الله علیها) و فرزند امیرالمؤمنین و ائمه اطهار (علیهم السلام) و فقیه جامع شرایط فتوا و رهبری، و اعلم از دیگران در احکام، اداره و فقه حکومت است.، این جای تردید نیست. حتی کسانی که در خط ولایت هم نبودند و از سران اهل فتنه بودند رسما اذعان داشتند که در این مملکت کسی از حیث درایت و تدبیر نسبت به اوضاع بحرانی زمان، بالاتر از رهبری معظم (حفظه الله) وجود ندارد. امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود: «ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه و اعلمهم بامر الله» (نهج البلاغه صبحی صالح: خطبه 173)
از کشورهای اسلامی گرفته تا کشورهای کفر، هیچ نیروی نظامی پیدا نمی کنید که جان برکف و مدافع حریم اهل بیت (علیهم السلام) باشد جز نیروهای نظام جمهوری اسلامی. مگر شما داعش و جبهه النصرة را ندیدید که تا چند کیلومتری سامرا آمدند و حتی به نجف وارد شدند و حرم را محاصره کردند؛ اما تنها کسی که عتبات عالیات را از دست استکبار جهانی و نیروهای وحشی داعش و جبهه النصرة نجات داد نیروهای نظامی ایران بود. اگر دفاع به موقع و جانانه و سریع آنها از حریم اهل بیت (علیهم السلام) وعتبات عالیات نبود امروز عتبات عالیات دست آمریکا بود و سوریه و حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) نیز از دست رفته بود همانگونه که بقیع، دست طواغیت آمریکاست. اینها هیچگونه ابایی ندارند از اینکه بخواهند نجف و کربلا را نیز مثل بقیع با خاک یکسان کنند. اگر این حکومت نبود خدا می داند چه مصیبتی بر سر ناموس شیعه یعنی حرم اهل بیت و حضرت زینب (علیهم السلام) و نجف و کربلا می آمد ؟ عراق و سوریه در حال سقوط بود وبه برکت این نظام قوت گرفتند و از معرض سقوط بیرون آمدند و بر مشکلات فائق شده، نیروهای شیطانی داعش و طواغیت را عقب راندند. تضعیف چنین نظامی ، بدون شک و تردید از گناهان بزرگ است.
زعمای حوزه نباید کاری کنند و سخنانی بر زبان جاری کنند که فضلاء و اساتید انقلابی را حسّاس کرده و در مقابل خود قرار دهند، نباید به گونه ای سخن بگویند که تضعیف این نظام علوی را به همراه داشته باشد تا در نتیجه واکنش دلسوزان این نظام را در پی داشته باشد.
من با کمال احترام و تواضع نسبت به بعضی از بزرگواران و مشایخ و اعاظم حوزه عرض می کنم تحت تأثیر بعضی از اطرافیان مغرض و جاهل و یا کسانی که به گونه ای بعضی بیوت را تسخیر کرده اند قرار نگیرند و مراقب نقشه ها و طرح های آنها باشند و توجه داشته باشند که فقیه شیعی آن کسی است که «لا یفقه العبد کل الفقه حتی یمقت الناس فی ذات الله» (شرح اصول الکافی _صدرا: ج2، ص254).
ما انکار بعضی از ندانم کاریها، ضعفها، اشتباهات، و حتی بعضی از امراض و غرض ورزیهایی که در برخی از مسئولین دولت یا قوه های اجرایی است نمی کنیم و اولین معترض نسبت به آنها هستیم، اما این بدین معنا نیست که اصل حکومت و نظام را تضعیف کنیم. همین مردم نیز در22بهمن از هر طیف و سلیقه ای باشند برای حفظ نظام بیرون می آیند؟
3 – آیا دعوت مردم به عدم پرداخت مالیات در صورت عدم تعطیلی روز شهادت امام موسی بن جعفر(علیه السلام) مبنای فقهی دارد یا نه؟
با بیانی که داشتیم جواب این سئوال نیز معلوم شد. دعوت به عدم پرداخت مالیات، تیشه زدن به ریشه اقتصاد این نظام است، آن هم در وضع بحرانی کنونی که نیاز به بودجه داریم. پس خود این امر نیز مصداق تضعیف نظام می باشد.
در پایان متواضعانه از همگی زعمای حوزه درخواست می کنم سخنان تفرقه انگیز و خلاف وحدت نزنند. امروز این کشور علوی در شرایط حساسی به سر می برد و بیش از هر زمان دیگر نیاز به وحدت و انسجام دارد، امروز روزی است که باید در کنار هم، عزت اسلام و مسلمین را رقم بزنیم نه آنکه به گونه ای سخن بگوییم که دشمنان اسلام ناب و این کشور عزیز را به طمع اندازیم.
بسم الله الرحمن الرحیم و الحمدلله رب العالمین ثم الصلوة السلام علی باعث الانبیاء والمرسلین حبیب اله العالمین ابالقاسم مصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین لا سیما بقیة الله فی الارضین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین الی لقاء یوم الدین
حرکت امام حسین(ع)، قیام امام حسین(ع)، شهادت امام حسین(ع) تنها حرکتی غم انگیز و دردناکیست که تاریخ آن را الی یوم القیامه در دل خود جای داد.
مشابه مصبت امام حسین(ع) در تاریخ، میتوان به دو نفر دیگر هم اشاره کرد:
1-یحیی پیغمبر که بواسطه منع ازدواج عمو و برادرزاده سر از بدنش جدا شد؛
2-جرجیس پیامبر که بواسطه سجده نکردن به بت به فجیع ترین وضع ممکن کشته می شود که در تاریخ آمده است سه بار به شهادت رسید و خداوند او را زنده کرد.
این دو مصیبت را کنار مصیبت امام حسین(ع) بگذارید در بین این مصائب، مصیبت امام حسین(ع) در تاریخ ماندگار شد ان لقتل الحسین حرارة فی قلوب المومنین لا تبرد ابدا و هر سال یادی از این مصیبت می شود.
دلیل ماندگاری این مصیبت چیست؟
دو دلیل دارد که یک دلیل بخاطر ضیق وقت بیان می شود:
1- مصیبت امام حسین(ع) اعظم مصائب یاد شده
شروع این جریان از امام سجاد(ع) با اولین خطبه اش و پاسخهای دندان شکن حضرت زینب به ابن زیاد در کوفه بود.
مقدمتاامام سجاد(ع) خطبه ای می خواند و اعظم مصیبت را اینطور بیان می کند:
ایها الناس من عرفنی فقد عرفنی آنهایی که مرا میشناسند که می شناسند و من لم یعرفنی آنهایی که مرا نمیشناسند حالا بشناسند فانا علی بن الحسین من علی فرزند حسین هستم المذبوح بشط الفرات کسی که او را در کنار شط فرات ذبح کردند من غیر ذحل و لاترات بدون هیچ آزاری او را کشتند انا ابن من انتهک حریمه به حریمش هتک حرمت کردندو سلب نعیمه و انتهب ماله آرامشش را گرفتند و اموالش را به غارت بردند و سبی عیاله اهلبیتش را به اسارت بردند.
ایها الناس ناشدتکم بالله هل تعلمون انکم کتبتم الی ابی؟ آیا هنوز نشناختید؟ شما کسانی بودید که به پدرم نامه نوشتید که حسین جان شما بیا ما از تو بیعت می کنیم.
اینجا سوال پیش میاید که چرا مصیبت حسین(ع) اعظم مصائب است؟ بخاطر چند دلیل:
1- جایگاه امام حسین(ع) که همه در مصیبتش عزادار بودند فما بکت علیهم السماء والارض
امام سجاد(ع) میفرماید آسمان چهل شبانه روز متوقف بود طلوع و غروبش با سرخی بود و زمین هم عزادار بود که هر ریگی از زمین بلند می شد زیرش خون بود
2- عیار مطلق آیه ی ثم دنا فتدلی فکان قاب قوسین او ادنی بود یعنی معرفتش بخدا آنقدر زیاد بود که خود هیچ حتی فرزندانش را نیز فدای خدا کرد. جهاد فی سبیل الله یعنی این انفس مال بنون فدای دین خدا شوند.
3- آمد محضر امام صادق(ع) چرا مصیبت عاشورا عظیم تر از مصیبت دیگر اهل کساست؟
جواب فرمودند:وقتی پیامبر وفات کردند اهل کسا بودند و مردم دلشان خوش بود، وقتی فاطمه به شهادت رسید حضرت علی و حسنین بودند و مردم دلشان خوش بود، وقتی حضرت علی به شهادت میرسه حسنین بودند و مردم دلشان خوش بود، وقتی امام حسن به شهادت رسید امام حسین بود مردم دلشان خوش بود، وقتی امام حسین به شهادت رسید دست مردم به رسول الله قطع شد. سوال کردند پس امام سجاد چه؟ مردم دلشان به ایشان خوش نبود؟ فرمودند امام سجاد بود اما پیامبر را ملاقات نکرد. اما از فاطمه تا امام حسین که رسول الله را دیده بودند وقتی مردم به اینها نگاه می کرد یاد رسول الله می افتادند.
نمونه ای از اعظم مصائب اینها بود که بیان شد.
ان شاء الله همه ما جزء عزادارن واقعی اهلبیت عصمت و طهارت قرار بگیریم.
مکان: مسجد توفیق شهرستان نکا
بسم الله الرحمن ارحیم الحمدلله رب العالمین والعاقبة للمتقین
اواخر عمر امیرالمومنین یکی از صحابی بنام صعصه بن صوحان آمد منزل حضرت، امام مجتبی اجازه ملاقات ندادند.
زمانی که حضرت به هوش آمدند فرمود صعصعه بن صوحان در جمع ملاقات کنندگان است و سوال دارد
فرمود اجازه بدهید بیاید بشرط اینکه سوالش کوتاه باشد.
آمد به بالین حضرت سوال پرسید:
یا امیرالمومنین!
شما بالاترید یا آدم ابوالبشر؟
شما بالاترید یا نوح نبی الله؟
شما بالاترید یا ابراهیم خلیل الله؟
شما بالاترید یا موسی کلیم الله؟
شما بالاترید یا عیسی روح الله؟
فرمودند شایسته نیست کسی از خودش تعریف کند ولی از این جهت که خداوند فرمود وَأَمّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ و چون سوال پرسیدی پاسخ می دهم.
من از آدم ابوالبشر با فضیلت ترم چون برای آدم همه ی نعمات فراهم بود ولی خداوند او را از خوردن گندم منع کرد ولی با این ممنوعیت بخاطر خوردن گندم از بهشت رانده شد، در حالی که من از خوردن گندم منع نشدم ولی بدلیل اینکه دنیا را قابل توجه نمی دانم بخودم سختی دادم و هرگز در دنیا گندم نخوردم.
تقوا در اولین پاسخ حضرت نکته بزرگی است که هر کسی از دنیا و زیبایی های دنیا دور باشد بیشتر به پاکی نزدیکتر و از معصیت دور تر است.
من از نوح نبی با فضیلت ترم چون نوح قوم خود را به یکتا پرستی دعوت کرد
ولی اطاعت ندید قوم خود را نفرین کرد
بعد از پیامبر، این امت صدمات زیادی به من وارد کردند ولی صبر کردم و لب به نفرین باز نکردم.
صبر در دومین پاسخ هم نکته ی خیلی مهمی است که ما براحتی از آن عبور می کنیم.
در خطبه شقشقیه فرمودند صبر کردم در حالی که در چشمم خار و در گلویم استخوانی بود.
یکی از خصائص ایمان صبر است که به ما یاد می دهند.
من از ابراهیم با فضیلت ترم چون در کتاب وحی آمده است که ابراهیم خلیل به خداوند فرمود رَبِّ أَرِنِی کَیْفَ تُحْیِ الْمَوْتی می خواهم زنده کردن مردگان را ببینم
قالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن؟ خداوند فرمود ایمان نداری؟
ْ قالَ بَلی وَلکِنْ لِیَطْمَئِنَّ قَلْبِی جواب داد ایمان دارم ولی می خواهم به یقین برسم و قلبم آرام بشود.
اما من انقدر به حداوند یقین دارم که اگر برای من کشف حجاب هم بشود، پرده های غیب بالا برود ایمان من همان است بیشتر نخواهد شد.
علو درجات به درجه ی یقین است حضرت به مرحله ی حق الیقین رسیدند که می فرماید چیزی اضافه نمی شود یعنی ایمانش نیاز به نشانه و علامت و معجزه ندارد.
من از موسی کلیم الله بافضیلت ترم چون طبق آیه ی وحی بعد از قتلی که موسی توسط موسی انجام شد بخداوند عالم فرمود رَبِّ إِنِّی قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْساً من مرتکب قتل نفس شدم
فَأَخافُ أَنْ یَقْتُلُون می ترسم مرا به قتل برسانند
وَأَخِی هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّی لِساناً فَأَرْسِلْهُ مَعِی رِدْءاً یُصَدِّقُنِی برادرم هارون که در سخنوری فصیح است همراهم باشد
إِنِّی أَخافُ أَنْ یُکَذِّبُونِی می ترسم مرا تکذیب نمایند اما موقعی که پیامبر خدا به من مأموریت داد تا به مکه بروم، آیات اول سوره توبه را در بالای بام کعبه بر کفار قریش قرائت کنم و بعد از قرائت جنگی صورت گرفت که بستگانم که از کفار قریش بودند در این جنگ کشتم ترسی از خود نشان ندادم.
توکل یکی دیگر از خصلتهای مومن است که امیرالمومنین به آن اشاره می کند یعنی کار برای خدا باشد بقیه اش با خداست.
فرمود موسی به برادرش هارون اعتماد داشت، ولی امیرالمؤمنین(علیه السلام) به طور کامل به خدای بزرگ توکل و اعتماد نمود.
من از عیسی با فضیلت ترم چون زمانی که مریم موقع وضع حمل به بیت المقدس آمد تا عیسی را در مسجد بیت المقدس بدنیا بیاورد خداوند وحی فرستاد یا مریم مسجد جایگاه عبادت است نه جایگاه ولایت و از بیت المقدس خارج شد وعیسی در بیابان متولد شد. اما وقتی مادر من فاطمه بنت اسد درد زاییدن گرفت در وسط کعبه به مستجار کعبه متوسل شد و گفت: بارالها بحق این خانه کعبه و بحق کسی
که این خانه را بنا نهاده است، درد زایمان را بر من سهل و آسان گردان. در همان وقت دیوار کعبه شکافته شد من در همان خانه کعبه متولد شدم.
چون مکه بر بیت المقدس برتری دارد مریم از وضع حمل عیسی در بیت المقدس که پائین تر از مکه است نهی شد ولی مادرم برای وضع حمل به مکانی برتر از بیت المقدس دعوت شد،
نقل نموده اند: فضائلی که برای علی ابن ابی طالب(علیه السلام) آمده برای هیچ یک از صحابه نیامده است.
مسجد امام رضا علیه السلام - مسجد موسی بن جعفر علیه السلام شهرستان نکا
بسم الله الرحمن الرحیم
لازم میدانم چند معیار را برای انتخاب اصلح یاد آور شوم :
1- ملاک انتخاب کاندیدا باید معیار رهبری باشد. خط قرمزمان در انتخاب کاندیدای اصلح چه خبرگان چه مجلس شورای اسلامی ملاک های رهبر معظم انقلاب است
2- متاسفانه رسانه های دشمن از منظر خود کاندیداهایی را اصلح میدانند، شما بگوش باشید کسی را که دشمن او را انتخاب میکنند نه بدرد ما میخورد نه بدرد مجلس ما و نه دلسوز نظام و امت اسلامی ایران است باید کسی را انتخاب کنید که دشمن ما با او دشمن است.
نماینده ی خود را طبق مضمون سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم انتخاب کنیم
3- کسی را نماینده ی منتخب خود قرار دهید که خط فکریش با امام راحل و مقام معظم رهبری برابر باشد
انشاء الله ملت ایران با حضور خود در انتخابات حساس اسفند ماه به تکلیف الهی عمل کرده و زمینهساز مجلسی در شان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و ملت شریف و همیشه در صحنه ایران باشند.
سیدمحمد جواد حسینی تبار-5 اسفند 1394
بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین
حضرت زینب را می توان در در سه حرف خلاصه کرد و در این سه حرف می توان شناخت ص-ب-ر
صاد یعنی صبر
باء یعنی بلا
راء یعنی رشادت
قرآن کریم دو دست زن را به عنوان نمونه برای درس گرفتن به ما میشناساند و معرفی می کند
یک دست زنان به عنوان زنان ملعونه مانند زن ابولهب و امثال اون که به خاطر آزار و پیغمبر مورد عذاب قرار میگیرند
یک دست زنان به عنوان زنان نمونه هستند چند نمونه زن به عنوان زنان نمونه معرفی شدند که یکی از آنها آسیه زن فرعون بود که دلبسته دین موسی شد و به موسی ایمان آورد و به خاطر ایمان به موسی زیر شکنجه رفت و بخاطر این شکنجه از دنیا رفت.
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِنْدَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ -تحریم11
در کنار این افراد و بانوان شخصیت به نام زینب کبری که نمیتوان در مقابل اینها قرار داد بلکه ایجاب میکند چند پله بالاتر برود
درد و رنجی که زینب کشید آسیه نکشید در طول تاریخ مانند زینب هم نمی توان نظیر بیاوریم دقت کنید شهادت برادران شهادت فرزندان شهادت بستگان همه در یک روز جلوی چشمان زینب هتک حرمت ها بوسیله ی دشمن حتی زینب به خودش اجازه نداد دعای رَبِّ نَجِّنِی بیان کند.
این آیه در مورد آسیه زن فرعون که شان و مقام زینب بالاتر از آسیه است و نمیتوان او را با زینب مقایسه کرد نمی توان این آیه را به زینب زد
وقتی زینب در مقام هجوم وحشیانه قرار گرفت یک ذکر بیان می کند اللهم تقبل منا هذا قلیل القربان یعنی الهی این قربانی را از ما قبول کن یا بالاتر از آن میگوید که زینب برادرانت فرزندان تمام و بستگان تو را خدا کشت این عذاب خداست یک جمله بیان می کند در جواب میگه ما رایت الا جمیلا
چرا این جمله را فرمود؟ سه دلیل داره
یک از سوی خداست من الله
دو برای خداست للله
سه در راه خداست فی سبیل الله
پس با این تفاصیل بهترین الگوی صبر و استقامت در زندگی زینب است چون بقای اسلام و تشیع و خطبههای علی وار زینب بود و الا کار اسلام بعد از شهادت امام حسین در عصر عاشورا تمام شده بود.
بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و العاقبة للمتقین
شب شهادت ولی نعمت ما حضرت شاهنشاه امام رضا علیه السلام است ان شاء الله از شفاعتشان در دنیا، قبر وقیامت بهره مند بشویم صلواتی عنایت بفرمائید
زیارت عاشورا خوانده شد دو نکته بیان کنم که خوب است بدانیم
نکته اول در دو جای زیارت عاشورا یادآور امام زمان عج الله است که به وضوح بیانگر آنست
اولین در عبارت لَقَدْ عَظُمَ مُصابی بِکَ فَاَسْئَلُ اللَّهَ الَّذی اَکْرَمَ مَقامَکَ وَ اَکْرَمَنی بِکَ اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثارِکَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ و َآلِهِ است.
دومین در عبارت وَ اَنْ یَرْزُقَنی طَلَبَ ثاری مَعَ اِمامٍ هُدیً ظاهِرٍ ناطِقٍ (بِالْحَقِّ) مِنْکُمْ
در عبارت اول منظور از امام منصور من اهل بیت محمد صلی الله علیه وآله و در عبارت دوم امام هدی ظاهر ناطق... امام زمان عج الله است. این نکته اول
در گذشته و حال هر وقت نام نامی امام زمان عج الله را می شنویم به احترام می ایستیم اما چند مدتی است که می بینیم وقتی نام مبارکشان شنیده می شود علاوه بر ایستادن دست هم بر می گذاریم که برای خیلی ها سوال شده این برنامه از کجا آمد که اضافه شده؟
اولا اینکه دست بر سرگذاشتن احترام به مافوق عالم که امام زمان عج الله است شما ببینیید یک نظامی وقتی به ارشد می رسد هم پا جفت میکند هم دست بر بالای گوش می گذارد احترام نظامی می گذارد حال که مافوق عالم ما امام زمان عج الله است احترام نظامی باید بگذاریم چون یک دعای ما این است از سربازان امام زمان عج الله قرار بگیریم ثانیا در روایت وارد شده وقتی دعبل خزاعی برای امام رضا علیه السلام شعری خواندند وقتی به این بیت"خروج امام لامحالة خارج یقوم على اسم الله والبرکات" رسیدند مشاهده کردند امام رضا علیه السلام ایستادند و دست بر سر مبارکشان نهادند. این نکته ی دوم.
اما بحث ما...
امام رضا نامه ای می نویسد به مامون عباسی که یا مامون خداوند هیچ کافری را از عذاب خارج نمی کند چون به آنها و عده عذاب داده و هیچ بهشتی را از بهشت خارج نیم کند چون به آنها وعده بهشت داده
ولی یک عده هستند که بعد از عذاب بهشتی می شوند که امام معصوم از تعبیر موحدین گنهکار نام برده.
موحدین گنهکار کیا هستند؟
کسانی هستند که ایمان دارند اما دست به گناه میزنند